استیصال در برابر سیاستهای ناکارآمد
عصر دوشنبه ۱۲ آبانماه خبر خودسوزی احمد بالدی، جوان ۲۰ساله اهوازی، منتشر شد. احمد پس از آنکه مأموران شهرداری برای تخریب اغذیهفروشی خانوادگی او اقدام کردند، در اقدامی شدید، خود را در برابر چشمان همگان به آتش کشید. او اکنون با ۷۰ درصد سوختگی در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سوانح سوختگی طالقانی بستری است و حالش وخیم گزارش شده است. پدر احمد میگوید این اغذیهفروشی بیش از ۲۰ سال است که در پارک زیتون فعالیت دارد و حتی جواز کسب رسمی نیز دارد. شهرداری اهواز در واکنش اعلام کرده که اقدام تحت طرح «عمران و توسعه فضای سبز پارک زیتون» و با نظارت دستگاههای قضایی انجام شده است. خودسوزی احمد تنها نمونهای از استیصال دستفروشان نیست. از سال ۱۳۸۹ تا امروز، دهها مورد مشابه در شهرهای مختلف ایران ثبت شده است. افرادی که بساط کوچک دستفروشیشان تنها نقطه اتصالشان به بقا و زندگی خانواده بوده، پس از برخوردهای قهری و توقیف اموال، دست به اقداماتی خودویرانگرانه زدهاند. این وقایع نشان میدهد سیاستهای شهری، به ویژه ساماندهی مشاغل غیررسمی، بارها شکست خورده و آسیبهای جدی اجتماعی و انسانی به همراه داشته است. دستفروشی در ایران بخشی از اقتصاد غیررسمی است که بسیاری از اقشار کمدرآمد را پوشش میدهد. نبود حمایتهای بیمهای و تأمین اجتماعی، محدودیت در دریافت مجوز کسب، تورم و فشارهای معیشتی، افراد را به مشاغل غیررسمی و پرخطر سوق میدهد. سهم اشتغال غیررسمی در بازار کار ایران بین ۶۵ تا ۷۰ درصد برآورد میشود و دستفروشی نه انتخاب، بلکه واکنشی به بیکاری و فقر مطلق است. این افراد با تهدید توقیف روزانه بساط خود، خشونت سیستماتیک مأموران و فقدان شبکه حمایتی مواجهند و همین فشارها احتمال کنشهای اعتراضی و خودویرانگرانه را افزایش میدهد. افزایش خودسوزیها باید هشدار جدی برای سیاستگذار باشد. به جای تمرکز بر حذف و به حاشیه راندن دستفروشان، سیاستهای بازار کار نیازمند اصلاح است: آموزش مهارتهای فنی و کسبوکار، تسهیل دریافت مجوز، حمایت بیمهای و اجتماعی مشاغل غیررسمی و ایجاد بازارهای محلی میتواند از فشار و استیصال این گروهها بکاهد. خودسوزی دستفروشان نه یک حادثه فردی، بلکه اعتراض جمعی به نابرابری اقتصادی و ناکارآمدی سیاستهای شهری است؛ نشانهای از نیاز فوری به بازنگری در شیوههای مدیریت بازار کار و حمایت اجتماعی.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




