روایت میدانی و مردمنگارانه از زندگی آسیبدیدگان حاشیه شهر و مبارزه روزمره آنها با فقر، اعتیاد و طرد اجتماعی
افیونزدگان؛ مردمنگاری در جنوب تهران
کتاب «افیونزدگان» اثر اصغر ایزدی جیران، حاصل پژوهش میدانی و مشاهدات طولانیمدت در محلههای حاشیهای جنوب تهران است و تلاش میکند تصویر دقیقی از جمعیتهای پنهان درگیر اعتیاد ارائه دهد. نویسنده با ورود به دو محله «لب خط» و «دروازهغار»، نهتنها صحنههای واقعی رنج و فقر را به تصویر میکشد، بلکه خواننده را به همدلی با کسانی که به حاشیه رانده شدهاند، دعوت میکند.
این کتاب شرح تجربههای زیسته افرادی است که به دلیل نابرابری اجتماعی، در پستوهای خانههای فرسوده زندگی میکنند. مهاجران لب خط و بیخانمانهای دروازهغار، آسیبدیدگان رنجهای اجتماعی هستند؛ کسانی که مواد مخدر را به عنوان راهکاری موقتی و بقا در برابر سختیها انتخاب میکنند. ایزدی جیران با روش مشاهده مشارکتی، زندگی روزمره و رفاقت با مهاجران بلوچ تهیدست و معتادان کارتنخواب را ثبت کرده و تلاش کرده است تا از بازتولید تصویرهای کلیشهای و منفی محلهها اجتناب کند.
نویسنده توضیح میدهد که محلههای مورد مطالعه به دلیل ارزش اقتصادی پایین، مکانی برای سکونت افرادی است که حتی از طبقه کارگر پایینتر هستند. افرادی مانند دورهگردها، دستفروشها، بیخانمانها، کارگران بدون قرارداد، شاگردان و فقرای معتاد، همه کسانی که در نظام اجتماعی رسمی جایگاهی نداشتهاند، در این محلات حضور دارند. زندگی در این محلات، نمونهای از طرد نهادی و اجتماعی بلوچهای فقیر و بیشناسنامه است که از محل تولد تا تهران، همواره در حاشیه زندگی کردهاند.
ایزدی جیران همچنین نشان میدهد که تجربه زندگی در این محلات یکنواخت نیست. محمد آقایی، یکی از ساکنان، مرزی میان «برادر» و «حرامزادگی» برای خود قائل است و دختر بچهای به نام زینب مجبور است به دلیل نبود امنیت، شبها در بالکن بخوابد و با محدودیتهای متعدد زندگی کند. این روایتها نشاندهنده دشواریهای زندگی روزمره، خشونتهای خانوادگی و نابرابری ساختاری است که ساکنان با آن روبهرو هستند.
نویسنده با تحلیل رفتار جامعه نسبت به اعتیاد، به نقش سیاستهای نظمبخشی و برخوردهای امنیتی در خیابانهای شوش اشاره میکند. موتورسواران لباس شخصی و اقدامات پراکندهکننده، نشاندهنده نگاه منفی جامعه به معتادان است. ایزدی جیران معتقد است فقرا با خوددرمانی و استفاده از مواد، نسبت به جهان اجتماعی رسمی بیحس میشوند، اما در عین حال، این افراد رفتار طردکننده را در قبال دیگران تکرار نمیکنند و اخلاق و همدلی را در جمع خود حفظ میکنند.
او میگوید، زندگی بسیاری از کارتنخوابها وابسته به آشغالها و تهمانده غذاهاست و فقدان آنها میتواند مرگبار باشد. کمپهای دولتی نیز غالباً با خشونت، بهداشت نامناسب و غذای ناکافی، تجربهای سخت و تحقیرآمیز برای معتادان فراهم میکنند. در نگاه ایزدی جیران، بیخانمان شدن نه صرفاً ناشی از اقتصاد ضعیف و فقر، بلکه ناشی از اجبارهای فرهنگی و تلاش برای جلوگیری از ایجاد مزاحمت برای خانواده و دیگران است.
کتاب «افیونزدگان» با نگاهی همدلانه و دقیق، به خواننده فرصتی میدهد تا با زندگی روزمره ساکنان حاشیهنشین جنوب تهران و پیچیدگیهای رنج و مقاومت آنها آشنا شود. این اثر، فراتر از یک روایت مردمنگارانه، دعوتی است به مشاهده انسانی زندگی کسانی که معمولاً دیده نمیشوند و در سایه فقر و تبعیض اجتماعی روزگار میگذرانند.
این کتاب شرح تجربههای زیسته افرادی است که به دلیل نابرابری اجتماعی، در پستوهای خانههای فرسوده زندگی میکنند. مهاجران لب خط و بیخانمانهای دروازهغار، آسیبدیدگان رنجهای اجتماعی هستند؛ کسانی که مواد مخدر را به عنوان راهکاری موقتی و بقا در برابر سختیها انتخاب میکنند. ایزدی جیران با روش مشاهده مشارکتی، زندگی روزمره و رفاقت با مهاجران بلوچ تهیدست و معتادان کارتنخواب را ثبت کرده و تلاش کرده است تا از بازتولید تصویرهای کلیشهای و منفی محلهها اجتناب کند.
نویسنده توضیح میدهد که محلههای مورد مطالعه به دلیل ارزش اقتصادی پایین، مکانی برای سکونت افرادی است که حتی از طبقه کارگر پایینتر هستند. افرادی مانند دورهگردها، دستفروشها، بیخانمانها، کارگران بدون قرارداد، شاگردان و فقرای معتاد، همه کسانی که در نظام اجتماعی رسمی جایگاهی نداشتهاند، در این محلات حضور دارند. زندگی در این محلات، نمونهای از طرد نهادی و اجتماعی بلوچهای فقیر و بیشناسنامه است که از محل تولد تا تهران، همواره در حاشیه زندگی کردهاند.
ایزدی جیران همچنین نشان میدهد که تجربه زندگی در این محلات یکنواخت نیست. محمد آقایی، یکی از ساکنان، مرزی میان «برادر» و «حرامزادگی» برای خود قائل است و دختر بچهای به نام زینب مجبور است به دلیل نبود امنیت، شبها در بالکن بخوابد و با محدودیتهای متعدد زندگی کند. این روایتها نشاندهنده دشواریهای زندگی روزمره، خشونتهای خانوادگی و نابرابری ساختاری است که ساکنان با آن روبهرو هستند.
نویسنده با تحلیل رفتار جامعه نسبت به اعتیاد، به نقش سیاستهای نظمبخشی و برخوردهای امنیتی در خیابانهای شوش اشاره میکند. موتورسواران لباس شخصی و اقدامات پراکندهکننده، نشاندهنده نگاه منفی جامعه به معتادان است. ایزدی جیران معتقد است فقرا با خوددرمانی و استفاده از مواد، نسبت به جهان اجتماعی رسمی بیحس میشوند، اما در عین حال، این افراد رفتار طردکننده را در قبال دیگران تکرار نمیکنند و اخلاق و همدلی را در جمع خود حفظ میکنند.
او میگوید، زندگی بسیاری از کارتنخوابها وابسته به آشغالها و تهمانده غذاهاست و فقدان آنها میتواند مرگبار باشد. کمپهای دولتی نیز غالباً با خشونت، بهداشت نامناسب و غذای ناکافی، تجربهای سخت و تحقیرآمیز برای معتادان فراهم میکنند. در نگاه ایزدی جیران، بیخانمان شدن نه صرفاً ناشی از اقتصاد ضعیف و فقر، بلکه ناشی از اجبارهای فرهنگی و تلاش برای جلوگیری از ایجاد مزاحمت برای خانواده و دیگران است.
کتاب «افیونزدگان» با نگاهی همدلانه و دقیق، به خواننده فرصتی میدهد تا با زندگی روزمره ساکنان حاشیهنشین جنوب تهران و پیچیدگیهای رنج و مقاومت آنها آشنا شود. این اثر، فراتر از یک روایت مردمنگارانه، دعوتی است به مشاهده انسانی زندگی کسانی که معمولاً دیده نمیشوند و در سایه فقر و تبعیض اجتماعی روزگار میگذرانند.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




