تخریب یک محل اجتماع عمومی به دست شهرداری
الهام ذاکری روزنامهنگار
هفته گذشته شهرداری تهران بدون هماهنگی با میراث فرهنگی، سکوی نمایش اطراف حوض تئاتر شهر را تخریب کرد. این سکو سالها محل تجمع و استراحت عمومی، به ویژه برای جوانان و دانشجویان بود و بخشی از زیست عمومی مرکز تهران به شمار میرفت. بنای تئاتر شهر با وجود ثبت در فهرست میراث ملی ایران، طی سالهای اخیر با محدود کردن دسترسیها و فنسکشیهای متعدد، از یک فضای عمومی آزاد به مکانی محدود و کنترلشده تبدیل شده است.
فضای تئاتر شهر از ویژگیهای مهمی برخوردار است: پیوستگی با زندگی روزمره شهری، دسترسی آسان از پیادهروها و نزدیکی به ایستگاههای مترو. پژوهشها نشان میدهند حتی رایگان شدن دسترسی به اماکن عمومی برای اقشار پایین جامعه کافی نیست، زیرا این افراد این فضاها را متعلق به خود نمیدانند و حضورشان در آنها با احساس ناراحتی و بیگانگی همراه است. به همین دلیل، فضاهای پیوسته و در دسترس برای همه اقشار، مانند تئاتر شهر، اهمیت بالایی در دسترسپذیری و عدالت شهری دارند.
سکوی تخریبشده جایی بود که افراد میتوانستند در مسیر رفتوآمد روزانه بنشینند، با دوستان قرار بگذارند یا از فعالیتهای عمومی مثل موسیقی و تئاتر خیابانی بهرهمند شوند. همزمان با محدود شدن دسترسی، برنامههای رسمی نهادهای حاکمیتی در فضای اطراف تئاتر شهر افزایش یافته که اغلب با ذائقه اکثریت مردم همخوانی ندارد و مخاطب آن گروه کوچکی از جامعه است.
این اقدام شهرداری تنها محدود کردن حق دسترسی نیست؛ تخریب سکوی نمایش نمونهای از روندی است که حضور اقشار پایین در مرکز شهر را کاهش میدهد و به قطبیسازی شهری دامن میزند. تهران بهندرت فضاهای غیرتجاری دارد که مردم بتوانند به شکل آزاد و روزمره از آن استفاده کنند. محدود کردن پارکها و تبدیل آنها به فضاهای تجاری، احداث دکهها و اماکن پولساز، مجموعهای از سیاستهایی است که شهر را به جزایری خصوصی و پولی تبدیل میکند که قابل استفاده تنها برای کسانی است که توان مالی دارند.
از سوی دیگر، دسترسی به فضاهای عمومی با کمک حملونقل عمومی اهمیت دارد. تئاتر شهر با قرار گرفتن در تقاطع خطوط اصلی مترو و بیآرتی، نمونهای از دسترسی مناسب برای طبقات میانی و پایین جامعه است. با این حال، سیاستهای شهری در عمل به جای گسترش این فضاها، محدود کردن و تخریب آنها را دنبال کردهاند. دسترسی عادلانه به فضاهای عمومی بخشی از عدالت و رفاه اجتماعی است. شهر نباید تنها محل گذر افراد باشد، بلکه باید فضایی برای پرسهزنی، تعامل و شکلگیری حیات اجتماعی فراهم آورد. سیاستهای حاکم بر شهرسازی و اقتصاد سیاسی تهران، تجربه شهری بخش بزرگی از جامعه را به مسیر رفتوآمد میان خانه و محل کار محدود کردهاند، در حالی که گروههای خاص میتوانند با پرداخت پول از خدمات شهری، سالنهای تجاری و مراکز فرهنگی بهرهمند شوند.
مجموعه این اقدامات، از محدود کردن پیوستگی فضاهای عمومی گرفته تا تخریب فضاهای تجمع، بهتدریج امکان حضور آزاد اقشار مختلف در مرکز شهر را کاهش میدهد و فضاهای عمومی را به ابزار کنترل و سیاستهای محدودکننده شهری تبدیل میکند. در چنین شرایطی، تئاتر شهر و سکوی آن به نمادی از محدودیتهای دسترسی به زیست عمومی در تهران بدل شده و ضرورت بازنگری در سیاستهای شهری و توجه به عدالت فضایی بیشازپیش آشکار میشود.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




