بازهم جشنوارهای که دوستش داریم
آیدا آزاد
به بهمنماه رسیدیم و حالا میتوانیم پیش از نوشتن نام جشنواره فیلم فجر، یک بالاخره بگذاریم و حتی از آخیش و خدا را شکر و واژهها و اصطلاحات دیگر استفاده کنیم و امیدوار باشیم که یک رویداد سینمایی جذاب پیشرو خواهیم داشت. البته که این عادت علاقهمندان به سینماست؛ عادتی هرساله که نزدیکیهای بهمنماه، مثل خوره به جان میافتد و هر اندازه که ناامید باشیم و با خودمان بگوییم «هیچچیز جشنوارههای قبل نمیشود»، بازهم یک چشم به خبرها بدوزیم و خبر رسیدن یا نرسیدن فیلمها را بخوانیم و در جمعهای خودمانی بگوییم «حالا کدوم کارگردانها هستند؟»
جشنوارهای که میشناختیم
داستان را نمیدانید؟ آن سال که «هامون»، ساخته داریوش مهرجویی، روانه جشنواره فیلم فجر شد، مشکلاتی پیش آمد و فیلمبرداری بخشهای مهم و غیرقابل حذفی از داستان، به تاخیر افتاد. آنچنان که گروه در روزهای جشنواره، روانه شمال کشور شدند تا این بخشها را فیلمبرداری کنند و 17-18 بهمنماه بود که با راشهای تازه از راه رسیدند. در شرایطی که سه چهار روز بعد از آن، جشنواره به پایان میرسید و نام «هامون» هم در میان فیلمهای بخش مسابقه بود. هیئت داوران، فیلم را ندیده بودند، همانطور که مردم، مدام سراغ آن را میگرفتند. بالاخره برای حسندوست، یک تختخواب سفری در اتاق تدوین قرار دادند و هیئت داوران هم به مهرجویی اولتیماتوم داد؛ «اگر تا 20 بهمن، هامون به جشنواره نرسد، آن را از بخش مسابقه کنار میگذاریم.» اینطور بود که اندکی پیش از پایان روز 20 بهمن، پردههای اول را برای هیئت داوران نمایش دادند، اما هیئت داوران، بیدار ماند و در صحنه حضور داشت تا ببینند پایان فیلم چه میشود؟ به همین دلیل است که ما مدام در یادآوری خاطرات جشنوارهروهای حرفهای میشنویم که چطور شب تا صبح برای تماشای «هامون» در صف ایستادهاند و 48 ساعت بیخوابی کشیدهاند. فیلم، فقط 48 ساعت در جشنواره نمایش داده شد، اما راه خودش را باز کرد. داستان مرد شوریدهحالی که همهمان میشناسیمش.
اما حالا مثل آن روزها نیست. الان اگر فیلمی تمام مراحل فیلمبرداریاش را هم طی کرده باشد، عجلهای برای رسیدن به جشنواره نشان نمیدهد.
جشنوارهای که میبینیم
در حال حاضر، بیشتر فیلمها در مرحله تولید پوستر و بروشور هستند و تیزرهای تبلیغاتیشان، دستبهدست میشود. فیلمی همچون «شعلهور» که از سال گذشته آماده بود. «لاتاری» که فیلمبرداریاش هم به پایان رسیده و مراحل فنی نهایی را پشت سر میگذارد. «چهارراه استانبول» که اولین تیزرهای آن دستبهدست میشود و همچنین عکسهای تازهای از «بمب» ساخته پیمان معادی و «کامیون» ساخته کامبوزیا پرتویی در این روزها انتشار پیدا میکنند. در مجموع، جشنواره کمحاشیهای را پشت سر میگذاریم. هرچند برای قضاوت، کمی زود است. همین کمحاشیه بودن، در نوع خودش حاشیهای جذاب به حساب میآید که نمیتوان به سادگی چشمها را روی آن بست و نادیدهاش گرفت.
هرچند بخشی از این کمحاشیه بودن جشنواره، مربوط به حاضربودن فیلمهاست، اما بخشی دیگر، به این دلیل است که فیلمهای جنجالی این جشنواره، خودشان را کنار کشیدند و برای رسیدن، تلاشی نکردهاند. در لیست جشنواره، اسم کارگردانهای نسل اول دیده نمیشود و بازیگران قدیمی و کهنهکاری که فیلم دارند، کمتر از انگشتان یک دست است. این جشنواره را میتوان جشنواره جوانها نامگذاری کرد. جشنوارهای که فقط حضور یک پدیده میتواند تنورش را گرم کند و کشف پدیده را باید به تماشای فیلمها منوط کرد. در حال حاضر، «بمب» و «شعلهور» در فهرست اصلیترینهای جشنواره قرار گرفتهاند و به نظر میرسد «به وقت شام» به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا نیز سروصدای فراوانی به راه بیندازد..
جشنواره از زاویهای دیگر
شاید بخشی از این داستانهای پرآب و تاب، به دلیل تیزرهای تبلیغاتیای باشد که زودتر از موعد، دستبهدست میشوند. به هر حال، دستاندرکاران فیلمها به لطف دنیای مجازی، به این نتیجه رسیدهاند که باید تیزرهای فیلمشان را پیش از طیشدن تمام مراحل فنی، آماده کنند و ذهن مخاطب را برای شنیدن و دیدن قلقلک دهند. به همین مناسبت است که حتی طراحی پوستر یک فیلم، تبدیل به خبر دستاول جشنواره فیلم فجر میشود.
دیدنیهای جشنواره
اگر خبر قیمت بلیتهای جشنواره را شنیدهاید و از خودتان میپرسید 8 تا 15 هزار تومان را برای چه فیلمی هزینه کنید، باید نام این پنج فیلم را به خاطر بسپارید؛ فیلمهایی که پیش از رسیدن به جشنواره، هیاهویی در اطرافشان شکل گرفت و احتمالا جزء حاشیهسازترینها خواهند بود. «لاتاری» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، «بمب» به کارگردانی پیمان معادی، «اتاق تاریک» به کارگردانی روحالله حجازی، «شعلهور» به کارگردانی حمید نعمتالله و «به وقت شام» به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




