روایتی از ایثار پرستار بیمارستان فارابی تأمیناجتماعی مشهد
اعضای زندهیاد مهدی اسوار به بیماران جانی دوباره بخشید
اهدای عضو مرهمی التیامبخش برای بیمارانی است که با تحمل درد طولانیمدت، چشم انتظار عضو پیوندی هستند تا شاید روشنیبخش زندگی آنان باشد. فرصتی ارزشمند و ماندگار برای بیماران نیازمندی که لحظهلحظه شمع زندگیشان روبه خاموشی است و هدیه عضو پیوندی میتواند حیاتی دوباره برای آنان به ارمغان بیاورد.
مهدی اسوار؛ پرستار جانبخش«مهدی اسوار» نامی است که این روزها در خانواده بزرگ کارکنان سازمان تأمیناجتماعی پرآوازه شده است. پرستار ۴۷ساله مشهدی شاغل در بیمارستان تأمیناجتماعی فارابی که حتی پس از مرگ هم نجاتبخش جان بیماران شد و اعضای اهدایی او به چند بیمار نیازمند پیوند عضو، جانی دیگر بخشید.
زهره دولتی، همسر زندهیاد مهدی اسوار همکار درگذشته و جانبخش بیمارستان فارابی است. خانم دولتی درباره حادثهای که برای او و همسرش اتفاق افتاد، میگوید: «همسرم از سه سال پیش مبتلا به فشارخون بالا و بیماری کلیه بود و برای درمان این مشکلات، نیاز به دیالیز مستمر داشت. حتی برای پیوند کلیه اقدام کردیم ولی بهخاطر مشکل کمخونی، نتوانست مورد پیوند قرار گیرد. حدود دو ماه پیش بود که مهدی در مسیر منزل به بیمارستان، دچار ایست قلبی شد. بعد از رسیدن نیروهای امدادی او را احیا میکنند، اما ازآنجاکه برای مدتی اکسیژن کافی به مغز او نرسیده بود به کما رفت.»
همسر زندهیاد اسوار ادامه میدهد: «مهدی را به بیمارستان منتقل کردند. زمانی که در بیمارستان متوجه شدم همسرم سطح هوشیاری بسیار پایینی دارد و پزشکان گفتند که دچار مرگ مغزی شده، با توجه به رضایت خودشان، من نیز رضایت به اهدای اعضای مهدی دادم. کبد، قرنیهها و بخشی از پوست همسرم به بیماران نیازمند از استانهای قزوین، اردبیل و یکی از شهرهای خراسان شمالی (شیروان) اهدا شد. مهدی کارت اهدای عضو نداشت، اما همیشه میگفت اگر عضو سالم در بدنم داشتم، حتماً کارت اهدای عضو میگرفتم. به همین خاطر وقتی در بیمارستان گفتند برخی از اعضای بدن او را میتوان به بیماران دیگر اهدا کرد، به یاد حرفهایش افتادم و با این کار موافقت کردم.»
خانم دولتی اضافه میکند: «اهدای عضو اجر و ثواب بسیار بالایی دارد. این واقعه را امتحانی الهی برای خودم و همسرم میدانم. آرزو میکنم هیچ عزیزی در هیچ خانوادهای دچار این وضعیت نشود، اما اگر خدای ناکرده عزیزی از خانوادهای دچار مرگ مغزی شد، توصیه میکنم خانواده و بازماندگان محترم به اهدای اعضای او فکر کنند؛ چراکه حیاتبخش انسانهای نیازمند و دردمند خواهند بود. مدتی بعد از حادثهای که برای خانواده ما اتفاق افتاد و اعضای بدن مهدی را اهدا کردیم، یکی از گیرندگان که کبد مهدی را دریافت کرده و به گفته پزشکان در صورت پیوند نشدن، مدتزمان کوتاهی برای ادامه حیات وقت داشت، با من تماس گرفت. از اینکه حس کردم این اقدام زندگی دوباره به او داده، خدا را شکر کردم و مطمئنم که روح مهدی نیز از این بخشش، خشنود است.»
دریافتکننده کبد اهدایی زندهیاد مهدی اسوار، خانمی آموزگار و ساکن شیروان است. او درباره بیماریاش و سیر مراحل بیماری میگوید: «سال 1399 دچار مشکلاتی شدم و پس از انجام آزمایشهای مختلف، معلوم شد دچار نارسایی حاد کبد هستم. به تدریج که زمان میگذشت، روزگار بر من سختتر و ادامه زندگی دشوارتر میشد و پزشکان اعلام کردند که هرچه زودتر باید پیوند کبد شوم.»
این گیرنده عضو ادامه میدهد: «شهریورماه سال 1402، نسبت به تشکیل پرونده پیوند عضو اقدام کردم و در نوبت پیوند قرار گرفتم. اواخر دیماه امسال اعلام شد عضو سازگار با شرایط من و چند نفر دیگر، در دسترس قرار گرفته است. پس از آزمایشهای تکمیلی، قرار شد عضو اهدایی مرحوم اسوار به من پیوند زده شود. پس از انجام عمل و حدود 10 روز بستری شدن و تحت نظر بودن، زندگیام دگرگون شد و اکنون حیاتی دوباره را تجربه میکنم که بابت آن شکرگزار خداوند و ممنون خانواده مرحوم اسوار هستم.»
مهدی اسوار؛ پرستار جانبخش«مهدی اسوار» نامی است که این روزها در خانواده بزرگ کارکنان سازمان تأمیناجتماعی پرآوازه شده است. پرستار ۴۷ساله مشهدی شاغل در بیمارستان تأمیناجتماعی فارابی که حتی پس از مرگ هم نجاتبخش جان بیماران شد و اعضای اهدایی او به چند بیمار نیازمند پیوند عضو، جانی دیگر بخشید.
زهره دولتی، همسر زندهیاد مهدی اسوار همکار درگذشته و جانبخش بیمارستان فارابی است. خانم دولتی درباره حادثهای که برای او و همسرش اتفاق افتاد، میگوید: «همسرم از سه سال پیش مبتلا به فشارخون بالا و بیماری کلیه بود و برای درمان این مشکلات، نیاز به دیالیز مستمر داشت. حتی برای پیوند کلیه اقدام کردیم ولی بهخاطر مشکل کمخونی، نتوانست مورد پیوند قرار گیرد. حدود دو ماه پیش بود که مهدی در مسیر منزل به بیمارستان، دچار ایست قلبی شد. بعد از رسیدن نیروهای امدادی او را احیا میکنند، اما ازآنجاکه برای مدتی اکسیژن کافی به مغز او نرسیده بود به کما رفت.»
همسر زندهیاد اسوار ادامه میدهد: «مهدی را به بیمارستان منتقل کردند. زمانی که در بیمارستان متوجه شدم همسرم سطح هوشیاری بسیار پایینی دارد و پزشکان گفتند که دچار مرگ مغزی شده، با توجه به رضایت خودشان، من نیز رضایت به اهدای اعضای مهدی دادم. کبد، قرنیهها و بخشی از پوست همسرم به بیماران نیازمند از استانهای قزوین، اردبیل و یکی از شهرهای خراسان شمالی (شیروان) اهدا شد. مهدی کارت اهدای عضو نداشت، اما همیشه میگفت اگر عضو سالم در بدنم داشتم، حتماً کارت اهدای عضو میگرفتم. به همین خاطر وقتی در بیمارستان گفتند برخی از اعضای بدن او را میتوان به بیماران دیگر اهدا کرد، به یاد حرفهایش افتادم و با این کار موافقت کردم.»
خانم دولتی اضافه میکند: «اهدای عضو اجر و ثواب بسیار بالایی دارد. این واقعه را امتحانی الهی برای خودم و همسرم میدانم. آرزو میکنم هیچ عزیزی در هیچ خانوادهای دچار این وضعیت نشود، اما اگر خدای ناکرده عزیزی از خانوادهای دچار مرگ مغزی شد، توصیه میکنم خانواده و بازماندگان محترم به اهدای اعضای او فکر کنند؛ چراکه حیاتبخش انسانهای نیازمند و دردمند خواهند بود. مدتی بعد از حادثهای که برای خانواده ما اتفاق افتاد و اعضای بدن مهدی را اهدا کردیم، یکی از گیرندگان که کبد مهدی را دریافت کرده و به گفته پزشکان در صورت پیوند نشدن، مدتزمان کوتاهی برای ادامه حیات وقت داشت، با من تماس گرفت. از اینکه حس کردم این اقدام زندگی دوباره به او داده، خدا را شکر کردم و مطمئنم که روح مهدی نیز از این بخشش، خشنود است.»
دریافتکننده کبد اهدایی زندهیاد مهدی اسوار، خانمی آموزگار و ساکن شیروان است. او درباره بیماریاش و سیر مراحل بیماری میگوید: «سال 1399 دچار مشکلاتی شدم و پس از انجام آزمایشهای مختلف، معلوم شد دچار نارسایی حاد کبد هستم. به تدریج که زمان میگذشت، روزگار بر من سختتر و ادامه زندگی دشوارتر میشد و پزشکان اعلام کردند که هرچه زودتر باید پیوند کبد شوم.»
این گیرنده عضو ادامه میدهد: «شهریورماه سال 1402، نسبت به تشکیل پرونده پیوند عضو اقدام کردم و در نوبت پیوند قرار گرفتم. اواخر دیماه امسال اعلام شد عضو سازگار با شرایط من و چند نفر دیگر، در دسترس قرار گرفته است. پس از آزمایشهای تکمیلی، قرار شد عضو اهدایی مرحوم اسوار به من پیوند زده شود. پس از انجام عمل و حدود 10 روز بستری شدن و تحت نظر بودن، زندگیام دگرگون شد و اکنون حیاتی دوباره را تجربه میکنم که بابت آن شکرگزار خداوند و ممنون خانواده مرحوم اسوار هستم.»
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها
تیتر خبرها




