بررسی تبعات به جا مانده از سیاستهای کنترل جمعیت
چرا نرخ زادوولد در چین کاهش یافته است؟
تبعات به جا مانده از سیاستهای کنترل جمعیت چین بر بدنه این کشور مشهود است. سال گذشته، جمعیت این کشور برای اولینبار از سال 1962 کمتر شد و جمعیت در سن کار آن پس از یک دهه کاهش مییابد. مسئله این است که کاهش نیروی کار بهعنوان مانعی برای رشد عمل میکند و افزایش تعداد سالمندان بر سیستم رفاهی فشار وارد میآورد، اما تحقیقات عملی در این زمینه چه میگویند؟
ندا اظهری روزنامه نگار
مقررات تنظیم خانواده مانند سیاست تکفرزندی بهطور گسترده، در کاهش نرخ زادوولد مقصر شناخته میشود. اما ایدهای که کمتر مورد بررسی قرار گرفته این است که کاهش نرخ زادوولد با تکثیر در میان جمعیت، کاهشی بیشتر از سطح انتظار ایجاد میکند. هرچند شواهد کمی برای اثبات این موضوع وجود دارد، با این حال به نظر میرسد مقاله جدید در مورد تغییرات جمعیتی چین در 50 سال گذشته، اطلاعات جدیدی ارائه میدهد.
اثرات سرریز
تحقیقات پائولین روسی از دانشگاه فنی و مهندسی اکول واقع در پاریس و یون شیائو از دانشگاه گوتنبرگ سوئد در ژورنال انجمن اقتصادی اروپا نشان میدهد که سیاستهای کنترل تولد «اثرات سرریز» دارند. به این معنی که اگر برخی زوجها تعداد فرزندان خود را کم کنند، ممکن است منجر به کاهش تعداد فرزند در دیگران نیز بشود.
پروفسور روسی و شیائو دادههای باروری را برای زنان متولد شده بین سالهای 1926 و 1945 بررسی کردهاند. این گروه جمعیتی در سنین باروری بودند که کمپین «دیرتر، طولانیتر و کمتر» در دهه 1970، برای شروع سیاستهای تنظیم خانواده در چین بهصورت جدی اعمال شد. این کمپین زوجها را تشویق میکرد که دیرتر ازدواج کنند، فاصله سالهای بین باروری خود را افزایش دهند و تعداد کمتری بچه داشته باشند. بسیاری از اتفاقات مربوط به کاهش باروری در چین دقیقاً در این دوره اتفاق افتاد. طبق گزارش بانک جهانی، در سال 1969، نرخ باروری کل (متوسط تعداد فرزندانی که انتظار میرود یک زن در طول زندگی خود با نرخ زادوولد فعلی داشته باشد) 6.2 بود. یک دهه بعد، زمانی که سیاست تکفرزندی معرفی شد، این عدد به 2.7 کاهش یافته بود.
مسئله مهم این است که کمپین«دیرتر، طولانیتر و کمتر» تنها گروه قومی اصلی در چین را هدف قرار داده بود و شامل گروههای اقلیت نمیشد. همین موضوع به محققان اجازه داد تا چگونگی واکنش گروههای اقلیت قومی مستثنی شده را مطالعه کنند. پس از کنترل عوامل دیگر، آنها دریافتند که این سیاست بر اقلیتهایی که جدا از گروه قومی اصلی در چین زندگی میکردند تأثیر نگذاشته، اما برای کسانی که در میان گروه قومی اصلی چین زندگی میکردند، منجر به کاهش باروری شده است.
گروههای قومی
نتیجه کار پژوهشگران این است که شواهدی از سرریز بین گروههای قومی درگیر در این کمپین دیده میشود؛ به این معنا که هرچه سهم گروه قومی اصلی در یک استان بیشتر باشد، تأثیر آن بر دیگر اقوام چین درخصوص کاهش باروری بیشتر بوده است.
اثرات سرریز ممکن است به دو صورت عمل کند؛ اول اینکه زوجهایی با فرزندان کمتر، منابع بیشتری برای سرمایهگذاری روی هر فرزند دارند. زوجهای دیگر شاید احساس کنند که در صورت تمایل به رقابت، بهخصوص در زمینههایی مانند آموزش، مجبورند از آنها الگوبرداری کنند. راه دوم از طریق همنوایی اجتماعی است. تأثیر اینکه برخی زوجها فرزندان کمتری دارند، ممکن است اینگونه باشد که دیگران هم تعداد فرزندان خود را محدود کنند. نویسندگان دریافتهاند اقلیتهای چینی که از نظر فرهنگی نزدیک به گروه قومی اصلی هستند، بیشتر تحتتأثیر کمپین «دیرتر، طولانیتر و کمتر» قرار گرفتهاند.
تنها چین نیست که پیرو اثرات سرریز قرار گرفته؛ چنین تأثیراتی در کرهجنوبی نیز دیده شده است. در این کشور با نرخ باروری پایین و تحصیلات گرانقیمت (بسیاری از کودکان در کلاسهای خصوصی آموزش میبینند) اثرات سرریز کاملاً مشهود است. سئونگ کیم از دانشگاه سجونگ و دیگران دریافتهاند که وقتی خانوادههای ثروتمند کمتر برای کلاسهای خصوصی خرج میکنند، خانوادههای کمدرآمد نیز همین کار را انجام میدهند. بنابراین، سرریزها ممکن است در جایی اتفاق بیفتند که افراد انگیزههای اقتصادی یا اجتماعی قوی برای همگامشدن با دیگران داشته باشند.
مسئله کاهش جمعیت و اثرات سرریز، پیامدهای تأسفباری برای چین دارد. دولت با تأخیر سعی کرده زوجها را به داشتن فرزندان بیشتر تشویق کند، اما موفقیت چندانی به دست نیاورد. اگرچه سیاست تکفرزندی در سال 2016 به پایان رسید و چین در سال 2021 به سیاست سه فرزندی روی آورد، نرخ زادوولد افزایش نیافته است. نرخ باروری در سال 2021 تا 1.2 پایین آمد که رکودی در افزایش جمعیت به حساب میآید. هزینه بالای بچهدار شدن به این معنی است که زوجها تمایل کمتری به بچهدار شدن دارند. نرخ پایین زادوولد نیز به نوبه خود توسط سرریزها تقویت میشود و زوجهای بیشتری را وادار به پیروی میکند. بنابراین، بدون وجود انگیزههای بیرونی، چین نمیتواند از این تله فرار کند.
راهحل دولت
از نظر تئوری اگر سرریزها برعکس عمل کنند، واداشتن یک قشر از جمعیت به داشتن فرزند، بیشترین تأثیر را خواهد داشت. برای این منظور، تلاش رهبران چین این است که آموزش خصوصی را از بین ببرند تا مسابقه تسلیحاتی آموزش را کند کنند. آنها همچنین میتوانند زوجها را از طریق پرداختها یا مزایایی برای فرزندان بیشتر تشویق کنند، اما تجربه نشان میدهد که چنین سیاستهایی نتایج ناچیزی دارند. چین دریافته که استفاده از زور برای محدود کردن تعداد تولدها بسیار آسانتر از افزایش آن بوده است.
منبع: اکونومیست
اثرات سرریز
تحقیقات پائولین روسی از دانشگاه فنی و مهندسی اکول واقع در پاریس و یون شیائو از دانشگاه گوتنبرگ سوئد در ژورنال انجمن اقتصادی اروپا نشان میدهد که سیاستهای کنترل تولد «اثرات سرریز» دارند. به این معنی که اگر برخی زوجها تعداد فرزندان خود را کم کنند، ممکن است منجر به کاهش تعداد فرزند در دیگران نیز بشود.
پروفسور روسی و شیائو دادههای باروری را برای زنان متولد شده بین سالهای 1926 و 1945 بررسی کردهاند. این گروه جمعیتی در سنین باروری بودند که کمپین «دیرتر، طولانیتر و کمتر» در دهه 1970، برای شروع سیاستهای تنظیم خانواده در چین بهصورت جدی اعمال شد. این کمپین زوجها را تشویق میکرد که دیرتر ازدواج کنند، فاصله سالهای بین باروری خود را افزایش دهند و تعداد کمتری بچه داشته باشند. بسیاری از اتفاقات مربوط به کاهش باروری در چین دقیقاً در این دوره اتفاق افتاد. طبق گزارش بانک جهانی، در سال 1969، نرخ باروری کل (متوسط تعداد فرزندانی که انتظار میرود یک زن در طول زندگی خود با نرخ زادوولد فعلی داشته باشد) 6.2 بود. یک دهه بعد، زمانی که سیاست تکفرزندی معرفی شد، این عدد به 2.7 کاهش یافته بود.
مسئله مهم این است که کمپین«دیرتر، طولانیتر و کمتر» تنها گروه قومی اصلی در چین را هدف قرار داده بود و شامل گروههای اقلیت نمیشد. همین موضوع به محققان اجازه داد تا چگونگی واکنش گروههای اقلیت قومی مستثنی شده را مطالعه کنند. پس از کنترل عوامل دیگر، آنها دریافتند که این سیاست بر اقلیتهایی که جدا از گروه قومی اصلی در چین زندگی میکردند تأثیر نگذاشته، اما برای کسانی که در میان گروه قومی اصلی چین زندگی میکردند، منجر به کاهش باروری شده است.
گروههای قومی
نتیجه کار پژوهشگران این است که شواهدی از سرریز بین گروههای قومی درگیر در این کمپین دیده میشود؛ به این معنا که هرچه سهم گروه قومی اصلی در یک استان بیشتر باشد، تأثیر آن بر دیگر اقوام چین درخصوص کاهش باروری بیشتر بوده است.
اثرات سرریز ممکن است به دو صورت عمل کند؛ اول اینکه زوجهایی با فرزندان کمتر، منابع بیشتری برای سرمایهگذاری روی هر فرزند دارند. زوجهای دیگر شاید احساس کنند که در صورت تمایل به رقابت، بهخصوص در زمینههایی مانند آموزش، مجبورند از آنها الگوبرداری کنند. راه دوم از طریق همنوایی اجتماعی است. تأثیر اینکه برخی زوجها فرزندان کمتری دارند، ممکن است اینگونه باشد که دیگران هم تعداد فرزندان خود را محدود کنند. نویسندگان دریافتهاند اقلیتهای چینی که از نظر فرهنگی نزدیک به گروه قومی اصلی هستند، بیشتر تحتتأثیر کمپین «دیرتر، طولانیتر و کمتر» قرار گرفتهاند.
تنها چین نیست که پیرو اثرات سرریز قرار گرفته؛ چنین تأثیراتی در کرهجنوبی نیز دیده شده است. در این کشور با نرخ باروری پایین و تحصیلات گرانقیمت (بسیاری از کودکان در کلاسهای خصوصی آموزش میبینند) اثرات سرریز کاملاً مشهود است. سئونگ کیم از دانشگاه سجونگ و دیگران دریافتهاند که وقتی خانوادههای ثروتمند کمتر برای کلاسهای خصوصی خرج میکنند، خانوادههای کمدرآمد نیز همین کار را انجام میدهند. بنابراین، سرریزها ممکن است در جایی اتفاق بیفتند که افراد انگیزههای اقتصادی یا اجتماعی قوی برای همگامشدن با دیگران داشته باشند.
مسئله کاهش جمعیت و اثرات سرریز، پیامدهای تأسفباری برای چین دارد. دولت با تأخیر سعی کرده زوجها را به داشتن فرزندان بیشتر تشویق کند، اما موفقیت چندانی به دست نیاورد. اگرچه سیاست تکفرزندی در سال 2016 به پایان رسید و چین در سال 2021 به سیاست سه فرزندی روی آورد، نرخ زادوولد افزایش نیافته است. نرخ باروری در سال 2021 تا 1.2 پایین آمد که رکودی در افزایش جمعیت به حساب میآید. هزینه بالای بچهدار شدن به این معنی است که زوجها تمایل کمتری به بچهدار شدن دارند. نرخ پایین زادوولد نیز به نوبه خود توسط سرریزها تقویت میشود و زوجهای بیشتری را وادار به پیروی میکند. بنابراین، بدون وجود انگیزههای بیرونی، چین نمیتواند از این تله فرار کند.
راهحل دولت
از نظر تئوری اگر سرریزها برعکس عمل کنند، واداشتن یک قشر از جمعیت به داشتن فرزند، بیشترین تأثیر را خواهد داشت. برای این منظور، تلاش رهبران چین این است که آموزش خصوصی را از بین ببرند تا مسابقه تسلیحاتی آموزش را کند کنند. آنها همچنین میتوانند زوجها را از طریق پرداختها یا مزایایی برای فرزندان بیشتر تشویق کنند، اما تجربه نشان میدهد که چنین سیاستهایی نتایج ناچیزی دارند. چین دریافته که استفاده از زور برای محدود کردن تعداد تولدها بسیار آسانتر از افزایش آن بوده است.
منبع: اکونومیست
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




