شایستهسالاری سازمانی؛ نیاز دنیای مدرن
پرتو جغتایی روزنامه نگار
یک سازمان برای حرکت در مسیر موفقیت، نیازهای گوناگونی دارد. بدون تردید یکی از مهمترین نیازهای هر سازمان، برخورداری از نیروی انسانی کارآمد است. «شایستهسالاری» یکی از اساسیترین مفاهیم در ارتباط با کارآمدی است. اگر هر یک از افراد در پستهای رده پایین تا بالای سازمان بر اساس شایستگیهایشان انتخاب شوند، آنوقت میتوان انتظار داشت کارآمدی در تمام بخشهای آن ساری و جاری شود. از طرفی باید به این امر توجه داشت که تمرکز یک سیستم شایستهسالار، بر شناسایی و پاداش دادن به شایستگیها و دستاوردهای فردی است. این نوع سیستم حاکم در یک سازمان بر این باور است که چنین رویهای منجر به کارایی بهتر، بهرهوری بالاتر و رعایت انصاف بیشتر در سازمان میشود. اما شایستهسالاری چه تعریفی دارد و برای رسیدن به آن چه اقداماتی از سوی مدیران سازمانها، ارگانها، مؤسسات، شرکتها و... باید صورت بگیرد.
شایستهسالاری؛ از گذشته تا اکنون
مایکل یانگ در سال ۱۹۵۸ واژه شایستهسالاری را برای بار نخست در کتاب «ظهور شایستهسالاری» به کار برد. یانگ از این اصطلاح بهصورت طنز استفاده کرد تا نوعی از پادشاهی انگلستان را به تصویر بکشد که توسط سیستمی اداره میشود که بر هوش و شایستگی بیش از هر چیزی، مانند دستاوردهای شخصی گذشته ارج مینهد. مفهوم شایستهسالاری تاکنون معنای دیگری پیدا کرده و در حال حاضر به سازمانهایی اشاره دارد که در آن بهترین افراد و ایدهها برنده میشوند و دیگر ایدهای نیست که مورد تمسخر قرار گیرد، بلکه از آن تجلیل میشود.
امروزه منابع انسانی پرورش یافته عامل اصلی کسب مزیت رقابتی سازمانها هستند. جذب، نگهداری و پرورش منابع انسانی کافی نیست، بلکه میبایست بر اساس اصول و معیارهای علمی شایستگی را در کارکنان ایجاد و بدان توجه کرد. شایستهسالاری از جمله عواملی است که موجب شکوفایی، وفاداری و تعهد کارکنان به کار و سازمان میشود، که از دو واژه مزیت به معنای شایستگی و کراسی به معنای حکومت و یا روش اداره امور تشکیل شده است. میتوان گفت اولین پژوهشها روی شایستهسالاری اواخر دهه 1950 و اوایل 1960 توسط مایکل یانگ انجام شد. او شایستگی را ترکیب بهره هوشی و ممارست میداند.
ویژگیهای یک سازمان شایستهسالار
یک سازمان شایستهسالار سازمانی است که در آن افراد، بهرغم طبقه اجتماعی خود، از طریق سختکوشی ارتقا مییابند. در این نظام نژاد، قوم و زمینههای اجتماعی، تأثیری بر سرانجام و پیامدها ندارد و هر فرد جدا از شرایط به دنیا آمدن خود، بهگونهای واقعی با افراد و اعضای دیگر رقابت میکند. در سازمان شایستهسالار برابری فرصت، یک واقعیت است و موانع موفقیت افراد بهجز عدم تواناییهای ذاتی تا آنجا که ممکن است حذف میشود. سرانجام اینکه از پستها و موقعیتهای موروثی و فامیلبازی در شایستهسالاری خبری نیست. در نظام شایستهسالاری، همه کارمندان و منابع انسانی شاغل در سازمان حق دارند نظرات خود را آزادانه بیان کنند و تشویق میشوند که آنها را با دیگران نیز به اشتراک بگذارند. همچنین نظراتشان شنیده میشود و سپس بر اساس بهترین نظرات، تصمیمگیریهایی در امور سازمان صورت میگیرد. نکته اصلی شایستهسالاری در اینجا نهفته است: چه کسی تصمیم میگیرد که به نظرات کسی بیشتر گوش داده شود؟ چه کسی تصمیم میگیرد کدام ایدهها بهترین هستند؟ افرادی که به حرفهایشان گوش داده میشود، کسانی هستند که این موقعیت را به دست آوردهاند. آنها شهرت و سابقه بهاشتراکگذاری ایدههای خوب، فراتر رفتن از وظایف روزانه و دستیابی به نتایج درخشان را به دست آوردهاند.
راهکار رسیدن به هدف
برای دستیابی به شایستهسالاری واقعی در سازمان ابتدا باید یک روند کاملاً منصفانه و شفاف برای ارزیابی افراد بر اساس تواناییها، مهارتها و دستاوردهای آنها وجود داشته باشد. این امر مستلزم معیارهای روشن و عینی برای ارزیابی عملکرد، به جای تکیه بر نظرات شخصی یا سوگیریهای ذهنی است. علاوه بر این مدیر یا رهبر یک سازمان که اصول شایستهسالاری واقعی را جزو اصول خود میداند، باید اطمینان حاصل کند که همه کارمندان او به فرصتها و منابع برابر و یکسان، برای توسعه و پیشرفت دسترسی دارند. این فرصتها شامل فراهم کردن دسترسی برابر به دورههای آموزش و یادگیری و سایر منابع است که میتواند به افراد کمک کند مهارتها و تواناییهای خود را توسعه دهند. بهطور کلی میتوان گفت در یک سازمان که بر شایستهسالاری استوار است باید فرهنگ شفافیت و مسئولیتپذیری دیده شود و آن مجموعه جایی باشد که افراد میدانند در قبال اقدامات و مشارکتهای خود پاسخگو هستند. جهت تحقق این امر به اجرا و ارائه قوانین و رویههای روشن برای ارزیابی عملکرد و رسیدگی به مسائلی نیاز است که احتمال وقوع دارد. البته دستیابی به این موقعیت یکشبه اتفاق نمیافتد. برای بهدستآوردن احترام و نفوذ در سلسهمراتب شایستهسالاری، زمان و تجربه لازم است. همانطور که میتوانید تصور کنید، با کمک ابزار مناسب برای ارتباط و تشویق، رهبران فکری و افراد پیشرو ظهور میکنند. در مجموع دستورالعملهای مختلفی برای پیادهسازی شایستهسالاری در سازمان وجود دارد. یک سازمان شایستهسالار باید ذوق و اشتیاق افراد برای کار کردن را در بالاترین سطح ممکن حفظ کند. خیلی از افراد در ابتدای استخدام، با کوهی از انگیزه برای پیشرفت وارد یک سازمان میشوند، اما قرار گرفتن در محیطی ناکارآمد که روابط در آن بر ضوابط پیشی میگیرد، بهمرور زمان چراغ انگیزه را در آنها خاموش میکند. در چنین شرایطی صحبت از شایستهسالاری سازمانی، چیزی جز شوخی نیست. بنابراین مهمترین وظیفه مدیران، ارزش بخشیدن به کار افراد به جای روابط
آنهاست.
درست است که شایستهسالاری میتواند جاده پردستاندازی باشد، اما این نظام واقعاً به ما کمک میکند تا در اقلیت برتر بمانیم و بهترین ایدهها را به نمایش بگذاریم. همچنین شایستهسالاری به ما کمک میکند تا همواره مشارکت اعضا را حفظ کنیم و بدینترتیب باعث پرورش رهبری اصیل میشود.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




