تمرینهای مؤثر برای بالا بردن هوش هیجانی
هوش هیجانی (Emotional Intelligence) مقولهای است که موجب برقراری تعادل در استفاده از احساسات و عواطف ما میشود. اگر خصلتهایی همچون تأثیرپذیری، عدم انعطاف و خشم کنترلنشده در فرد دیده شود، نشاندهنده هوش هیجانی پایین اوست. در مقابل اگر فردی با قدرت کنترل بالا بر احساسات، محبوب در بین اطرافیان و دارای روابط پایدار دیدیم، میتوانیم بگوییم که هوش هیجانی بالایی دارد. اما آیا رسیدن به هوش هیجانی بالا سخت است؟ در پاسخ باید بگوییم مثل بقیه مهارتآموزیها در اینجا هم نیاز به تمرین و مداومت و پشتکار وجود دارد. با رعایت چند تکنیک میتوان جوانههای پیدایش هوش هیجانی را در زندگی مشاهده کرد. در ادامه به بررسی این تکنیکها میپردازیم:
سکوت
سکوت کردن امری سهل و ممتنع است؛ همانقدر که به نظر میرسد ساده است، اما در عمل انجام آن سخت و طاقتفرساست. اگر بخواهیم هوش هیجانی خود را بالا ببریم باید بیاموزیم که قبل از ابراز هرگونه احساساتی مکث کنیم و در سکوت به آن بیندیشیم. میزان این سکوت بسته به موقعیتی که با آن مواجه هستیم متفاوت است. با رعایت سکوت در موقعیتهای بحرانی، فرامیگیریم که برای گرفتن تصمیم درست فکر کنیم و بهترین نتایج را متصور شویم.
همدلی
این تکنیک در روابط میانفردی بسیار اهمیت دارد. آدمها نیاز دارند که حرف بزنند و مطمئن باشند که حرفشان با دقت و عمیق شنیده میشود. گاهی این نقش را به عهده بگیرید و اجازه دهید طرف مقابل با فراغ بال در حضور شما سخن بگوید. ذهن خود را متمرکز کنید و به حرفهای او گوش دهید. این همدلی و شنیدن موجب میشود بعد از مدتی به سطح قابلاعتمادی در روابط میانفردی برسید. بیان این نکته ضروری است که گوش دادن و صرف زمان برای افرادی که از ناراحتیهای روانی رنج میبرند و نیاز به کمک رواندرمانگر دارند توصیه نمیشود.
انعطافپذیری
صفر و صد نباشید؛ تعصب داشتن، پافشاری و لجبازی روی مسائل از شما فردی عصا قورتداده و خشک میسازد که اطرافیانتان را فراری میدهد. در چنین شرایطی منزوی میشوید و سرمایههای اجتماعی خود را از دست میدهید. انعطافپذیر باشید. سعی کنید بدون تعصب بر باورهایتان به حرفهای دیگران گوش کنید و نظرات آنها را بشنوید. از پیشنهادات دیگران برای حل مشکلات استقبال کنید. همه کارها را نمیتوان یکتنه انجام داد. این را در نظر داشته باشید که پایین آمدن از مواضع و نرمی نشاندادن نشانه شعف نیست، بلکه نشانه همراهی و میل به ادراک متقابل است.
دوری از وابستگی
افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند، مدام مسئولیت تصمیمها و کارهای خود را گردن دیگران میاندازند. از موقعیتهای کوچک شروع کنید و تصمیم مستقل بگیرید. تصمیمی که فقط مربوط به خود شماست. عواقب آن چه مثبت و چه منفی را بپذیرید. در این صورت یاد میگیرید که بدون تکیه کردن صرف به دیگران امورات خود را پیش ببرید. وقتی استقلال شخصیت پیدا کنید توانایی کمک کردن به دیگران را نیز پیدا میکنید.
حذف تکرارها
خوب فکر کنید؛ کدام اتفاق و رفتار و شخص مدام در زندگی شما تکرار میشود و همچنان از آن رنج میبرید؟ به بیان واضح تکرار ناراحتکننده یعنی عدم شناخت. یافتن ریشههای رفتاری که شما را به موقعیت تکراری میرساند کمک میکند بتوانید آنها را حذف کنید. با از بین بردن این تکرارها یک قدم به داشتن هوش هیجانی بالا نزدیک میشوید.
سکوت
سکوت کردن امری سهل و ممتنع است؛ همانقدر که به نظر میرسد ساده است، اما در عمل انجام آن سخت و طاقتفرساست. اگر بخواهیم هوش هیجانی خود را بالا ببریم باید بیاموزیم که قبل از ابراز هرگونه احساساتی مکث کنیم و در سکوت به آن بیندیشیم. میزان این سکوت بسته به موقعیتی که با آن مواجه هستیم متفاوت است. با رعایت سکوت در موقعیتهای بحرانی، فرامیگیریم که برای گرفتن تصمیم درست فکر کنیم و بهترین نتایج را متصور شویم.
همدلی
این تکنیک در روابط میانفردی بسیار اهمیت دارد. آدمها نیاز دارند که حرف بزنند و مطمئن باشند که حرفشان با دقت و عمیق شنیده میشود. گاهی این نقش را به عهده بگیرید و اجازه دهید طرف مقابل با فراغ بال در حضور شما سخن بگوید. ذهن خود را متمرکز کنید و به حرفهای او گوش دهید. این همدلی و شنیدن موجب میشود بعد از مدتی به سطح قابلاعتمادی در روابط میانفردی برسید. بیان این نکته ضروری است که گوش دادن و صرف زمان برای افرادی که از ناراحتیهای روانی رنج میبرند و نیاز به کمک رواندرمانگر دارند توصیه نمیشود.
انعطافپذیری
صفر و صد نباشید؛ تعصب داشتن، پافشاری و لجبازی روی مسائل از شما فردی عصا قورتداده و خشک میسازد که اطرافیانتان را فراری میدهد. در چنین شرایطی منزوی میشوید و سرمایههای اجتماعی خود را از دست میدهید. انعطافپذیر باشید. سعی کنید بدون تعصب بر باورهایتان به حرفهای دیگران گوش کنید و نظرات آنها را بشنوید. از پیشنهادات دیگران برای حل مشکلات استقبال کنید. همه کارها را نمیتوان یکتنه انجام داد. این را در نظر داشته باشید که پایین آمدن از مواضع و نرمی نشاندادن نشانه شعف نیست، بلکه نشانه همراهی و میل به ادراک متقابل است.
دوری از وابستگی
افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند، مدام مسئولیت تصمیمها و کارهای خود را گردن دیگران میاندازند. از موقعیتهای کوچک شروع کنید و تصمیم مستقل بگیرید. تصمیمی که فقط مربوط به خود شماست. عواقب آن چه مثبت و چه منفی را بپذیرید. در این صورت یاد میگیرید که بدون تکیه کردن صرف به دیگران امورات خود را پیش ببرید. وقتی استقلال شخصیت پیدا کنید توانایی کمک کردن به دیگران را نیز پیدا میکنید.
حذف تکرارها
خوب فکر کنید؛ کدام اتفاق و رفتار و شخص مدام در زندگی شما تکرار میشود و همچنان از آن رنج میبرید؟ به بیان واضح تکرار ناراحتکننده یعنی عدم شناخت. یافتن ریشههای رفتاری که شما را به موقعیت تکراری میرساند کمک میکند بتوانید آنها را حذف کنید. با از بین بردن این تکرارها یک قدم به داشتن هوش هیجانی بالا نزدیک میشوید.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




