یادداشت
جایگاه تعزیه، در نمایش و موسیقی ایرانی
بهروز غریبپور
اگر به ساختار اپرا توجه کنید متوجه میشوید که اپراها، چند مولفه مشترک دارند؛ متن آنها باید منظوم باشد. موسیقی آنها باید موسیقی توصیفی و دراماتیک باشد و آخر اینکه خوانندهـبازیگر، در آن به ایفای نقش بپردازد و بهطور مسلم، من بر این اعتقاد هستم که تعزیه نیز، این سه مؤلفه را دارد. از منظر تاریخی، اپرا در ایران، مسیری دوگانه را طی کرده است. نخست، اپرایی که بهعنوان تعزیه در ایران مرسوم بوده است و دیگری، اپرایی که در سال 1346 با افتتاح تالار رودکی، بهصورت رسمی، آغاز به کار کرد و به تکرار آثار اپرایی غربی و چند اپرای ایرانی، به شیوه غربی پرداخت.
به زعم من، مسیر اول، یعنی تعزیه، در قیاس با مسیر دوم (اپراهای غربی)، گنجینهای است که براساس موسیقی آوازی ایرانی ساخته شده. این گنجینه البته سالهای سال، مورد بیتوجهی هنرمندان قرار گرفت و تنها تلاشهای مختصری توسط میرزاده عشقی، در اپرای رستاخیز و اسماعیل مهرتاش، در تنظیم اپراها یا اپرتهایی براساس ترانهها و موسیقی عامیانه در این زمینه صورت گرفته بود.
هنر تعزیه، در قالب نمایش موزیکال، از ارکان اصلی نمایش و موسیقی ایرانی است و در طول 500 سالی که از عمر آن در ایران میگذرد، به غنای هنر اصیل ایرانی، کمک شایانی کرده است و خوب است بدانید که اولین اجراکنندگان تعزیه، خوشآوازترین و قویترین هنرمندان کشور بودهاند. تبلور تعزیه در هنرهای نمایشی، پس از حضور آن، در عرصه شعر و موسیقی اتفاق میافتد. و به عبارتی، پیش از آن که تعزیه از شگردهای نمایشی بهره ببرد، مضامین آن، بهصورت شعر و آواز بیان میشده است. تسلط این هنرمندان زبده، بر موسیقی ردیفی و بهرهگیری مستمر از اینگونه نغمات در مجالس تعزیه، هویت و ساختار موسیقی تعزیه را پایهریزی کرد.
تعزیه، مخزنی عالی برای ذخیرهسازی، نگهداری و مانایی ملودی و موسیقی ملی ما بوده است. با آنکه این گنجینه وجود دارد؛ اما بهصورت حداقلی، از آن بهرهوری شده است. متاسفانه در حوزه نمایش، به صورت علمی در زمینه تعزیه کار نشده و موسیقی آن نیز به امان خدا رها شده است. البته نباید فراموش کرد که بسیاری از آهنگسازها و پژوهشگران موسیقی در ایران، ازجمله دکتر مسعودیه و استادانی مانند هوشنگ کامکار، حسین علیزاده و ... در غنای موسیقی تعزیه کوشیدهاند؛ مثلا محمدسعید شریفیان در اثر سمفونیک عاشورا، از بخشهایی از موسیقی مربوط به تعزیه، بهره گرفته است.
تا زمانی که تعزیه زنده است و نسلهایی هستند که تعزیه میخوانند و اجرا میکنند و پیش از آنکه این میراث فرهنگی به حاشیه برود، باید به فکر آن باشیم. همین تلاشها باعث شدهاند که در 50 سال اخیر، چیزی به نام تعزیه بماند، با وجود اینکه امکان نابودیاش هم هست؛ اما باید در نگهداری و ماندگاریاش تلاش کنیم.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




