یادداشت
تله خودساخته اقتصاد برای بازنشستگان
جعفر خیرخواهان - اقتصاددان
انتظار معقول این است که افراد در سنینی که فعال هستند و توان کار و تلاش دارند، برای آینده و دوران بازنشستگی، سرمایهای پسانداز کنند تا در دوران بازنشستگی از آن بهرهمند شوند. متاسفانه نظام اقتصادی و بازارهای سرمایه و داراییها در کشور ما بهگونهای عمل نکرده که پساندازها رشد کنند و افراد مطمئن شوند که در آینده میتوانند از سالهای فراغت خود بدون نگرانی استفاده کنند. مسئله اصلی اقشار بازنشسته ما همین است؛ یعنی نتوانستهاند در دوران اشتغال خود ذخایری برای آینده کنار بگذارند تا در بزنگاه سالمندی از آن استفاده کنند. امروزه بسیاری از بازنشستگان جز مستمریهای دریافتی از صندوقهای بازنشستگی، منبع درآمدی دیگری ندارند و تلختر آن است که این منبع درآمدی، عموماً جوابگوی هزینههای زندگی نیست و به همین دلیل ناچار به حضور در بازار کار شدهاند.ایندرحالی است که در سالهای گذشته تلاش زیادی شده که بهانحای مختلف فضا برای حضور و نقشآفرینی نیروهای تحصیلکرده جوان آسان شود و راهکار اصلی نیز خارج کردن افراد میانسال و سالمند، از عرصه اشتغال بوده است. از دیدگاه علم اقتصادی این قبیل سیاستها مسکنهای کوتاهمدتی هستند که نمیتوان حساب چندانی روی آن باز کرد و در حقیقت پاسخی است نامعقول به رشد اقتصادی عموما منفی یکی دو دهه اخیر. روشن است زمانی که رشد اقتصادی در کار نباشد و اشتغالی ایجاد نشود، این قبیل سیاستها بهکار نخواهند آمد و نمیتوان انتظار داشت رقابتی منصفانه میان صاحبان مشاغل و جویندگان شغل ایجاد شود. بهصورت طبیعی در رقابتی که شکل میگیرد، اغلب جوانترها باید جذب شوند. چراکه وقتی افراد بازنشسته درآمد و قدرت خرید کافی برای گذران زندگی خود داشته باشند، اصراری بهحضور دوباره در بازار کار ندارند. مشکل اصلی این است که در10یا15سال اخیر بهجز مقاطعی کوتاه، اقتصاد کشور، قدرت و تحرک لازم برای ایجاد شغل را نداشته و بازنشستگان هم مزایای قابلاتکایی دریافت نکردهاند. روشن است چنین اوضاعی در کوتاهمدت درست نخواهد شد، بلکه نیازمند اصلاحاتی بلندمدت در استراتژیها و روشهای مدیریت اقتصاد هستیم تا مانند کشورهایی چون هند و چین و... به رشد اقتصادی بالا، دست پیدا کنیم. در سند چشمانداز 1404 هم میزان این رشد بهدرستی 8درصد تعیین شده و اگر در این سالها چنین رشدی ایجاد میشد و با بازارهای جهانی و کشورهای مختلف مراوده برقرار میکردیم، طبیعتا مشاغل کافی به وجود میآمد و شرایطی مانند امروز که هر دو قشر جوان یا بازنشسته بازار کار را رصد میکنند، وجود نمیداشت. متاسفانه با سیاستهای نادرست اقتصادی و جاروجنجالهای دیپلماتیک در برخی دولتهای گذشته، همه راهها را بر خود بستیم و در تلهای خودساخته گرفتار شدهایم. ازهمینمنظر، راهکاری که پیشنهاد میشود، افزایش قدرت تولید ثروت و درآمد است. اگر شغل و درآمد ایجاد شود و بازنشستگان درآمد آبرومندانهای کسب کنند، بهطور خودکار از بازار کار خارج میشوند. درآمد سرانه سالهاست درجا میزند و در سطح 5هزار دلار باقی مانده است. اگر این درآمد به 10هزار دلار برسد، طبیعتا مستمریهای بیشتری هم به بازنشستگان پرداخت میشود. لازمه درآمدزایی دستیابی به رشد بالای اقتصادی است. در طرف صندوقهای بازنشستگی نیز بیشاز هرزمان دیگری راهکارهای حرفهای و راهگشا احساس میشود.
بهعبارتی صندوقها باید مستقل از دخالتهای دولتها و تصمیمگیریهای شتابزده سیاسی، عمل کنند تا بتوانند از سرمایه و موجودیشان صیانت کنند و منافع حاصله را به بازنشستگان که مهمترین ذینفعان آنها هستند، اختصاص دهند.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




