یک متخصص اعصاب و روان مطرح کرد
چالش افزایش جمعیت سالمند در کشور
یک پزشک متخصص اعصاب و روان گفت: «هرچه فرزندآوری کمتر شود و از طرف دیگر جمعیت سالمندی افزایش پیدا کند، چالشهای مختلف پیش روی کشور بهویژه در حوزه درمان و سلامت بیشتر میشود.»
محمدمختارزاده رشد روزافزون شهرنشینی و گسترش جوامع پیشرفته را عامل مؤثری در رونق رشته «پزشکی سالمندی» در کشورهای صنعتی مطرح کرد و افزود: «در این کشورها طول عمر افراد بالاست و موالید پایین است، بنابراین نرخ جمعیت آنها پایین و میزان جمعیت سالمندانشان نیز رو به افزایش است. در چنین فضایی هر اندازه اقدامات درمانی و پیشگیرانه جدی تر مدنظر قرار گیرد، بستر حفظ و ارتقاء سطح سلامت جسمانی و روانی جامعه هموارتر میشود.»
وی شکلگیری خانه سالمندان در کشورهای صنعتی که ساختار فرهنگی تثبیتشدهای نسبت به جوامع در حال گذار دارند را منسجمتر و پایاتر معرفی کرد و گفت: «در کشورهای پیشرفته سپردن افراد مسن به خانه سالمندان تا حدودی مسألهای حل شده است و چون از امکانات و شرایط قویتری از نظر اقتصادی برخوردار هستند کمتر دچار بحران میشوند؛ اما در کشورهای در حال توسعه که ساختار فرهنگیشان در حال پوستاندازی است افراد سالمند اغلب به جهت افزایش گرفتاری و مشغلههای زندگی و بعضاً عدم مسئولیتپذیریهای جوانان امروزی راهی مراکز نگهداری سالمندان میشوند که در این صورت سالمند در جوامع در حال گذار خیلی بیشتر در معرض ابتلاء به بیماریهای روحی و روانی و عاطفی است.»
این پزشک در پاسخ به به پرسش که آیا کهولت سن تنها علت بروز بیماری آلزایمر است، گفت: «هرچند این عارضهای است که به عنوان یک روند طبیعی در افراد بر اثر افزایش طول عمر اتفاق میافتد اما کهولت سن یکی از مهمترین عوامل خطر ابتلاء به این بیماری است.»
وی به تأخیر انداختن بروز این مشکل را با رعایت برخی مسائل امکانپذیر خواند و گفت: «عدم مصرف دخانیات، نداشتن استرس و دغدغه فکری و همچنین ورزشهای روزانه میتواند نوعاً سن ابتلاء به دمانس یا بیماری آلزایمر را به تأخیر اندازد، اما به هرحال گاه حتی ممکن است فرد سالم، ورزشکار، اهل تفکر و مطالعه به علت عوامل ژنتیکی نیز به آلزایمر مبتلا شوند.»
مختارزاده افزود: «به هر حال درصد بالایی از افراد بالای ۷۰ تا ۸۰ سال دیرتر یا زودتر دچار این بیماری خواهند شد.»
این پزشک متخصص اعصاب و روان در معرفی افراد آلزایمری گفت: «این افراد بعد از یک مدت ابتدا زمان را گم میکنند، سپس مکان و اشخاص و در نهایت دچار فراموشی کامل میشوند و در سنین بالاتر حتی رفتارهای کودکانه در آنها بروز پیدا میکند؛ مثل مکیدن انگشت و در افراد بسیار بسیار سالمند رفتار پسرفت به دوران کودکی دیده میشود.»
وی با اشاره به رفتارهای مشترک بهانهجویانه و تحریکپذیری شدید در کودکان و سالمندان اظهار کرد: «از این جهت آغاز و انتهای روند زندگی افراد شبیه هم است منتها در کودکان مرحله اوج گرفتن و رشد یافتن و پرورش سیناپسهای مغزی است اما در فرد در دوره سالمندی در سرازیری جاده زندگی به سوی ویرانی حرکت میکند.»
این پزشک آموزش مسائل فرهنگی و اخلاقی را در تعامل با سالمندان ضروری خواند و گفت: «سالمندان باید خود آموزش ببینند که چگونه به ارتقاء وضعیت روانی و جهانی خود توجه کنند. از سوی دیگر ارزشهای اخلاقی به این مفهوم باید در جامعه نهادینه شود. افرادی که پیر میشوند جای آنها در خانه سالمندان نیست و تا جایی که میتوان باید از آنها در کانون خانواده نگهداری و از فرستادن آنها به سرای سالمندان خودداری کرد. همچنین در صورت ناگزیر به دلیل مسائل شغلی و مثلاً شکاف نسلها باید با ترتیب دادن برنامههای ملاقات منظم و دورهای و گاه بازگرداندن موقت آنها به کانون خانواده به تقویت روحیه و کاهش دغدغههای فکری و روانی سالمندان کمک کرد.»
این متخصص اعصاب و روان افزود: «باید به کودکان خود صلهارحام و احترام به بزرگان را به صورت جدی بیاموزیم. جاده زندگی همه افراد در نهایت به سالخوردگی ختم خواهد شد.»
مختارزاده گفت: «در کشورهای غیرمذهبی رعایت مسائل اخلاقی جایگاه خاص خود را دارد و به همین جهت افراد از رعایت آنها عدول نمیکنند، بنابراین برای ما که مسلمان و مفتخر به دین اسلام هستیم پایبندی به اصول اخلاقی و همچنین احترام به سالمندان و مهربانی با آنها که در دین به آن بسیار سفارش شده است واجبتر به نظر میرسد.»
محمدمختارزاده رشد روزافزون شهرنشینی و گسترش جوامع پیشرفته را عامل مؤثری در رونق رشته «پزشکی سالمندی» در کشورهای صنعتی مطرح کرد و افزود: «در این کشورها طول عمر افراد بالاست و موالید پایین است، بنابراین نرخ جمعیت آنها پایین و میزان جمعیت سالمندانشان نیز رو به افزایش است. در چنین فضایی هر اندازه اقدامات درمانی و پیشگیرانه جدی تر مدنظر قرار گیرد، بستر حفظ و ارتقاء سطح سلامت جسمانی و روانی جامعه هموارتر میشود.»
وی شکلگیری خانه سالمندان در کشورهای صنعتی که ساختار فرهنگی تثبیتشدهای نسبت به جوامع در حال گذار دارند را منسجمتر و پایاتر معرفی کرد و گفت: «در کشورهای پیشرفته سپردن افراد مسن به خانه سالمندان تا حدودی مسألهای حل شده است و چون از امکانات و شرایط قویتری از نظر اقتصادی برخوردار هستند کمتر دچار بحران میشوند؛ اما در کشورهای در حال توسعه که ساختار فرهنگیشان در حال پوستاندازی است افراد سالمند اغلب به جهت افزایش گرفتاری و مشغلههای زندگی و بعضاً عدم مسئولیتپذیریهای جوانان امروزی راهی مراکز نگهداری سالمندان میشوند که در این صورت سالمند در جوامع در حال گذار خیلی بیشتر در معرض ابتلاء به بیماریهای روحی و روانی و عاطفی است.»
این پزشک در پاسخ به به پرسش که آیا کهولت سن تنها علت بروز بیماری آلزایمر است، گفت: «هرچند این عارضهای است که به عنوان یک روند طبیعی در افراد بر اثر افزایش طول عمر اتفاق میافتد اما کهولت سن یکی از مهمترین عوامل خطر ابتلاء به این بیماری است.»
وی به تأخیر انداختن بروز این مشکل را با رعایت برخی مسائل امکانپذیر خواند و گفت: «عدم مصرف دخانیات، نداشتن استرس و دغدغه فکری و همچنین ورزشهای روزانه میتواند نوعاً سن ابتلاء به دمانس یا بیماری آلزایمر را به تأخیر اندازد، اما به هرحال گاه حتی ممکن است فرد سالم، ورزشکار، اهل تفکر و مطالعه به علت عوامل ژنتیکی نیز به آلزایمر مبتلا شوند.»
مختارزاده افزود: «به هر حال درصد بالایی از افراد بالای ۷۰ تا ۸۰ سال دیرتر یا زودتر دچار این بیماری خواهند شد.»
این پزشک متخصص اعصاب و روان در معرفی افراد آلزایمری گفت: «این افراد بعد از یک مدت ابتدا زمان را گم میکنند، سپس مکان و اشخاص و در نهایت دچار فراموشی کامل میشوند و در سنین بالاتر حتی رفتارهای کودکانه در آنها بروز پیدا میکند؛ مثل مکیدن انگشت و در افراد بسیار بسیار سالمند رفتار پسرفت به دوران کودکی دیده میشود.»
وی با اشاره به رفتارهای مشترک بهانهجویانه و تحریکپذیری شدید در کودکان و سالمندان اظهار کرد: «از این جهت آغاز و انتهای روند زندگی افراد شبیه هم است منتها در کودکان مرحله اوج گرفتن و رشد یافتن و پرورش سیناپسهای مغزی است اما در فرد در دوره سالمندی در سرازیری جاده زندگی به سوی ویرانی حرکت میکند.»
این پزشک آموزش مسائل فرهنگی و اخلاقی را در تعامل با سالمندان ضروری خواند و گفت: «سالمندان باید خود آموزش ببینند که چگونه به ارتقاء وضعیت روانی و جهانی خود توجه کنند. از سوی دیگر ارزشهای اخلاقی به این مفهوم باید در جامعه نهادینه شود. افرادی که پیر میشوند جای آنها در خانه سالمندان نیست و تا جایی که میتوان باید از آنها در کانون خانواده نگهداری و از فرستادن آنها به سرای سالمندان خودداری کرد. همچنین در صورت ناگزیر به دلیل مسائل شغلی و مثلاً شکاف نسلها باید با ترتیب دادن برنامههای ملاقات منظم و دورهای و گاه بازگرداندن موقت آنها به کانون خانواده به تقویت روحیه و کاهش دغدغههای فکری و روانی سالمندان کمک کرد.»
این متخصص اعصاب و روان افزود: «باید به کودکان خود صلهارحام و احترام به بزرگان را به صورت جدی بیاموزیم. جاده زندگی همه افراد در نهایت به سالخوردگی ختم خواهد شد.»
مختارزاده گفت: «در کشورهای غیرمذهبی رعایت مسائل اخلاقی جایگاه خاص خود را دارد و به همین جهت افراد از رعایت آنها عدول نمیکنند، بنابراین برای ما که مسلمان و مفتخر به دین اسلام هستیم پایبندی به اصول اخلاقی و همچنین احترام به سالمندان و مهربانی با آنها که در دین به آن بسیار سفارش شده است واجبتر به نظر میرسد.»
ارسال دیدگاه




