فرصت طلايی در...

فرصت طلايی در...

تأکید بر این امر به واسطه اهمیتی است که افزایش نرخ زادوولد در بحث پایداری جمعیتی صندوق‌ها دارد. بنابراین، از این منظر به نظر می‌رسد سیاستگذاری مشخصی در کشور، از روی تدبیر، انجام است.
منظر دوم در سطح فرابخشی، بحث اقتصاد و بازار کار است که از طریق افزایش ورودی‌های صندوق‌ها، وضعیت آنها را بهبود می‌دهند؛ لذا سیاست‌هایی که از یک طرف به بهبود وضعیت کار منجر شوند و از طرف دیگر افراد را به اشتغال و بیمه‌پردازی تشویق کنند به ‌طور حتم به بهبود نسبت پشتیبانی سازمان منجر می‌شوند. هر چقدر اقتصاد شکوفاتر و اشتغال بیشتر باشد، طبیعتاً افراد بیشتری بیمه می‌شوند و سازمان‌ تأمین‌اجتماعی ورودی‌هایش افزایش می‌یابد.
در سطح بخشی، راهکارها ناظر به خود صندوق‌ها و سیاست‌های درون‌بخشی است. باید قوانینی که به سازمان تحمیل و منجر به این شده که این سازمان خیلی زودتر از آنچه انتظار می‌رفت، در درون خودش به سالمندی برسد، محدود شوند. به ‌طور ویژه، ضرورت دارد بازنشستگی پیش‌ازموعد محدود شود. در حالی که در سایر کشورهای جهان به‌ طور منظم سن بازنشستگی در حال افزایش است، در ایران نه‌تنها سن بازنشستگی افزایش پیدا نکرده، بلکه به دلیل بازنشستگی‌های پیش‌از‌موعد عملاً نرخ بازنشستگی مؤثر کاهش هم یافته است. به ‌طور ویژه در سازمان تأمین‌اجتماعی، سن بازنشستگی مؤثر به دلیل بازنشستگی پیش‌از‌موعد به حدود 56 سال است. این وضعیت را نمی‌توان ادامه داد و به نظر من یکی از مهمترین راهکارهای جلوگیری از کاهش سریع نسبت پشتیبانی افزایش سن بازنشستگی مؤثر از طریق افزایش سن قانونی بازنشستگی و کاهش بازنشستگی‌های پیش‌از‌موعد است. باید توجه کرد سن بازنشستگی 60 سال زمانی در قانون تأمین‌اجتماعی تعیین شده بود که امید زندگی 57 سال بود.
افزایش امید به زندگی مسأله‌ای است که همه جهان با آن روبه‌رو هستند که باعث می‌شود کیفیت زندگی افراد در سنین بالای 60 سال با گذشته بسیار متفاوت باشد. الان کسی که بازنشسته می‌شود کاملاً توانایی انجام کار را دارد و سالمند به آن مفهوم نیست. به خاطر این مطلب و همین‌طور به خاطر بازنشستگی‌های پیش‌از‌موعد، شاهد آن هستیم که بازنشستگان در زمان مستمری‌بگیری قادر هستند کار هم ‌کنند؛ تا در وضعیت دشوار معیشتی از دو محل منبع درآمدی داشته باشند.
با وجود افزایش امید زندگی، سن بازنشستگی در بسیاری از کشورها، علاوه ‌بر یک افزایش مقطعی، در یک برنامه زمانی به طور منظم افزایش می‌یابد؛ مثلاً یک ماه در هر سال در آلمان. علاوه بر این در برخی از کشورها بازنشستگی تدریجی وجود دارد، به این معنا که افراد به جای اینکه ناگهان از کار بازنشسته شوند که اثرات اجتماعی، اقتصادی و روانی هم در پی داشته باشد، کم‌کم قطع همکاری کنند. یعنی ساعات کار با افزایش سن کاهش می‌یابد تا زمانی که وقتی مایل و قادر نبودند کاملاً بازنشسته شوند.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه