جامعه بدون سرمایه اجتماعی به ثروت نمیرسد
مریم جمشیدی - کارشناس جامعهشناسی
«سرمایه اجتماعی» حدود نیمقرن است وارد مجموعه اصطلاحات جامعهشناسی شده است. اولینبار «ژان ژاکوب» در سال 1961 آن را به کار برد؛ وقتی که مطالعاتی را درخصوص بحران در شهرهای آمریکا انجام میداد. امروزه سرمایه اجتماعی را رکن سوم توسعه مینامند و «جیمز کلمن»، «رابرت پاتنام»، و «بوردیو»، سه نظریهپردازی هستند که بیشترین مباحث را درباره سرمایه اجتماعی داشتهاند.
وقتی درباره سرمایه اقتصادی صحبت میکنیم، همه میدانند که منظور ذخیرهای از منابعی است که برای تولید کالاها و خدمات قابلفروش در بازار مصرف میشود. شکل اقتصادی سرمایه بلافاصله قابلتبدیل به پول است مانند داراییهای منقول و ثابت یک سازمان که درواقع سرمایه اقتصادی آن است؛ بنابراین میبینیم که سرمایه اقتصادی کاملا ملموس است یا حتی سرمایه فرهنگی که آن نیز بهنوعی ملموس است مانند آثار باستانی یک کشور، تابلوهای نقاشی و کتاب و حتی فیلمهای سینمایی یک کشور. همچنین سرمایه فرهنگی در برخی شرایط به سرمایه اقتصادی مبدل میشود و به شکل کیفیت آموزشی نهادینه میشود مانند تحصیلات عالیه اعضای یک سازمان. اما منظور از سرمایه اجتماعی چیست؟ واقعیت امروزه جوامع آن است که مفهوم سرمایه دیگر فقط محدود به موضوعات اقتصادی و حتی فرهنگی نیست و در حوزه روابط انسانی نیز کاربرد دارد. بر این اساس، بوردیو سه نوع سرمایه را شناسایی کرد که شامل شکل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بود. توضیح و تفسیر درباره دو نوع اول سرمایه، مورد بحث این نوشتار نیست و به شرح مفهوم سرمایه اجتماعی میپردازیم.
بوردیو سرمایه اجتماعی را مبتنی بر تعهدات اجتماعی میداند. از این منظر، سرمایه اجتماعی به ارتباطات و مشارکت اعضای یک جامعه و سازمان توجه دارد و حتی میتواند ابزاری برای رسیدن به سرمایههای اقتصادی باشد.
بنابر پژوهشهای علمی، فقدان سرمایه اجتماعی در لایههای مختلف جامعه، مشکلات بسیاری را سبب میشود. بررسی دقیقتر سرمایه اجتماعی ما را به این مطلب میرساند که بدون این سرمایه هیچ اجتماعی به هیچ سرمایهای نمیرسد. از سوی دیگر به طور کلی با بالا رفتن سرمایه اجتماعی، رفتار افراد از قابلیت پیشبینی بیشتری برخوردار میشود و حتی در صورت بروز خطا، از طریق هنجارها و شبکهها با آن برخورد سختی میشود. از سوی دیگر همکاری متقابل در جامعهای که سرمایه اجتماعی عظیمی را در شکل هنجارهای عمل متقابل و شبکههای مشارکت اجتماعی به ارث برده است، بهتر صورت میگیرد. نمونه اینها را میتوان در صندوقهای خانوادگی مشاهده کرد، یا در جامعه کشاورزی که یک کشاورز داسش را به دیگری قرض میدهد، آن یکی یونجهاش را از دیگری میگیرد و سرمایه اجتماعی به هر کشاورزی اجازه میدهد تا کارش را با سرمایه کمتری (مانند تجهیزات و ابزار) به پایان برساند. این یک واقعیت است که همکاری ارادی و رسیدن به منافع جمعی فقط به کمک سرمایه اجتماعی تسهیل میشود.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




