وقتی فاجعهها در گوشه و کنار جهان اتفاق میافتد
با وحشت کودکمان چه کنیم؟
دکتر لئون هافمن - روانپزشک کودک و نوجوان
تلویزیون روشن است؛ خبرنگار با هیجان، آمار کشتهشدگان حادثه تروریستی منچستر را اعلام میکند و زنان و مردان وحشتزده و گریان را به تصویر میکشد.
چند ساعت بعد، شبکه دیگری خبر از دستگیری باندی از سارقان میدهد و از آشتی دو عضو شورای شهر، پس از زد و خورد در یکی از جلسات شورا حکایت میکند. درست است که از نظر روانشناسان، نباید بچهها را سنگ صبور خود تلقی کنیم و بار اخبار آزاردهنده و وحشتآور را با آنها تقسیم کنیم، اما واقعیت این است که بخشی از این اخبار، خواسته یا ناخواسته به گوش بچههایمان میرسد. متخصصان میگویند، در چنین شرایطی واکنش والدین به اتفاقات وحشتناک، بیشتر از هرچیزی میتواند بر وضعیت روانی کودکان تاثیر بگذارد.
1. پدر و مادر، مهمترین آدمهای زندگی کودک هستند. بچهها دنیا را از دریچه ذهن والدینشان میبینند و با نگاه به چهره و زبان بدن و با شنیدن حرفها و لحن کلامشان، ارزیابیشان از دنیا و میزان امنیتی که در آن جریان دارد را اصلاح میکنند. در زمان رخ دادن حوادث هولناک، والدین قبل از هر اقدامی، باید با ترسها و نگرانیهای خود مواجه شوند و راهی را برای مهار آنها پیدا کنند. کودکانی که میبینند والدینشان بهطور موفق با اضطرابشان مقابله میکنند و بر آرامششان مسلط میشوند، وقت روبهرو شدن با فاجعه، مقاومت بیشتری از خود نشان میدهند.
2. بهتازگی در یک مطالعه ثابت شد که وقتی پدر و مادر قادر به تشخیص احساسات خود نیستند و از عهده مدیریت احساساتشان برنمیآیند، فرزندانشان در مقابله با شرایط اضطرابآور، انطباقپذیری پایینتری را نشان میدهند. این کودکان آسانتر از دیگران درگیر اضطراب میشوند و سختتر از دیگران اضطرابی که به آن دچار شدهاند را کاهش میدهند. در واقع، والدین مضطرب این کودکان، وقتی که فرزندشان را دچار اضطراب میبینند، با آشفتگی به او توجه میکنند و بر موضوع دامن میزنند. این کودکان توجه و درگیری والدین با موضوع را نوعی پاداش تلقی میکنند و ناآگاهانه به تکرار این واکنشها تشویق میشوند.
3. همه ما دامنهای از احساسات منفی را تجربه میکنیم. اضطراب، غم، اندوه و خشم سراغ همه ما میآید؛ اما وقتی در جایگاه پدر یا مادر قرار میگیریم، باید با توان بیشتری برای مهار کردن این احساسات و کاهش عواقبشان تلاش کنیم. پدر و مادری که در احساسات منفی غرق میشوند و تمام جنبههای زندگیشان را تحتالشعاع آن قرار میدهند، توان تسکین دادن و آرام کردن فرزندشان را هم ندارند.
4. یک راه آسان برای برقراری تعامل موثر با کودکان در این شرایط این است: صبر کنید؛ نگاه کنید و گوش کنید. مهمترین چیزی که در این شرایط باید به خاطر داشته باشید، این است که شما الگوی فرزندتان هستید؛ پس مهم است که آرامش خود را حفظ کنید و منتظر شنیدن حرفهایش بمانید. به سرنخهایی که از احساس بد او یا مضطرب بودنش حکایت میکند، توجه کنید. با دقت کلمات و واکنشهایش را زیر نظر بگیرید.
5. صحبت کردن با کودکان در مورد خطر، بسته به سن و مرحله رشدشان دارد. شما اول باید ببینید که فرزندتان تا چه اندازه موضوع را درک کرده و به موضوع چه واکنشی را نشان میدهد. برای خردسالها، واکنشی که والدینشان به رویدادها نشان میدهند از همه چیز مهمتر است. آنها درک درستی از رویدادها ندارند و تنها اگر والدینشان را هراسان، خشمگین و مضطرب ببینند، احساس ناامنی میکنند. کودکان مدرسهای، فعالیتهای متفاوتی را در طول روز انجام میدهند و آنچه که در حفظ امنیت روانی آنها اهمیت دارد، این است که یک رویداد باعث از بین رفتن نظم زندگی آنها نشود و رویه همیشگی و عادی زندگیشان را برهم نزند. پس اگر شما مضطربید یا احساس ناامنی میکنید، نباید با ایجاد تغییر در فعالیتهای فرزندتان، این احساس را به او انتقال دهید. نوجوانان در زمان مضطرب شدن، از دو راه تغییرات روانیشان را نشان میدهد. آنها یا بهشدت وابسته میشوند یا اینکه با بیپروایی زیاد از شما فاصله میگیرند. نوجوانی که مدام در مورد اتفاقات نامطلوب میشنود، بیشتر در معرض گرایش به رفتارهای ناسالم قرار دارد.
6. اگر احساس میکنید فرزندتان بیش از اندازه درگیر افکار منفی و اضطرابآور شده، بهجای انکار یا مسخره کردن کودکتان، به حرفهایش گوش دهید و واکنشهایش را مشاهده کنید. اجازه دهید افکارشان را به زبان بیاورند و اضطرابشان را به شیوه خود تخلیه کنند. والدین باید به حرفها، سوالات، نگرانیها و حتی توهماتی که فرزندشان بیان میکنند، صبورانه گوش کنند. حتی اگر کودک یک پرسش را بارها میپرسد، باید بهآرامی پاسخ اطمینانبخشی را بیان کنند. اگر کودک بیش از اندازه ترسو شده، والدین باید در انجام تجربههای تازه همراهش باشند و بهجای رها کردن او در موقعیتهای اضطرابآور یا حمایت بیش از اندازه از او و دامن زدن به وابستگیاش، دوشادوش فرزندشان موقعیتهای تازه را تجربه کنند.
7. در نهایت باید این اطمینان را به کودک داد که مسئولان و مقامهای مختلف، برای ایجاد امنیت اجتماعی شبانهروز فعالیت میکنند و والدین و مربیان هم تمام توانشان را برای حفظ امنیت کودک بهخرج میدهند. بچهها باید با قرار گرفتن در فضایی آرام، بحران روبهرو شدن با اخبار وحشتآور را پشت سر بگذارند و از والدینشان بشنوند که گرچه این اخبار در گوشه و کنار جهان بهگوش میخورد، اما دلیل زیاد شنیده شدنشان، اهمیت موضوع است؛ اهمیت جان هر فرد! نه فراوانی رخ دادن این حوادث تهدیدکننده.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




