نگاه
مسئولیت بیشتر؛ درآمد بیشتر
تورج صابریوند
میزان درآمد افراد متناسب با سختی کاری که انجام میدهند نیست، متناسب با میزان مسئولیتشان است. هرچه مسئولیت بیشتری داشته باشیم، درآمد بیشتری خواهیم داشت. این را میتوان در بسیاری از شرکتها و سازمانها بهوضوح دید. ممکن است کار کسی ساده به نظر برسد اما درآمد قابلتوجهی داشته باشد و در برابر کار کسی سخت و فرساینده باشد اما درآمد کمی داشته باشد. سختی کار ارزش نیست، میزان مسئولیت در برابر شرکت است که ارزشمند است. برای همین است که شرکتها حاضر نیستند پول زیادی برای کسانی که سخت کار میکنند یا کارهای سختی انجام میدهند بپردازند. آنچه برای شرکتها ارزشمند است میزان مسئولیت همکارانشان است. هرچه مسئولیت افراد در شرکتها و سازمانها بیشتر باشد درآمد بیشتری خواهند داشت. برای همین است که به نظر میرسد مدیران کارهای راحتتری از دیگران دارند، اما درآمد بیشتری نصیبشان میشود. مدیران هم برای همین استخدام میشوند. نه برای اینکه سختتر و بیشتر از دیگران کار کنند، بلکه به خاطر اینکه مسئولیت یک واحد را بپذیرند. اما صاحبان شرکتها درآمدشان از مدیران هم بیشتر است. به خاطر اینکه صاحبان شرکتها مسئولیت بیشتری از مدیران دارند. بر این اساس اگر بخواهیم درآمد بیشتری داشته باشیم باید مسئولیتمان را بیشتر کنیم. ممکن است در شرکتی که کار میکنیم فرصت یا امکانی برای گرفتن مسئولیت بیشتر تعریف نشده باشد یا به هر دلیل سازمانی، این امکان وجود نداشته باشد. این زمانی است که باید محل کار را تغییر داد. برای بیشتر کردن درآمد لزومی ندارد شرکت تاسیس کرد، مدیران میانی یا ارشد بسیاری از شرکتها درآمدهای بسیار بیشتری از صاحبان شرکتهای کوچک و متوسط دارند. اما گاهی مجبور میشویم شرکت خودمان را تاسیس کنیم. از مهمترین اتفاقهایی که بهزعم من در تاسیس شرکت میافتد خلق مسئولیتهای جدید است. مسئولیت در برابر پروژهها، در برابر کسانی که استخدام میشوند، در برابر کسانی که مراودهای با شرکت دارند، در برابر سازمانهای دولتی و مسئولیتهایی دیگر. بسیاری هستند که مسئولیت کاری جذابیتی برایشان ندارد. اینها، بیآنکه ارزشگذاری کرده باشیم، گزینههای مناسبی برای راهاندازی شرکتهای جدید نیستند. راهاندازی شرکت مسئولیت میطلبد. ناگزیر در تعطیلات، مدیران به فکر ماههای آینده شرکت هستند و در حال برنامهریزی. به مسئولیتشان در برابر همکاران بسیارشان فکر میکنند. به چشماندازهای دور شرکت مینگرند. در حالی که ممکن است باقی همکارانشان که مسئولیت مسائل کلان را ندارند، در طول تعطیلات به یاد شرکت نیفتند و از تعطیلاتشان لذت ببرند. کسی هم از آنها انتظار این را ندارد که به فکر شرکت باشند. مگر آنها که مشتاق مسئولیتهای بیشتر هستند. به نظر میرسد این گروه از آدمها گزینههای موفقی برای تاسیس و راهاندازی شرکتها هستند. کسی که آزاد کار میکند تنها مسئولیتش در برابر خودش است. اما کسی که شرکتی را راه میاندازد متناسب با تعداد همکارانش مسئولیت میپذیرد. هرچه مسئولیت بیشتری در برابر دیگران داشته باشد، درآمد بیشتری هم خواهد داشت. اما اگر شرکتی را تاسیس کردید رئیس خودتان خواهید بود. کسی که رئیس خودش است، از هر رئیس دیگری سختگیرتر است. به رئیس میتوان گفت که من بیش از هشت ساعت در روز کار نمیکنم. به رئیس میتوان گفت که روزهای تعطیل به کار فکر نمیکنم یا در تعطیلات مجبور نیستم به فکر پروژهها باشم، همینطور در مهمانی، حین رانندگی، پیش از خواب و بسیاری از موقعیتهای عجیب زندگی. رئیسها هرچقدر هم که سختگیر باشند عموما چنین انتظاری ندارند. از یک رئیس سختگیر شاید سخت بتوان مرخصی گرفت، اما وقتی در مرخصی هستید هیچ کس از شما انتظار ندارد که با گزارش و راهحلها و ایدههای جدید سرکار برگردید. اما اگر رئیس خودتان باشید به مراتب سختگیرتر میشوید. نمیتوانید به خودمان مرخصی دهید. اگرچه راحتتر تصمیم میگیرید که چه زمانی به محل کارتان بروید یا نروید. اما زمانی که محل کارتان نیستید باز مدام در فکر کارها هستید. حتی در تعطیلات هم مدام در حال فکر کردن و برنامهریزی و پیشرفت کارها و نزدیک شدن به هدفها خواهید بود و به فکر مسئولیتهایتان در برابر همکارانتان. از همکارانتان انتظار ندارید که در سفر یا خانه به فکر کار باشند. اما از خودتان این انتظار را دارید. وقتی رئیس خودتان هستید دستور میدهید که در تمام لحظههای زندگی به فکر کار باشید. به رئیس میتوان گفت که الان نمیخواهم کار کنم، اما اگر رئیس خودتان باشید نمیتوانید این را به خودتان بگویید یا تلفنهمراهتان را خاموش کنید. البته این وضعیت نه فقط به خاطر سختگیریهای رئیسمابانه، که به خاطر احساس مسئولیتی است که در برابر شرکت و کسبوکاری که راه انداختهاید دارید.




