روایت دست‌های نجیب آدم‌های کار

عکس نوشت

روایت دست‌های نجیب آدم‌های کار

نسرین ظهیری

کارگرانی که در این دو صفحه جلوی دوربین عکاس آتیه‌نو قرار گرفته‌اند، می‌خندند. آنها گله نمی‌کنند، از روزگار نمی‌نالند، به فرداهای روشن خوشبین هستند و امید روی امید می‌گذارند، زندگی را سخت  نمی‌گیرند و می‌خندند. خنده‌هایی که خبر از راز درونشان نمی‌دهد. لبخندهای قدیمی که هزار حرف نگفته را لای خودشان پنهان می‌کنند. خط و خطوط چهره بعضی از آنها می‌گوید که روزگار بر آنها سخت گرفته است. 
بعضی‌هایشان آخرین نسل از مردانی هستند که شغل پدری‌شان را زنده نگه داشته‌اند. با این همه چیزی در این عکس‌ها هست که نگاه آدم را نگه می‌دارد. شوق ناب و شور زندگی در چشم‌های کارگران این عکس‌ها می‌جوشد هنوز. آنها زیستن در میان چوب و آهن و پنبه و حصیر را تعریف دیگری کرده‌اند. عکس‌ها گرچه آرام هستند اما شتاب و ریتمِ سرشار از زندگی در آنها موج می‌زند و تصویرها را زنده می‌کند.
 انگار خیلی‌هایشان کمردرد دارند، بعضی‌ها تا صبح از درد پا نمی‌خوابند و گردن‌درد امان بعضی‌ها را بریده. با این همه آنها از حسی غریب و ناگفته سرشارند. این عکس‌ها مشتی است نمونه خروار، تصاویری  از کلمات لال و حرف‌های نگفته. به هزار دلیل بی‌منطق کمتر دانش‌آموزی شاید دلش بخواهد در آینده صاحب یکی از این شغل‌ها باشد.
 شغل‌هایی که زندگی شهری بی آنها غیرممکن است اما همیشه نادیده گرفته می‌شوند. روز جهانی کارگر نزدیک است و شاید هیچکس به صاحبان این عکس‌ها روزشان را  تبریک نگوید.  شاید هم رسم نیست که کسی به خاطر کارگر بودن در روز کارگر هدیه بگیرد.  دوروبرمان را این روزها نگاه کنیم، آنها را می‌شود همه جا دید. گرچه بسیار نادیده گرفته می‌شوند، می‌شود این‌بار در یازدهم اردیبهشت امسال با شاخه گلی روزشان را به آنها یاداوری کرد. و البته ارزش وجود و حضورشان را می‌شود به آنها گفت که کارگری مادر تمام کارهای دنیاست، ذات اصلی و سرشت اولیه کار. می‌شود آنها را خوشحال کرد. می‌توان آنها را  باز یادآوری کرد...
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه