گذر
تصحیح یک برداشت اشتباه اقتصادی
حسین خزلی خرازی - کارشناس بازار سرمایه
برخی انتقادها در مورد اینکه چرا هنوز سپردههای مردمی از بازارهای موازی به سمت بازار سرمایه و تولید سوق پیدا نکرده وجود دارد که در حالت کلی انتقادی درست و بجاست. اما در این میان باید به چند نکته مهم هم توجه کرد. نکته اول تحول مثبت اما کمرمق در این عرصه است. سال گذشته 22 هزار میلیارد تومان تامین مالی از طریق ابزارهای بورسی انجام گرفت که در نوع خود رکوردشکنی به حساب میآید و پیام مشخصش هم این است که ابزارها کارآمد هستند. البته هنوز تامین مالی از طریق بازار سرمایه نسبت به سهم نظام بانکی بسیار پایین است.
برخی آمارها نشان میدهند این نسبت 10 به 90 درصد است. یعنی 90 درصد تامین مالی از طریق نظام بانکی انجام میشود اما وزیر اقتصاد در جلسه بهمنماه سال گذشته با فعالان بازار سرمایه، این نسبت را 78 به 22 درصد اعلام کرد. با استناد به آمار وزیر اقتصاد هم باید گفت هنوز این نسبت فاصله معناداری با استانداردهای دنیا دارد. برای رسیدن به رشد 8 درصدی نیاز به تزریق 150 هزار میلیارد تومان پول جدید به اقتصاد کشور است.
به نظر میرسد اگر بازار سرمایه بتواند 75 هزار میلیارد تومان از این تامین نقدینگی را بر عهده بگیرد قدم بزرگی برداشته شده است. به عبارت دیگر باید نسبت تامین مالی توسط بازار سرمایه و نظام بانکی 50 به 50 باشد.
برای رسیدن به این هدف چند مانع باید از میان برداشته شود و به چند نکته هم به طور ویژه توجه شود.
دو مانع مهم از نظر من در این حوزه آشنا نبودن مردم و حتی مسئولین و متخصصین و نخبگان با بازار سرمایه و همچنین جوان بودن ابزارهای تامین مالی از طریق بازار سرمایه است. توجه داشته باشیم که مردم حدود 100 سال است که با بانک و خدمات بانکی و سپردهگذاری و وام گرفتن آشنا هستند، اما استفاده از ابزارهای تامین مالی بورسی سال 88 تازه به تصویب رسید و از سال 89 به طور عملی این کار آغاز شد. بنابراین این دو مسئله را باید در تحلیلها از شرایط فعلی در نظر گرفت.
راهکاری که میتواند به بهبود این وضعیت و به بازی گرفتن بیشتر ابزارهای بورسی کمک کند، استفاده از ظرفیتهای نظام بانکی برای معرفی ابزارهای بورسی است. درواقع برای برونرفت از این وضعیت باید نوعی همکاری مشترک بین نظام بانکی و بازار سرمایه شکل بگیرد. در این زمینه تجربه موفق صندوق یکم سپردهگذاری بانک مسکن را میتوان مثال زد. این صندوق یک صندوق بورسی است اما از طریق شعبههای این بانک در سراسر کشور فعالیت میکند. براساس آمارها این صندوق تا به حال 5 هزار میلیارد تومان سپرده جمع کرده است که برابر با 60 درصد کل سپردههای جمعشده توسط صندوقهای مشابه است.
بنابراین اگر بخواهیم نقدینگی را از بازارهای موازی به سمت بازار سرمایه و از آنجا به سمت تولید سوق دهیم باید از قاعده «پولینگ» یا همان تجمیع پولی استفاده کنیم و این کار در صورتی موفق پیش خواهد رفت که همکاری مشترکی بین نظام بانکی و بازار سرمایه شکل بگیرد.
به طور خلاصه میتوان نبود آشنایی با ابزارهای مالی بورسی و همچنین نبود همکاری مشترک بین نظام بانکی و بورس را دو مانع مهم در مقابل تجمیع سرمایههای خرد از طریق این ابزارها به حساب آورد، که باید برای رفع این دو مانع تلاش کرد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




