خوش‌ساخت و عزیز و محبوب

خوش‌ساخت و عزیز و محبوب

نوا مصدق

 
 
 
 
ماه رمضان آغاز شده است و اکران افطار تا سحر یکی از دغدغه‌های مخاطبان و مسئولان است. اکران «پنجاه کیلو آلبالو» با مشکل روبه‌رو شده و حتی توزیع آن در شبکه نمایش خانگی در هاله‌ای از ابهام است. در این میان مشخص شده است که فیلم «فروشنده» به کارگردانی اصغر فرهادی بدون اصلاحیه مجوز نمایش گرفته است. هر کدام از این خبرها قابلیت داشت تا به‌عنوان گزارش اصلی این صفحه جای خود را باز کند و تیتر نخست صفحه شود. اما فصل تازه اکران و مخصوصا اکران «ایستاده در غبار» باعث شد از کنار این خبرها بگذریم . با این حال، شاید فکر کنید عجب آدم‌هایی هستیم ما، آدم‌هایی که داستان زندگی یک فرمانده جنگ را به تمام خبرهای روز ترجیح می‌دهیم، برای نوشتن از دلایل این ترجیح، اجازه بدهید داستان را از شش ماه پیش آغاز کنیم، از زمانی که یک گروه جوان به مریوان رفتند و خبر آغاز فیلمبرداری‌شان به گوش می‌رسید.
 
 مریوان، حاج‌احمد و باقی قضایا
اواخر تابستان و اوایل پاییز سال گذشته بود که خبر رسید یک گروه سینمایی جوان برای ساخت فیلمی جنگی به مریوان رفته‌اند. گفتند که داستان زندگی یکی از فرماندهان جنگ را بازسازی می‌کنند و می‌خواهند هرطور شده فیلم را به جشنواره فیلم فجر برسانند. از آنجایی که سینمای دفاع مقدس بگیر و نگیر دارد و الزامی وجود ندارد که فیلم‌های جنگی، فیلم‌های خوب و وفادارانه‌ای از آب دربیایند، خبر فیلم‌برداری «ایستاده در غبار» نیز شکلی متفاوت از دیگر فیلم‌ها پیدا نکرد. مخصوصا که گروه سازنده جوان بودند و بازیگر اسم‌ورسم‌داری هم در میانشان نبود. محمدحسین مهدویان، کارگردان این فیلم، نیز در حال نخستین تجربه کارگردانی فیلم سینمایی بلندش بود و خلاصه آنکه همه‌چیز دست‌به‌دست هم داده بود تا «ایستاده در غبار» را جدی نگیریم. تا آنکه نخستین خبر متفاوت به بیرون درز پیدا کرد: «آن‌ها از صداهای واقعی جنگ استفاده کرده‌اند و صدای شلیک‌ها و فرمانده‌های جنگ و بسیاری از صداهای موجود در فیلم، صداهای واقعی روزهای دفاع مقدس هستند.» چنین خبری باعث می‌شد تا «ایستاده در غبار» فیلمی سوال‌برانگیز شود، این فیلم مستند است یا داستانی؟ یک گروه جوان از پس کار کردن در کوه و کمر برمی‌آید یا تصویرها انتزاعی از آب درمی‌آید؟ به این سوال‌ها و اتفاق‌ها اضافه کنید این واقعیت را که گروه فیلم‌سازی جوان گفت‌وگویی انجام ندادند تا سوال‌ها تا زمان نمایش فیلم در جشنواره فیلم فجر ادامه پیدا کند.
 
 نمایشی منحصربه‌فرد
«ایستاده در غبار» یک مستند داستانی روان و بی‌نظیر است. هادی حجازی‌فر، همان بازیگر گمنام که نقش حاج‌احمد متوسلیان را بازی می‌کند، تصویری خالص و ناب از فرمانده جنگ نشان می‌دهد و صداهای واقعی آن‌چنان خوشایند روی تصویر نشسته‌اند که تا مدت‌ها پس از دیدن فیلم شما را رها نمی‌کند. داستانی وفادارانه و مهربان با صداهای مستند. در این فیلم گفت‌وگوهای فراوانی انجام شده، از اعضای خانواده حاج‌احمد بگیرید تا محسن رضایی و دیگر فرماندهان جنگ. تمام آن‌ها که در زندگی‌شان برخوردی با حاج‌احمد داشته‌اند نیز در صداها وجود دارند و بازسازی بی‌نظیری اتفاق افتاده که باورش کمی مشکل است و حتی آن را یک سروگردن بالاتر از دیگر فیلم‌های امسال می‌نشاند. مخصوصا که «ایستاده در غبار» تلاش نکرده شخصیت حاج‌احمد متوسلیان را بی‌عیب نشان دهد. ما او را می‌بینیم در حالی که با تندی صحبت می‌کند و خشونت به خرج می‌دهد. ما او را می‌بینیم که انسان است، اما انسانی والا. به همین خاطر است که فیلم روان و منحصربه‌فرد قلمداد می‌شود و داستانی متفاوت را برایمان می‌خواند. پس از نمایش فیلم در جشنواره بود که گفت‌وگوها با اعضای تیم سازنده فیلم آغاز شد. داستان شکل فیلمبرداری‌شان و برخورد آدم‌ها در مریوان با آن‌ها، تبدیل به یکی از حواشی جذاب این فیلم شد. آن‌قدر که هادی حجازی‌فر گفت: «تا وقتی گریم حاج‌احمد روی صورتم بود، آدم‌ها با من دست می‌دادند و به من احترام می‌گذاشتند. وقتی گریم را از روی صورتم پاک می‌کردم، کسی کاری به کارم نداشت.» او گفته بود که باورش نمی‌شود حاج‌احمد در این منطقه تا این اندازه پرطرفدار باشد و باور نمی‌کرد که آدم‌ها هنوز او را به خاطر داشته باشند. اما خاطراتی که مردم کردستان از حاج‌احمد داشتند به این سادگی‌ها پاک نمی‌شد.
 
 زمان نمایش یک فیلم
به واسطه همین تاثیرگذاری بود که دست‌اندرکاران فیلم به دنبال بهترین زمان نمایش برای «ایستاده در غبار» می‌گشتند. حتی یک‌مرتبه شورای پروانه نمایش تاریخ اول اردیبهشت را برایشان در نظر گرفت اما تهیه‌کننده فیلم گفت که آن زمان مناسب نیست و به دنبال بهترین زمان اکران فیلم می‌گردند. از این جهت بود که نخستین هفته ماه رمضان و همزمان با تغییر اکران را انتخاب کردند و «ایستاده در غبار» از هفته پیش به سینماها آمد تا بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر زمان مناسبی برای اکران در دست داشته باشد. شاید به این خاطر که حال و هوای فیلم نیز به ماه رمضان نزدیک است و داستان زندگی سردار دوران جنگ تحمیلی که از مدیریت و صبر و اراده و انتخاب‌های به‌جا برای ما صحبت می‌کند، روی ما تاثیری بیشتر بگذارد. این تلفیق دلنشین و جذاب باعث شده وقتی از اکران «ایستاده در غبار» صحبت می‌کنیم، دست‌ودلمان بلرزد و دلمان بخواهد برای چندمین‌بار به داستان جاویدالاثر یک فرمانده جنگ پناه ببریم و از خودمان بپرسیم که او کجاست؟ زنده است؟ رژیم صهیونیستی او را به شهادت رسانده یا آنچنان که خبرها می‌گویند اسیر است؟ و جای خالی‌اش را در دنیای این روزهایمان احساس کنیم، داستان فرمانده جنگی که از ترس تاثیر داروی بیهوشی حاضر شد عمل جراحی‌اش را به صورت هوشیار انجام دهد.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه