بررسی مسیری که جامعه کارگری در پیوستن به انقلاب پیمود
وقتی کارگران به انقلاب پیوستند ...
مصطفی کریمی
وقتی صحبت از نسبت کارگران و انقلاب میشود، میتوان این رابطه را با رویکردهای مختلف بررسی کرد. اما آنچه فصل مشترک همه این نگاهها و تحلیلهای متفاوت میتواند باشد، این است که کارگران نقشی اساسی در انقلاب داشتهاند. نقشی که اگرچه تفاسیر مختلفی از آن شده است، نمیتوان تاثیر آن را نادیده گرفت.
کارگران تبریز و تقویت یک همراهی
در ناآرامیهای اواخر سال ۱۳۵۶ حضور نیافتن کارگران و مزدبگیران شهری در تظاهرات کاملا آشکار بود. بهاستثنای تبریز که کارگران کارخانههای کوچک خصوصی آن به قیام مردم پیوسته بودند، بیشتر راهپیماییهای دیگر شهرها در اطراف دانشگاهها، بازار و حوزههای علمیه برپا میشد و تظاهرکنندگان اغلب از طبقات متوسط سنتی و جدید بودند. اما پس از خرداد ۱۳۵۷ کارگران و فقرای جدید شهری بهویژه کارگران ساختمانی و کارخانهها به تظاهرات خیابانی روی آوردند. این مشارکت نهتنها راهپیماییهای چند ده هزار نفری را به چند صد هزار نفری و حتی چند میلیونی تبدیل کرد، ترکیب طبقاتی جناح مخالف را دگرگون ساخت. با این وصف میتوان گفت انقلاب در سال 1357 به واسطه ماهیت ائتلافی خود، حاصل تعامل و همکاری گروهها و طبقات اجتماعی مختلف بود و یکی از طبقات اجتماعی مهم حاضر در انقلاب طبقه کارگر بود. بر همین اساس رژیم پهلوی بهشدت از سوی کارگران احساس خطر کرد. با وجود اعطای برخی امتیازهای اقتصادی و رفاهی، کارگران نیز خواستار تغییر رژیم سیاسی شدند که یکی از دلایل اصلی آنها کاهش شدید دستمزدهایشان در دهه 50 بود.
درواقع با پیوستن کارگران به قطار انقلاب، بهویژه بعد از خرداد 57، اعتراض طبقه متوسط تبدیل به اعتراض گسترده طبقه متوسط و کارگر شد، امری که باعث شده بیشتر تحلیلگرانی که به تحلیل ریشهها و چرایی شکلگیری و پیروزی انقلاب اسلامی پرداختهاند، تاکید کنند که به صحنه آوردن طبقه کارگر پیروزی نهایی انقلاب اسلامی را ممکن ساخت.
دولت مستعجل
علت اصلی اعتراض طبقه کارگر رکود اقتصادی بود. پیش از شروع دوران رکود اقتصادی در سالهای پایانی حکومت شاه، اجرای طرحهای توسعه بلندپروازانه موجب شده بود بیکاری شهری از بین برود و حتی کمبود نیروی کار محلی پدید آید. تا جایی که در بسیاری موارد از کشورهای مختلف کارگران به ایران روانه میشدند. کمبود کارگران تا پیش از سال 56، افزایش دستمزدهای کارگران ماهر و غیرماهر را به دنبال داشت.
در سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ مقدار افزایش دستمزد کارگران شهری از میزان افزایش ۹۰ درصدی قیمت کالاهای مصرفی پیشی گرفت؛ مثلا از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۶ حداقل دستمزد روزانه تعیینشده دولت از ۸۰ ریال به ۲۱۰ ریال افزایش یافت. درآمد روزانه کارگران غیرماهر ساختمانی در سال ۳۳ درصد افزایش یافت و از 20/1 دلار در سال ۱۳۵۳ به 50/5 دلار در اواخر سال 1355 رسید. میانگین دستمزدها در ۲۱ بخش صنعتی اساسی در سال ۱۳۵۳، ۳۰ درصد و در سال ۱۳۵۴، ۴۸ درصد افزایش یافت. بالا رفتن استانداردهای زندگی در میان کارگران ماهر کارخانهها نیز چشمگیر بود. در سال ۱۳۵۰ میانگین و دستمزد روزانه کارگران کارخانههای تهران ۲۲۰ ریال بود ولی در سال ۱۳۵۶ تنها کارگران ماشینسازی اراک حدود ۸۵۰ ریال حقوق پایه و 150 ریال اضافهکاری دریافت میکردند. افزایش دستمزدهای واقعی بر شمار اعتصابات در صنایع اصلی تاثیر مستقیمی گذاشت. در دوره ناآرامی و تظاهرات طبقه متوسط از آبان ۱۳۵۶ تا خرداد ۱۳۵۷، هفت اعتصاب صنعتی عمده روی داد. اما بعد از خرداد ۱۳۵۷، که اثرات دوره رکود اقتصادی بهویژه در بخش ساختمانسازی پدیدار شد و دولت با تعیین سقف معینی برای افزایش دستمزدها و لغو پاداشهای سالانه که معمولا به همه کارگران و کارمندان دولتی میپرداخت، شمار اینگونه اعتصابها بهسرعت بالا رفت. از نیمههای تابستان کاهش حقوق و دستمزدها شروع شد، شمار بیکاران از صفر به ۴۰۰ هزار نفر رسید. در کنفرانس مطبوعاتی تلویزیونی، شاه علیه حقوق و دستمزدهای بالا و بهرهوری پایین سخن گفت. او معتقد بود «دولت رفاه» کارگران را با «پشم نرم» پوشانده است، گفت: «این قابلتحمل نیست، آنهایی که کار نمیکنند دمشان را میگیریم و مثل موش بیرون میاندازیم، کسی که کارش را بهدرستی انجام نمیدهد نهتنها به وجدان بلکه به وظیفه میهنی خود هم خیانت میکند. به خاطر دارم چند سال پیش یک بنا، که اکنون خواهان دارد و مردم باید برایش چاپلوسی کنند، حاضر بود تنها برای یک وعده غذا تمام روز کار کند و هرگز کار کافی گیر نمیآورد، اما امروز در این مرحله انتقال که به کارگران بیشتر نیازمندیم، باید به آنها التماس کنیم.» برای رژیم پهلوی خاصه شاه کارگران یک نیروی حامی، همتای نظامیان، قلمداد میشدند و برای آنان باور اینکه کارگران به انقلاب بپیوندند خیلی سخت بود. به قول فریدون هویدا: «مسئله اعتصاب کارگران شاه را بهشدت آزردهخاطر ساخت. هرگز نمیتوانست قبول کند همان کسانی که در دی 1354 هنگام دریافت اسناد مربوط به شرکت در سود کارگاهها، مراتب سپاس بیپایان خود را از ذات مبارک شاهانه اعلام داشته بودند، اینک علیه او دست به اعتصاب بزنند.»
ضربه آخر: اعتصابهای کارگری
هرچند به نسبت دیگر اقشار جامعه دیرتر، اما به هر حال کارگران به انقلاب پیوستند. پیوستن کارگران به انقلاب حرکت آن را سریعتر کرد و توان نیروهای مبارز را بالا برد، به طوری که مشهور است آخرین ضربه را به رژیم شاه کارگران، خاصه کارگران شرکت نفت، وارد کردند. پویش و گسترش سرمایهداری در ایرانِ دوران پهلوی دلیل شکلگیری و رشد طبقه کارگر صنعتی در ایران بود. این کارگران بهعنوان یکی از نمادهای صنعتیسازی در کشور به دنیا معرفی میشدند و شاه با برنامههای نمایشی سعی در همراه کردن کارگران و همچنین آمریکا برای پیشبرد برنامههای خود داشت. ورود کارگران به انقلاب بیش از هرچیز نشاندهنده شکست شاه در تطمیع این طبقه بود. با نگاه به عوامل ورود کارگران به انقلاب اسلامی ایران، اقدامات شاه در قبال کارگران نهتنها موجب گسترش حمایت او نشد، بلکه موجب گسترش نارضایتیهایی در بین کارگران شد که مقدمه مبارزات آنان در انقلاب ایران بود.
اعتصابهای کارگران نیز در سال 1357 بهشدت دولت را در بخشهای اقتصادی فلج کرد تا ضربههای نهایی را به پیکر رژیم حاکم وارد کنند. طی سالهای دهه 1350 تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی، هیچگاه وابستگی دولت به درآمدهای نفتی زیر 54 درصد نبود. در سال 1357، به دلیل اعتصاب کارکنان صنعت نفت، تولید نفت ایران کاهش یافت و درآمد نفتی کشور به 15 میلیارد دلار تقلیل یافت. در پایان باید گفت هرچند شاه فکر میکرد کارگران از اقدامات اقتصادی او بهرهمند شدهاند، اعتراضها و اعتصابهای کارگران و بیان کمبودهای اقتصادی آنان نشانه شکست سیاستهای اقتصادی شاه در قبال کارگران بود.
منابع: کتاب «ایران بین دو انقلاب»، یرواند آبراهامیان، ترجمه احمد گلمحمدی، و محمدابراهیم فتاحی، نشر نی.
مقاله «زمینههای ورود و نقشآفرینی کارگران در انقلاب»، مجله تحقیقات تاریخ اجتماعی، پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، زمستان، 1393.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




