نسخه Pdf

جهاد سازندگی و عدالت اجتماعی

یادداشت

جهاد سازندگی و عدالت اجتماعی

مسعود شهریاری - استاد تعاون و رفاه اجتماعی دانشگاه علامه

 پیش از انقلاب و قبل از افزایش درآمد نفتی، اقتصاد کشور مبتنی بر کشاورزی بود، اما همزمان با بالا رفتن درآمد نفتی نیاز به واردات کالاهای ساخته‌شده و مواد غذایی و کالای کشاورزی افزایش یافت، به گونه‌ای که بخش عمده‌ای از تولید کشاورزی در مقابل واردات بی‌رویه محصولات نهایی از بین رفت. طی سال‌های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ قیمت نفت به‌شدت افزایش یافت، در عین حال طمع دولت به استفاده از درآمدهای نفتی نیز بیشتر شد، به گونه‌ای که در این سال‌ها دولت هرسال دو یا سه متمم بودجه تقدیم مجلس می‌کرد تا بتواند از درآمد نفت بیشتر استفاده کند و سهم نفت از درآمد کل کشور به بیش از 85 درصد رسیده بود.
رهبر کبیر انقلاب اسلامی این تفکر را در اقتصاد ایجاد کرد که باید کشور خودکفا شود و از روز اول در این جهت حرکت کرد. خودکفایی از همان زمان شروع شد و امام راحل به مسئولان کشور مرتب گوشزد می‌کرد که در بخش‌های صنعت، کشاورزی، تولید و ساختمان باید خودکفا شویم.‌با توجه به ترکیب بودجه و هزینه‌های آن در کشور، از ابتدای انقلاب به نقاط محروم در جهت محرومیت‌زدایی توجه و احداث زیرساخت‌های رشد و توسعه اقتصادی در کشور شروع شد.‌صدور فرمان تشکیل جهاد سازندگی در 27 خرداد 58 از سوی امام (ره) یکی از راهکارهای تحقق اهداف عدالت‌محورانه انقلاب بود. امام (ره) در پیام خود نیز تاکید کرد که وظیفه ذاتی جهاد سازندگی ایجاد رفاه حداکثری برای بسیاری از مردم است. وظیفه اصلی این نهاد انقلابی رسیدگی به امور محرومان و روستاها و احداث زیرساخت‌ها مانند جاده، آب آشامیدنی و برق بود، به‌گونه‌ای که قبل از انقلاب تنها 2 درصد از روستاهای کشور دارای تاسیسات زیربنایی مانند آب‌لوله‌کشی و برق و جاده آسفالته بودند که بعد از انقلاب اسلامی آهنگ رسیدگی به روستاها و ایجاد تاسیسات زیربنایی بیشتر شد. در حال حاضر بیش از 98 درصد روستاهای کشور از تاسیسات زیربنایی برق، آب‌لوله‌کشی، جاده و حتی گاز برخوردار شده‌اند.با گذشت زمان زیرساخت‌های توسعه اقتصادی به نقاط دوردست کشور رسوخ کرد. با شروع جنگ تحمیلی جهاد سازندگی علاوه بر انجام ماموریت بازسازی روستاها، که قبل از جنگ به آن مشغول بود، در جریان دفاع مقدس نیز فعالیت مهندسی و رزمی را برای پشتیبانی جبهه‌ها بر عهده گرفت.‌قبل از انقلاب اسلامی حدود نیمی از جمعیت کشور روستایی و نیم دیگر شهری بود، البته سال‌های قبل‌تر این نسبت بیشتر بود، مثلا در سال 1335 که جمعیت کشور حدود 19 میلیون نفر بود، حدود 13 میلیون نفر (تقریبا ۶۸ درصد) در روستا و 6 میلیون نفر در شهرها زندگی می‌کردند و هرچه به عقب‌تر نگاه کنیم، جمعیت روستایی بیشتر بوده، اما در آستانه انقلاب اسلامی به خاطر مهاجرت به شهرها و از بین رفتن زیرساخت‌های روستایی جمعیت روستاها کمی بیش از نصف جمعیت کشور بود. تمام روستاها غیر از 2 درصد محروم بودند، یعنی حتی آب‌لوله‌کشی، برق و جاده نداشتند. اما در حال حاضر این جریان برعکس شده و تنها 2 درصد روستاها فاقد آب و برق هستند و بیش از 98 درصد روستاها آب، برق و حتی گاز دارند.
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه