قاعده بازی
کارلوس: حرفهای
مهران باقی
واقعیت امر این است که تفاوت بین کیروش و همکاران او در داخل کشور، از زمین تا آسمان است. کیروش سالها دستیار فرگوسن بوده، آن هم در باشگاهی مثل منچستریونایتد. سرمربی رئالی بوده که اگر حرفهایترین و مدرنترین باشگاه ورزشی دنیا نباشد، یکی از بهترینهاست. کسی که سرمربی دیوید بکام، رائول، زیدان، فیگو و غولهایی در این سطح بوده، قابلاحترام است. باید حضورش را غنیمت شمرد و از او آموخت. در کشور ما اما چنین است، مربیانی که کارنامهای غیرقابلدفاع دارند، افرادی که رابطهای با حرفهایگری و فوتبال مدرن ندارند و در کل همه کسانی که کاروبارشان به واسطه وجود مربیان خارجی کساد شده، به جای تلاش برای یادگیری و استفاده از این حضور تمام انرژیشان را صرف جدل با کسی میکنند که آمده فوتبال ایران را به جاهای خوبی برساند. بنشینید پای بازیهای تیم ملی تا ایرادهای بنیاسرائیلی منتقدان کیروش را فراموش کنید. تیم کیروش کاملا حسابشده و بابرنامه بازی میکند. جوان و بسیار باطراوت است. استفاده از بازیکنان پرورشیافته در خارج از ایران که آموزشهای استاندارد و بدیهی دیدهاند سطح کیفی بازیهای تیم را بالا برده است. تیم کیروش علیرغم وجود مصدومهای فراوان و چند بازیکنی که به دلایل حاشیهای نتوانستند خودشان را به بازی با ترکمنستان برسانند، باز هم بازی خوب و شناوری از خودش به نمایش گذاشت. مهمترین ویژگی تیم کیروش و شاید مهمترین رمز موفقیت او در ایران، محبوبیت فراوان میان مردم است. او این قابلیت را دارد که برای بازی با تیم درجهدویی مثل ترکمنستان هزاران نفر را به استادیوم بکشاند. آن هم در روزهایی که عواملی از مسئولان تلاش کردهاند کیروش را به حاشیه بکشانند. دقت کنید، تمام تلاش عدهای مسئول به جای خدمتگذاری معطوف به این است که سرمربی تیم کشورشان موفق نباشد، چراکه این موفقیت و محبوبیت با منافع برخی در تضاد است. غافل از اینکه محبوبیت او، فارغ از مسائلی نظیر کاریزمایی که دارد، کاملا به خاطر تیم دوستداشتنی و استانداردی است که در این چند سال ساخته. تیم ملی ما بعد از چند سال رکود دوباره کاراکتر دارد، آن هم به خاطر وجود یک سرمربی که تمام بازیکنان تحت امرش به او اعتقاد دارند. مثل مردم.




