یادداشت
این اندوختههای کارگران است
غلامرضا عباسی - رئیس کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ایران
ما کارگران بارها اعلام کردهایم که با هر حرکتی مثل بحث تجمیع بیمههای درمانی که بخواهد استقلال و پایداری صندوق تامیناجتماعی را به خطر بیندازد، بهشدت مخالفیم. نه کارگران، نه بازنشستگان و نه حتی کارفرمایان با بحث تجمیع بیمهها موافق نیستند. هرگونه ادغام در حوزه اقتصادی یا درمانی که بخواهد با منابع سازمان تامیناجتماعی ادغام شود، از دید ما کارگران مردود است و به ضرر کارگران خواهد بود.
در مخالفت با این بحثها، بیانیه صادر کردیم و در همایشی هم که اخیرا برگزار شد، بهصراحت مخالفت خود را با هرگونه ادغام بیمههای درمانی اعلام کردیم. متاسفانه، طرح این بحثها تازگی ندارد. شاهد هستیم که هرساله به شکلهای مختلفی، اینگونه هجمهها به سازمان تامیناجتماعی وارد میشود، در حالی که مطرح شدن این بحثها به جامعه آسیب میزند و نیمی از جمعیت کشور را که به نوعی تحت پوشش سازمان تامیناجتماعی هستند، نگران میکند. ما انتظار داریم وقتی سازمان تامیناجتماعی دچار مشکل شد، دولت بدهیاش را به این سازمان پرداخت کند، بنگاههای اقتصادی را تقویت و از آنها حمایت کند تا این بنگاهها بتوانند با فراغ بال حقبیمه کارگران را بپردازند، نه اینکه از سازمان تامیناجتماعی هیچ حمایتی نشود و حتی به منابع کارگران و اندوختههای سازمان چشم دوخته شود.
ما شرایط پیشآمده فعلی را مساعد نمیبینیم، زیرا با تجمیع بیمههای درمانی استقلال و توان مالی سازمان تامیناجتماعی تحلیل میرود و درنهایت، سرمایه کارگران که طی سالها زحمت آن را به دست آوردهاند، به بخش دولتی واگذار میشود. سوال ما این است که وقتی کارگران 9 درصد از حقوق خود را به صورت حقبیمه بابت درمان پرداخت میکنند، چرا باید افراد و صندوقهای دیگر که مساوی با ما سهم درمان نمیپردازند، در منابع صندوق ما مشارکت داشته باشند.
نباید همه مردم را سر سفره کارگران بنشانیم و از جیب آنها هزینههای درمانی دیگران را پرداخت کنیم. این کار اجحاف در حق کارگران است و حقوق آنها را پایمال میکند. از ادغام بیمههای درمانی، کارگران هیچ منفعتی نخواهند داشت و صرفا اموال بینالنسلی آنها در اختیار دیگران قرار میگیرد.
در شرایطی که دولت سرانه درمان کارگران تحت پوشش سازمان تامیناجتماعی را بپردازد، چرا میخواهند اوضاع را بدتر کنند؟ ما یک نهاد عمومی غیردولتی هستیم که مثل هر نهاد خصوصی دیگر تمایل نداریم سرمایه یک عمر زحمتمان را با دیگران شریک شویم. حتی اگر فرض هم کنیم که ادغام در بخش درمان خوب است، آیا پزشکان فعال در بخش خصوصی حاضرند سرمایه و درآمد خود را با ما کارگران شریک شوند؟ آیا پزشکانی که سهامدار بیمارستانهای خصوصی هستند، حاضرند منابع خود را با منابع سازمان تامیناجتماعی ادغام کنند؟ به همین دلایل است که میگوییم دست بردن به منابع کارگران بیانصافی است، زیرا منابع جمعآوریشده از سوی آنان هم فرقی با منابع بخش خصوصی ندارد.
یعنی همانطور که ادغام درآمد مطبهای بخش خصوصی با بخش دولتی غیرمنطقی و غیرقابلتصور است، ادغام بیمه درمان تامیناجتماعی با بخش دولتی نیز به همین اندازه غیرمنطقی است و معایب زیادی را به دنبال خواهد داشت.
در صورت ادغام شدن بیمههای درمانی، به جای آنکه ما کارگران از نهاد دولت بخواهیم حق درمان ما را پرداخت کند و به دنبال احقاق حقوق خود باشیم، مجبور میشویم «دربهدر» به دنبال دریافت خدمات درمانی در مراکزی باشیم که با سرمایه خودشان شکل گرفته است و البته در آن وضعیت، دیگران نیز بدون پرداخت هیچ سهمی با کارگران شریک شدهاند.
باید در نظر داشت که کارگران محور اصلی توسعه کشور هستند و ایجاد آرامش خاطر و رفاه برای آنها، کارایی کارگران را بالاتر خواهد برد و درنهایت به نفع اقتصاد ملی تمام خواهد شد، اما اینکه هربار با طرح و برنامهای جدید، اضطراب و شوکی تازه به کارگران وارد کنیم و به اندوختههای بینالنسلی آنها چشم بدوزیم، نه به نفع جامعه کارگری، نه به نفع نظام سلامت و نه در راستای منافع ملی خواهد بود.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




