کافه خیابان گوته
احسان بهمنی
«جای آنکه فکر مداوای ماجد باشند، بیرون ده کومهای میسازند و او را در حالی که از شدت تب هذیان میگفته با احتیاط لای پتوی پارهای میپیچند و میبرند و میگذارند میان کومه تا به هوای خودشان بیماری را از ده دور کرده باشند. البته یک کوزه آب و یکتکه نان هم میگذارند کنار دستش تا تشنه و گرسنه نماند! ماجد دو شب میان کومه ناله میکند و بعد خاموش میشود. اهالی از ترس مریضی سراغ جنازهاش هم نمیروند. »
نویسنده: حمیدرضا شاهآبادی ناشر: افق چاپ نخست: بهار 1395 صفحات: 256 صفحه شمارگان: 1100 نسخه قیمت: 13500 تومان
رمان جدید حمیدرضا شاهآبادی «کافه خیابان گوته» نام دارد که بهتازگی توسط نشر افق منتشر شده است. حمیدرضا شاهآبادی که دستی هم در ادبیات کودک و نوجوان دارد و مدتی بهعنوان معاون تولید کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشغول به کار بود، دانشآموخته رشته تاریخ است. در رمانهایی که برای بزرگسالان نوشته، دغدغههای تاریخیاش را میتوان مشاهده کرد. برای مثال «دیلماج»، رمان قبلی او که برنده جایزه ادبی شهید حبیب غنیپور شده، ساختاری تاریخی-تخیلی دارد و سرگشتگیهای یک انسان روشنفکر در دوره قاجار را به تصویر میکشد. نویسنده در این اثر شخصیتی خیالی به نام «میرزایوسف خان مستوفی» ملقب به «دیلماج» خلق کرده است. در «کافه خیابان گوته» نیز آنطور که خود شاهآبادی میگوید داستان عاشقانه کیانوش مستوفی، عضو سابق یک گروه چپ دانشجویی، روایت میشود که قصد دارد از مردی انتقام بگیرد که سالها پیش عشقش را از او گرفته و باعث شده سالهای زیادی از عمرش را در زندان بگذراند. کیانوش زمانی به آن مرد دست پیدا میکند که او آلزایمر گرفته و خود را کودکی هفتساله میپندارد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




