یک میلیون پناهنده زیر چتربیمه‌های درمانی ایران

یک میلیون پناهنده زیر چتربیمه‌های درمانی ایران

سمیرا عظیمی‌نژاد

 
 
 
 
 مفهوم «دهکده جهانی» نه‌تنها در حوزه‌های فناوری، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، بلکه در نظام سلامت نیز مصداق جدی دارد. این روزها دیگر نمی‌توان چشم‌ها را بست و نسبت به مشکلات بهداشتی و درمانی در سایر کشورها بی‌تفاوت بود. هر چالش حوزه سلامت در هر کشوری، ناخودآگاه سایر کشورها را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. شیوع ویروس زیکا در برزیل نمونه اخیر این نگرانی‌های جهانی است که نشان می‌دهد همه مردم دنیا فارغ از ملیتشان، می‌بایست برای ارتقای سلامت عمومی جوامع مختلف تلاش کنند. کشور ما به‌عنوان دومین کشوری که میزبان بزرگ‌ترین جمعیت پناهندگان جهان است، طی یک سال اخیر اقدامات چشمگیری برای ارتقای سلامت پناهندگان انجام داده تا به رسالت جهانی خود در حوزه سلامت عمل کرده باشد. طی چند ماه اخیر و با اهتمام وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، پوشش بیمه سلامت برای پناهندگان مقیم ایران نیز فراهم شده است تا ایرانی‌ها رسم مهمان‌نوازی را به حد اعلای خود برسانند. در این طرح، تمام پناهندگان دارای کارت آمایش و یا هویت معتبر می‌توانند برای دریافت خدمات بیمه سلامت به دفاتر پیشخوان دولت مراجعه کنند و دفترچه بیمه درمانی دریافت کنند. حتی در صورتی که پناهنده‌ای از بیماری‌های خاص مثل هموفیلی، تالاسمی، دیالیز، پیوند کلیه و ام‌اس رنج می‌برد، از پرداخت همه هزینه‌های مربوط به درمان بیماری‌اش معاف است. پیش‌بینی می‌شود با اقدام اخیر وزارت رفاه، بیش از یک میلیون پناهنده مقیم ایران از خدمات بیمه درمانی برخوردار شوند. این اقدام سخاوتمندانه موجب می‌شود پناهندگان افغان و عراقی از خدمات بیمه درمانی مشابه سایر شهروندان ایرانی برخوردار شوند.
 
 سختی‌ها فروکش می‌کند
جلال‌الدین و برهان جان‌محمد دو برادر تبعه افغان مقیم ایران هستند که در یکی از کارگاه‌های منطقه مهرشهر کرج کارگری می‌کنند. هردو متاهل هستند و بیش از 10 سال است که در ایران زندگی می‌کنند. وقتی صحبت بیمه درمانی پناهندگان را به میان می‌کشیم، جلال‌الدین از این اتفاق خیلی راضی و سپاسگزار است و به خبرنگار ما می‌گوید: «ما هم مثل ایرانی‌ها مریض می‌شویم و هرسال کلی هزینه دوا و درمان می‌دهیم، نباید فقط به خاطر ملیتمان و به این خاطر که مجبور شده‌ایم کشورمان را ترک کنیم، دوا و دارو را گران‌تر بخریم.» برهان از وضعیت فعلی زندگی‌اش چندان راضی نیست، اما از اینکه می‌تواند دفترچه بیمه درمانی داشته باشد شکرگزار است: «زندگی کارگری در مملکت غریب، سختی‌های خودش را دارد. ما درآمد خیلی زیادی در ماه نداریم و اگر قرار باشد کلی هزینه درمان بدهیم زندگی‌مان سخت‌تر می‌گذرد. اینکه حالا می‌توانیم با خیال راحت‌تری به بیمارستان برویم، نعمت بزرگی است که درگذشته وجود نداشت.»
دو برادر اتفاق نظر دارند که بسیاری اوقات به خاطر هزینه‌های بالای درمان کلا بیماری‌شان را رها می‌کردند تا شاید خودش خودبه‌خود مداوا شود؛ واقعیت تلخی که می‌توان پیش‌بینی کرد از این به بعد کمتر برای پناهنده‌های مقیم ایران اتفاق بیفتد.
 
 پر شدن یک خلا بزرگ در نظام سلامت
پوشش بیمه همگانی برای پناهندگان قانونی، که در نوع خود اقدام کم‌سابقه‌ای در جهان به شمار می‌آید، مخالفان کمی هم ندارد. عمده استدلال منتقدان این است که نباید سرانه سلامتی که می‌بایست صرف شهروند ایرانی شود، به پناهندگان برسد. از نگاه مخالفان، این کار به اتلاف منابع نظام سلامت می‌انجامد و انگیزه ماندگاری پناهندگان در کشور را افزایش می‌دهد.
محمدباقر هوشنگی، کارشناس بیمه‌های درمانی، کاملا مخالف این دیدگاه منتقدان است و در گفت‌وگو با آتیه‌نو تاکید می‌کند: «وضعیت سلامت پناهنده مقیم ایران می‌تواند تاثیر مستقیمی بر سلامت سایر شهروندان داشته باشد، درواقع با ارتقای سلامت پناهندگان به نوعی از سلامت شهروندان ایرانی حمایت می‌شود، زیرا مثلا پناهنده بیمار امکان دارد سلامت سایر شهروندان را هم به خطر بیندازد.»
مدیرکل پیشین بیمه‌های سلامت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی معتقد است: «اگر طی دهه‌های اخیر، چنین حمایت بیمه‌ای از پناهندگان صورت نگرفته، این کار خلا بزرگی در نظام سلامت بوده که خوشبختانه با اقدامات اخیر مسئولان وزارت رفاه، این خلا پر شده است.»
در خصوص اختصاص بخشی از سرانه سلامت ایرانیان به پناهندگان نیز هوشنگی خاطرنشان می‌کند: «در صورتی که بخشی از سرانه سلامت را به پناهندگان اختصاص ندهیم، مطمئن باشید به شکل دیگری مجبور خواهیم شد با تبعات بیماری پناهندگان در داخل کشور مواجه شویم.» برای جبران این سرانه سلامت نیز وی یادآوری می‌کند: «همان‌طور که هم‌اکنون نیز سازمان ملل بخشی از هزینه بیمه‌های درمانی پناهندگان را تقبل کرده، می‌توان با رایزنی‌های گسترده‌تر در محافل بین‌المللی، بودجه‌های بیشتری برای پوشش بیمه‌ای پناهندگان جذب کرد.»
 
 از رعایت اخلاق تا بستن راه‌های غیرقانونی
دکتر مجیدرضا خلج‌زاده، پژوهشگر مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، در گفت‌وگو با آتیه‌نو از منظر دیگری به موضوع نگاه می‌کند و می‌گوید: «جدای از همه بحث‌های منطقی و علمی، باید در نظر داشت که کشور ما از منظر اخلاقی و انسانی هم موظف است از پناهندگان بیمار حمایت کند و در همین راستا، قطعا پوشش بیمه‌ای پناهندگان مقیم ایران تعهد بالای اخلاقی ما را می‌رساند.»
رئیس اداره آزمایشگاه‌های دانشگاه علوم پزشکی ایران به نکته قابل‌تاملی اشاره می‌کند و می‌گوید: «قبل از پوشش بیمه‌ای پناهندگان نیز موارد متعددی پیش می‌آمد که هزینه درمانی برخی از پناهندگان به اجبار از سوی مراکز درمانی پرداخت می‌شد، زیرا اغلب آن‌ها از اقشار آسیب‌پذیر جامعه هستند و خیلی اوقات کسی نیست که هزینه درمانی یک بیمار پناهنده را تقبل کند، مثلا گاهی پیش می‌آمد که خود همکاران مراکز درمانی با پرداخت هزینه‌های درمان یک پناهنده نیازمند، کمک می‌کردند تا او بدون پرداخت هیچ‌وجهی ترخیص شود.» حتی گاهی برخی پناهندگان فقیر به قول خلج‌زاده، با شناسنامه جعلی خودشان را به جای شهروند ایرانی جا می‌زدند تا هزینه‌های درمانی کمتری بپردازند و گاهی هم بدون پرداخت هزینه‌های درمانی و بدون اطلاع کارکنان از بیمارستان خارج می‌شدند. اما حالا به گفته این کارشناس نظام سلامت، هزینه‌های درمانی بیماران پناهنده با پوشش بیمه‌ای آن‌ها کاملا مشخص می‌شود و مکانیسم دقیق تقبل هزینه‌های درمانی آن‌ها نیز روشن خواهد بود، به طوری که حداقل می‌توان به مجامع جهانی اثبات کرد که هر پناهنده مقیم ایران چه میزان هزینه درمانی به کشور تحمیل می‌کند و با سند و مدرک از آن‌ها حمایت مالی دریافت کرد. خلج‌زاده پوشش بیمه درمانی پناهندگان را گامی برای به رسمیت شناختن هزینه‌های مراکز درمانی می‌داند و ادامه می‌دهد: «خیلی اوقات برای درمان پناهندگان فقیر، مراکز درمانی از اعتبارات خود هزینه می‌کردند، اما هزینه‌های آن‌ها ثبت نمی‌شد و به حساب نمی‌آمد، ولی هم‌اکنون حداقل مطالبات مراکز درمانی برای درمان پناهندگان در محافل داخلی و خارجی به رسمیت شناخته می‌شود.» از سوی دیگر، باید در نظر داشت که شیوع بیماری‌های واگیر در یک جامعه، پناهنده و غیرپناهنده نمی‌شناسد. به طور مثال، اگر کشور ما با صرف اعتبارات هنگفت موفق شده بیماری مهلک و مسری فلج اطفال را ریشه‌کن کند، باید در ادامه نیز با تمام توان تلاش کند این ریشه‌کنی حفظ شود، اما فرض کنید اگر وضعیت بهداشت و سلامتی یک کودک پناهنده را به حال خود رها کنیم و او از دریافت واکسن فلج اطفال محروم بماند، آنگاه همان کودک در معرض خطر می‌تواند کل تلاش‌های نظام سلامت برای ریشه‌کنی فلج اطفال را در یک محدوده جغرافیایی نقش برملا کند.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه