تو مو می‌بینی و من پیچش مو

سنگ‌آزمایی

تو مو می‌بینی و من پیچش مو

حمید شاکر - مشاور و محقق کسب‌وکار

نسل جدید کارآفرینان ایرانی بسیار موردتوجه رسانه‌های داخلی و خارجی قرار گرفته‌اند. بستر اینترنت و فاصله‌ای که بین فضای کسب‌وکار آنلاین در ایران و کشورهای پیشرفته وجود دارد سبب شده فضای مناسبی برای رشد و پیشرفت کسب‌وکارهای جدید توسط کارآفرینان دهه 60 ایرانی به وجود بیاید. داشتن سواد به‌روز در مورد کسب‌وکار، دانش فنی مکفی و دسترسی به مدل‌های مناسب کسب‌وکار از کشورهای غربی باعث شده کارآفرینان جوان بتوانند به‌خوبی در بازار ایران رشد کنند. اما تا حدی نگرانی هم وجود دارد، نگرانی از رشد سریع در کسب‌وکار. بله، رشد که خود مطلوب‌ترین هدف هر کارآفرینی است، می‌تواند در شرایطی سبب شود کارآفرینی به سمت شکست شتاب بگیرد. متاسفانه به نظر می‌رسد که بخشی از فضای کارآفرینی ایرانی هم در تله رشد سریع قرار گرفته است. اما این تله رشد سریع چیست و علاج آن کدام است؟
کارآفرینی یک مدرسه است. این شعار نیست؛ هر کسب‌وکار نوپایی وضعیت خاص خود را دارد و با تمام مشابهت‌هایی که می‌توان بین دو مدل کسب‌وکار پیدا کرد، باز هم دنیایی از تفاوت میان آن‌ها وجود دارد. به همین علت در هنگام بروز مشکلات در هر کسب‌وکاری، می‌بایست در مختصات همان کسب‌وکار به دنبال راه‌حل بود. به همین علت هم کارآفرینی مدرسه است، زیرا کارآفرین همانند یک دانش‌آموز می‌بایست مرحله‌به‌مرحله همپای کسب‌وکار نوپای خود رشد کند و بزرگ شود. هرقدر هم یک کارآفرین نخبه و مطلع از چم‌وخم کسب‌وکار باشد، در درون یک کسب‌وکار نوپا، دنیایی از مسائل وجود دارد که می‌بایست بر روی جنبه‌های مختلف آن درنگ کرد و از آن‌ها آموخت و در مراحل بعدی رشد همان کسب‌وکار از آن‌ها بهره جست. خطری را که کسب‌وکارهای نوپای ایرانی را تهدید می‌کند می‌توان از همین زاویه بررسی کرد.
کارآفرینان نسل جدید ایرانی به علت بکر بودن بازار ایران، به‌خوبی توانسته‌اند شایستگی‌های خود را به فعالان سنتی اقتصاد و بازار ایران نشان دهند و حتی به‌راحتی منابع مالی کسب کنند. گواه آن هم وجود کسب‌وکارهای نوپای ایرانی است که در چند سال اخیر با رشد سریع خود تاحدی موجب غافلگیری فعالان کسب‌وکار شده‌اند. اما این روی زیبای سکه است. روی بد سکه تهدیدی است که متوجه این کسب‌وکارهای نوپاست. بگذارید مثالی بزنم. یکی از راه‌های رشد کسب‌وکار توسعه شعب است. بستنی‌فروشی را در نیاوران تهران در نظر بگیرید که هنوز شش ماه از افتتاح مغازه‌اش نگذشته، به علت کیفیت منحصربه‌فردش و استقبالی که از آن شده، صفی از متقاضیانی دارد که خواهان افتتاح شعب جدید بستنی‌فروشی وی هستند. بستنی‌فروش قصه ما که حکایت برخی برندهای مشابه داخلی و خارجی را شنیده تصمیم می‌گیرد بستنی‌فروشی خود راتوسعه دهد و اجازه تاسیس شعب را به متقاضیان آن در ازای ارائه حق استفاده از برند آن بدهد. در کمتر از یک سال بیش از 50 شعبه در ایران و 10 شعبه در کشورهای همسایه تاسیس می‌شود. به نظر یک داستان موفقیت است. ولی در سال دوم رشد متوقف می‌شود. تعداد افتتاح شعبه جدید کمتر از تعداد بسته شدن شعب قدیمی می‌شود. اشکال کار کجاست؟ در رشد سریع! درواقع بستنی‌فروش ما زمانی که به نمونه‌های مشابه خارجی نگاه کرده به زنجیره تامین توجه نکرده که منابع اولیه را ارزان‌تر از هر شبکه تامینی در اختیار شعب خود قرار می‌دهد و یا از هزینه تبلیغات و بازرسی‌هایی که آن برند خارجی بر گردن می‌گیرد غافل بوده. نه فرصت این کار را داشته و نه نیاز آن را احساس کرده. مگر می‌شود در مقابل پول هنگفتی که به فرد پیشنهاد می‌شود نه گفت؟ معمولا در دنیا، کارآفرینان مسیر رشد را به‌تنهایی طی نمی‌کنند و مشاوران بزرگ به صورت سهام‌دار در کنار کسب‌وکار نوپای آن‌ها حضور دارند تا کارآفرینان را در تصمیم‌گیری‌های مهم همراهی کنند. ولی در ایران به علت عقب‌ماندگی که در فضای کسب‌وکار وجود دارد، مشاوران هم خود در غافلگیری قرار دارند و تعداد افراد آگاه به ریزه‌کاری‌های این فضای جدید کم است. مشابه همین وضعیت در اواخر دهه 90 میلادی در ایالات‌متحده روی داد و منجر به بحران دات‌کام در اوایل قرن بیستم شد که طی آن تعداد زیادی از کسب‌وکارهای اینترنتی که رشدهای بزرگی را پیش‌تر تجربه کرده بودند به ورشکستگی دچار شدند.
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه