قاعده بازی
بحران المپیک در میان!
مهران باقی
مهمترین سال ورزشی پیش روی ورزش جهان است و به نظر میرسد ایران آمادگی لازم را برای شروعی خوب در این سال ندارد. فقط 3 ماه دیگر تا برگزاری المپیک مانده. مسابقاتی که ورزشکاران برای حضور در آن سرازپا نمیشناسند و کشورها برای موفقیت در آن تلاش ویژهای میکنند. تورنمنتی که هرچند ورزشی است اما موفقیت در آن یک نماد مهم از توسعه در همه بخشها به حساب میآید. این المپیک اما به نظر از آن المپیکهایی نیست که کاروان ورزشی ایران امیدی به موفقیت در آن داشته باشد. نه خبرهایی که از اردوی تیمهای ملی میرسد خبرهای خوشی است و نه در سطح مدیریت اتفاقهای خوبی در حال رخ دادن است. حالا اگر موفقیتی هم در المپیک به دست بیاید همه میدانند که شانس سهم زیادی در آن داشته است. چه آنکه خود وزیر هم در مصاحبهاش اعلام کرده که شرایط برای موفقیت فراهم نیست و البته سقف موفقیت ایران هم کسب بیش از 6 مدال نیست. صحبتهای وزیر ورزش در شرایطی مهم به نظر میرسد که ایران در المپیک قبلی با 12 مدال بهترین عملکرد خود را در تاریخ المپیک به نمایش گذاشت و با کسب رتبه هفدهم ردهبندی به دومین رتبه تاریخ ورزش ایران در المپیک پس از المپیک 1965 ملبورن دست پیدا کرد. اما چطور میشود که پس از 4 سال کاروان ورزشی ایران، که تغییر بسیار زیادی هم نکرده، حالا توانایی تکرار این موفقیت را ندارد؟ ایران در المپیک گذشته 13 مدال از کشتی، 6 مدال از وزنهبرداری و 3 مدال از تیراندازی، یک مدال در رشته دو میدانی به دست آورد. مدالهایی که با ادامه فعالیت ورزشکارانش باید بتواند همچنان برای ایران شانس به حساب بیاید. اما به نظر میرسد ظرفیت فعلی ورزش ایران توانایی تکرار موفقیت گذشته را ندارد. یکی از مهمترین دلایل تغییرات دولتی در راس وزارت ورزش است. هرچند به نظر میرسد وزیر ورزش دولت کنونی عملکرد بسیار بهتری از وزیر ورزش سابق دارد اما روند جابهجایی این دو وزیر تغییرات زیادی را در راس ورزش ایران ایجاد میکند. سلایق مختلف سیاسی و اجرایی لزوما سبب میشود که افراد متفاوتی در مسئولیتهای اساسی قرار بگیرند و روند موفقیت دچار وقفه شود. موفقیت در المپیک هم از مدل کارهایی است که فقط با برنامهریزی مدون حتما چهارساله انجام میشود. یعنی اگر قرار باشد ورزشی به موفقیت برسد از پایان هر المپیک فرصت دارد برای رسیدن به المپیک بعدی تلاش کند. اما تغییرات ساختاری در قدرت سیاسی سبب میشود ایران در المپیک متضرر شود. ایران در المپیک دو دوره قبل ضعیفترین کارنامه خود را به جا گذاشت. در دورهای که محمد علیآبادی رئیس سازمان تربیتبدنی بود و نیاز به تغییرات را در ورزش احساس میکرد به جان فدراسیونها افتاد و تغییراتش را لحاظ کرد. او از سال 2006 تغییراتش را آغاز کرد و درنهایت در المپیک 2008 ایران با کسب 2 مدال به رتبه 51 رسید و بدترین المپیک تاریخ با بیشترین هزینه رقم خورد. 4 سال بعد، در سال 2012 هرچند علیآبادی تغییر کرده بود اما در پست ریاست کمیته ملی المپیک حضور داشت و مدیریت هزینهها و البته ستارگی تیم کشتی فرنگی ایران را به موفقیت در المپیک رساند. حالا دوباره همان رنسانس اتفاق افتاده. وزارت ورزش انتخابات فدراسیونها را برگزار کرده و تازه چند ماهی است که فدراسیونها از شر سرپرست رها شدهاند و به روسای ثابت رسیدهاند. اما روند تغییرات اینقدر زیاد زمان برده که حالا المپیک در پیش است و بعید به نظر میرسد که فدراسیونها در آرامش به المپیک برسند. ستاره کاروان ورزشی ایران، محمد بنا، از اوضاع بد خبر میدهد و وزیر ورزش و رئیس کمیته ملی المپیک در نبردی بدون برنده قرار گرفتهاند. این المپیک هم البته میگذرد و با هر نتیجهای در تاریخ ثبت میشود، اما مشکل اساسی اینجاست که هنوز یک سند راهبردی برای فدراسیونها وجود ندارد.




