اصلاح نظام تامین‌اجتماعی دغدغه‌ای جهانی

هدف، ارتقای بهره‌وری و کاهش هزینه‌هاست

اصلاح نظام تامین‌اجتماعی دغدغه‌ای جهانی

حامد رسولی

دولت‌ها در بیش از 172 کشور جهان نقش غالب را در ارائه خدمات اجتماعی دارند. نظام‌های تامین‌اجتماعی متکی بر دولت را می‌توان در یک سیر تاریخی به تامین‌اجتماعی بیسمارکی و بوریجی تقسیم کرد. نظام بیسمارکی که بیمه اجتماعی نیز نامیده می‌شود درواقع نوعی بیمه حرفه‌ای اجباری است که در آن افراد با پرداخت حق‌بیمه به‌صورت درصدی از دستمزد بیمه می‌شوند. عدم پوشش افراد بیکار، نابرابری در ارائه خدمات تامین‌اجتماعی و همچنین وابستگی مالی شدید این صندوق‌ها به شرایط بازار کار و تغییرات اقتصادی و جمعیتی از مهم‌ترین نقاط ضعف این سیستم به شمار می‌رود. پس از نظام بیسمارکی، در سال 1948 انگلیس براساس نظریات بوریج نظام تامین‌اجتماعی جدیدی را بنا نهاد که براساس آن تمام مردم صرف‌نظر از شغل یا حرفه، برحسب نیاز و نه درآمد، توسط یک سازمان تحت پوشش قرار می‌گیرند. گفتنی است سیستم‌های تامین‌اجتماعی کنونی هردو این نظام‌ها را شامل می‌شوند.
 
  انواع سیستم‌های تامین‌اجتماعی
سیستم‌های تامین‌اجتماعی را می‌توان در سه سطح طبقه‌بندی کرد. سطح اول مطابق با نظام بوریجی هدف بازتوزیع و فراهم کردن سطحی حداقل از زندگی برای مستمری‌بگیران را دنبال می‌کند. اما سطح دوم نوعی از نظام بیمه‌ای اجباری است که هدف آن تامین سطحی موردنظر از زندگی در مقایسه با دوران اشتغال برای پس از بازنشستگی است. این سطح دوم با نظام بیسمارکی مطابق است. سطح سوم خدمات تامین‌اجتماعی اختیاری و نه اجباری است که توسط افراد یا کارفرمایان صورت می‌گیرد.
 
  سطح اول: برنامه‌های حمایتی
تمام برنامه‌های حمایتی که برای جلوگیری از فقر در افراد سالخورده طراحی می‌شوند در چهار گروه تقسیم می‌شوند. دسته اول کمک‌های مالی مستقیم به افراد کم‌درآمد است. نوع دوم برنامه‌های تامین‌اجتماعی مقدماتی  را شامل می‌شود که در آن منافع، مستقل از درآمد و به‌طور یکسان  بین تمام بازنشستگان پرداخت می‌شود. نمونه این برنامه‌ها را می‌توان در دانمارک، جمهوری چک، ایرلند، لوکزامبورگ، هلند و نروژ یافت.
دسته سوم برنامه‌های هدفمند هستند که منافع بیشتری به فقیران و  منافع کمتری را به ثروتمندان اختصاص می‌دهند. این برنامه‌های تبعیضی براساس میزان مستمری، کل درآمد و یا کل درآمد و ثروت  امکان تحقق دارد و در کشورهای شمال اروپا مانند سوئد، نروژ و فنلاند، در جنوب اروپا مانند یونان، پرتغال، فرانسه و ترکیه، و همچنین در کشورهای انگلیسی‌زبان مانند آمریکا، انگلیس و استرالیا رواج دارد. دسته چهارم هم مستمری‌های حداقلی هستند که مانند دسته سوم مانع کاهش میزان مستمری نسبت به یک سطح معین می‌شوند. کشورها بنا بر شرایط داخلی ممکن است از یک دسته یا بیشتر این برنامه‌ها استفاده کنند، به‌طور ‌مثال در استرالیا، اتریش و ایالات‌متحده تنها برنامه‌های هدفمند اجرا می‌شود، حال ‌آنکه در لوکزامبورگ، بریتانیا و جمهوری چک سه نوع این برنامه‌ها به‌طور همزمان مورد استفاده قرار می‌گیرد.
 
   سطح دوم: مستمری‌های بیمه‌ای اجباری
هدف برنامه‌های بیمه‌ای سطح دوم نه تضمین سطح حداقلی از زندگی برای جلوگیری از فقر بلکه فراهم آوردن سطح مناسبی از نرخ جایگزینی یا درآمد بازنشستگی نسبت به درآمد دوران اشتغال است. روش‌های مختلفی برای تامین مالی برنامه‌های بیمه‌ای وجود دارد که رایج‌ترین آن‌ها نظام توازن هزینه-درآمد است. در این سیستم درآمد حاصل از حق‌بیمه شاغلان صرف پرداخت مستمری بازنشستگان می‌شود. نرخ حق‌بیمه و پایداری این سیستم‌ها به متغیرهای جمعیتی کشورها بسیار وابسته است. در سال‌های ابتدایی صندوق چون تعداد مستمری‌بگیران به تعداد بیمه‌شدگان اندک است و بنابراین مصارف سازمان در حداقل خود قرار دارد، نرخ حق‌بیمه نیز در حداقل خود قرار دارد اما باگذشت زمان و افزایش مصارف نرخ حق‌بیمه تا سطح اشباع افزایش می‌یابد. سطح اشباع نرخ حق‌بیمه‌ای است که در آن مصارف و درآمدهای سازمان برابرند.
از آنجایی که هرسال امکان افزایش حق‌بیمه وجود ندارد از سه روش تامین مالی در دنیا  استفاده می‌شود. روش اول این است که یک نرخ حق‌بیمه برای مدتی معین 15 تا 20 سال به‌گونه‌ای انتخاب می‌شود که طی این سال‌ها درآمد ناشی از حق‌بیمه صرف تامین مستمری پرداختی شود و بنابراین ذخایر طرح ثابت باقی بماند. در این روش که حق‌بیمه درجه‌بندی‌شده کلاسیک نامیده می‌شود، هدف حفظ توازن برای دوره معین است. در روش دیگر که به‌ نظام نسبت ذخیره معروف است نه میزانی معین مانند روش حق‌بیمه درجه‌بندی‌شده بلکه نسبتی معین از ذخایر به مصارف حفظ می‌شود. اما در روش سوم که به حق‌بیمه متوسط کلی (GAP) معروف است هدف حفظ توازن هزینه-درآمد برای یک دوره بسیار طولانی‌تر است که در آن نرخ حق‌بیمه به‌گونه‌ای انتخاب می‌شود که تمام درآمدهای آتی و ذخایر صندوق جوابگوی تمام مصارف آتی باشد.
 
  سطح سوم: مستمری‌های بیمه‌ای اختیاری
سطوح بیمه‌ای تامین‌اجتماعی رابطه‌ای بین درآمد دوران اشتغال و مستمری بازنشستگی برقرار می‌کنند. یعنی افراد با درآمد بیشتر، حق‌بیمه بیشتر پرداخت و درنتیجه مستمری بیشتری دریافت می‌کنند. اما از آنجایی‌که پرداخت مستمری‌های بالا برای صندوق‌ها بسیار سنگین است، در بیشتر سیستم‌ها معمولا یک سقف برای درآمد مشمول مستمری قرار می‌دهند. سقف درآمد مشمول مستمری اگرچه به پایداری صندوق‌ها می‌افزاید، اما تاثیری منفی بر میزان سپرده صندوق‌ها و پس‌انداز عمومی کشورها دارد. بدین منظور برای سطوح بالاتر درآمد و مستمری سطح سومی از تامین‌اجتماعی که اختیاری است طراحی‌ شده است. افراد با درآمد بالا با عضویت در این صندوق‌ها می‌توانند نرخ جایگزینی بالاتر یعنی مستمری بیشتری دریافت کنند.
 
  اصلاحات تامین‌اجتماعی در کشورهای  OECD
افزایش طول عمر و کاهش نرخ زادوولد تعهدات آتی سیستم‌های تامین‌اجتماعی را به‌شدت افزایش داده است. در دو دهه گذشته برخی کشورها (13 کشور عضو OECD) تلاش کردند با انجام اصلاحات درون‌سیستمی پایداری صندوق‌ها را افزایش دهند. اصلاحاتی مانند تغییر سن بازنشستگی، افزایش مشارکت و ممانعت از بازنشستگی زودتر از موعد و تغییر شیوه محاسباتی مستمری پرداختی ازجمله تغییرات پارامتریکی هستند که بر منافع یا مصارف صندوق‌ها اثرگذارند. به‌طور مثال به ‌جای استفاده از درآمد سال‌های پایانی برای محاسبه مستمری برخی کشورها مانند فرانسه، اتریش، فنلاند، لهستان، پرتغال، سوئد و اسلواکی با افزایش تعداد سال‌های مورد محاسبه (با فرض اینکه درآمد در سال‌های نخست پایین‌تر است) تعهداتشان را کاهش داده‌اند.
اما برخی دیگر از این کشورها به اصلاحات اساسی‌تر یعنی تغییر نظام تامین‌اجتماعی دست ‌زده‌اند. در سیستم‌های با حق‌بیمه معین واقعی یا صوری، کسورات و حق‌بیمه افراد در یک حساب انباشت و سپس به ‌صورت مستمری سالانه به افراد پرداخت می‌شود.  بنابراین هرچه تعداد سال‌های مستمری‌بگیری بیشتر باشد میزان مستمری دریافتی کاهش می‌یابد. این اثر یا رابطه معکوس به‌طور خودکار پایداری صندوق‌ها را تضمین می‌کند. ترس از تعهدات آتی باعث شد تا اصلاحات ساختار یعنی تغییر سیستم تامین‌اجتماعی بسیار مورد توجه قرار گیرد. در دو دهه گذشته بسیاری از کشورها مانند مجارستان، اسلواکی، استرالیا و مکزیک سیستم تامین‌اجتماعی خود را تغییر داده‌اند. شدت این تغییرات در مکزیک بیشتر از دیگر کشورها بود. به‌گونه‌ای که پس از اصلاحات، نرخ جایگزینی یا مستمری پرداختی به نصف کاهش یافت. برخی دیگر از کشورها مانند ایتالیا، سوئد و لهستان برای بی‌اثر کردن نوسانات بازار و ریسک آن بر مستمری افراد حساب‌های انفرادی صوری را برگزیدند.
روی دیگر اصلاحات نه در نوع سیستم‌های تامین‌اجتماعی بلکه به ارائه‌دهنده آن‌ها برمی‌گردد. در دو دهه گذشته 11 کشور عضو OECD ازجمله استرالیا، مجارستان، مکزیک، نروژ، لهستان، سوئد و بریتانیا تامین‌اجتماعی خود را به بخش خصوصی سپرده‌اند. سطح سوم تامین‌اجتماعی نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته، به‌گونه‌ای که اکنون بیمه‌های اختیاری خصوصی حدود 40 درصد نیروی کار را در کشورهای OECD تحت پوشش دارند. دامنه پوشش نیز از حدود 10 درصد در فنلاند، ایتالیا، اسپانیا و پرتغال تا حدود 50 درصد در آلمان، بریتانیا، ایالات‌متحده، ژاپن و نروژ متغیر است.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه