بررسی معضلات بیکاری و آسیبهای اجتماعی پای میز قاضی
«کار» در دادگاه
جواد حیدریان
مجتمع قضایی شهید مفتح در بالادست کانون اصلاح و تربیت تهران، محل کار قاضی تیموری است. برای رسیدن به دفتر قاضی باید مسیری طولانی را پیاده رفت. آفتاب بعد از بارش زمستانی میدرخشد، صاف و بیحباب. دو نوجوان از در کانون اصلاح و تربیت بیرون میزنند. چشمهای خود را تنگ کردهاند، آفتاب با آن شدت بارش به چشمهای آنها تابیده است. آرام و بیصدا به سمت جنوب میروند. آنها از کانون دور میشوند. ابری بر مجتمع شهید مفتح سایه میافکند. دو مرد دیگر از در کانون خارج میشوند. یکی از آنها خطاب به راننده تاکسی صدا میزند: شهر زیبا، شهر زیبا...
میز کار هیبت چشمگیری به اتاق قاضی تیموری داده. فضای اتاق آدم را یاد فیلم «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی میاندازد. سه ردیف صندلی 9تایی روبروی جایگاه است. کسی روی صندلیها نیست. اتاق خلوت و در سالن باز است. صدای کوتاه رادیو سکوت اتاق را شکسته است. پنجره باز و نور اریب، که به گلدانهای چیدهشده میتابد، جلای دیگری به اتاق میبخشد. آفتاب آمد دلیل آفتاب. نور ظهر بعد از بارش نصفهنیمه باران، از پنجره میریزد روی میز و پروندههای حجیم روی میز را برجستهتر میکند. انگار پروندهها قطورتر از آنچه هستند، به نظر میرسند. قاضی تیموری پشت میز کارش آرام نشسته است. موبایل هوشمندی در کنارش است و شال سبزی گردنآویز اوست و او را از دیگر افراد جمع متمایز میکند. اربابرجوعها میآیند و میروند. قاضی تیموری لباس روحانیت بر تن دارد. فردی دقیق و محاسبهگر است. کسی یک دقیقه تاخیر داشته است، به او اخطار میدهد. اغلب کسانی که به دفتر کار قاضی تیموری میآیند افرادی هستند که گرهی در اشتغالشان ایجاد شده یا به نحوی دعوی آنها دعوی شغل است. وکیل جوانی میایستد و رو به قاضی میگوید: «موکل من خانم م.ک. میخواهد از همسرش جدا شود چون بیکار است و...» قاضی از وکیل میخواهد که طرح مسئله را دقیق و بدون اضافهگویی انجام دهد. وکیل دستپاچه میشود و انگار خواسته باشد شیطنتی بکند و پرونده را مطلوب خود جلو ببرد از قاضی عذر میخواهد. قاضی دقیق و نکتهسنج است. مرد جوانی با کتابچه سنگین حقوقی در گوشه سالن دادگاه نشسته است. دائم بعد از خلوت شدن دادگاه از قاضی تیموری سوالاتی در مورد موجر و مستاجر میپرسد. حالا که اتاق خلوت شده از قاضی میپرسد: «وقتی دو نفر در مالی شریک هستند، برای مثال خانهای مشاع دارند، و یکی از مالکان در خانه سکنی دارد و دیگری میخواهد مال خود را بفروشد، آیا میتواند مالک و شریک دیگر را از خانه بیرون بیندازد و اندازه ملک خود را بفروشد؟» قاضی پرسش را با پرسشهایی که برای دانشجوی حقوق به وجود میآورد میشکافد. توضیحاتی که مرد جوان را وادار میکند دائم به مواد قانونی مراجعه کند.
مرد جوان دیگری وارد میشود. دستهچکی از او به سرقت رفته و چندین چک بیمحل کشیده شده و تاجر جوان را به دادگاه کشانده است. رو به قاضی میگوید: «مغازه را دزد زده و دستچک را برده است. به تعداد برگهایش چک بیمحل صادر کرده اما امضای آن مال من نیست و...» قاضی چندین پرسش از وی میپرسد و او را وادار به توضیح بیشتر میکند. قاضی رو میکند به دیگر اربابرجوعها انگار درسی برای آنها داشته باشد، میگوید: «باید مراقب بود و در محل کار دستهچک را در جای امنی نگه داشت. اینکه دست چکی از شما سرقت شود و چک بیمحل صادر شود، میتواند چند نفر را قربانی کند.» به نظر میرسد منظور قاضی تیموری این است که مسئولیت سهلانگاری هر اقدامی با خود ماست. مشاغل مختلف مسائل متعددی دارند و این مشکلات فراوانی را پدید میآورد. قانون در این مورد میگوید: «صادرکننده چک یا ذینفع یا قائممقام قانونی آنها با تصریح به اینکه چک مفقود یا سرقت یا جعل شده و یا از طریق کلاهبرداری یا خیانتدرامانت یا جرائم دیگری تحصیل شده، میتواند کتبا دستور عدم پرداخت وجه چک را به بانک بدهد. شخصی که دستور عدم پرداخت را به بانک میدهد باید بعد از اعلام به بانک، شکایت خود را به مراجع قضایی تسلیم کند و حداکثر ظرف مدت یک هفته گواهی تقدیم شکایت را به بانک بیاورد، در غیر این صورت پس از پایان یک هفته بانک از محل موجودی حساب به تقاضای هرکس که چک را ارائه دهد وجه آن را پرداخت میکند.»
کار قاضی حساس و بسیار اثرگذار است. به قول حاجآقا تیموری، اگر خطایی رخ دهد جبرانش سخت است بنابراین قاضی خود در معرض انواع حساسیتهاست.و در میان این همه حساسیت، تنها با اقتدار و استحکام نفس میتواند سرنوشت پروندهای را مشخص کند. به قول قاضی تیموری، شغل قضاوت امر سهل و ممتنعی است که میتوان ساده آن را اجرا کرد و گاهی چنان سخت است که نزدیک شدن به آن کار هرکسی نیست. بنابراین باید با در نظر گرفتن رضایت خداوند و اجرای دقیق قانون به کالبدشکافی پروندهها رفت. پروندههایی که متن جامعه را در برابر ما میگشاید.
قاضی تیموری از پشت میز کارش تکان نمیخورد. با هوش و مسلط است. به هر اربابرجوعی پاسخ قاطع و بیواسطه میدهد. اگر ابهامی داشته باشد دوباره پرسش میکند و با پرسشهای پشت سر هم اطلاعات بیشتری از فرد مرجوع میگیرد. زن میانسالی وارد اتاق قاضی میشود. مشکلات ناشی از کار و بیاطلاعی از حقوق و قانون سبب شده همه داراییاش را از دست بدهد و حالا دعوی کرده است که بتواند بخشی از حقوق و زندگی ازدسترفتهاش را به دست آورد. قاضی تیموری میگوید: «بیشترین مرجوعان این دادگاه مشکلات کاری دارند. کارگرانی که از حقوق خود بازماندهاند، کارفرمایانی که درگیر مشکلات شدهاند و انواع تبعات حقوقی مرتبط با کار. تبعات اجتماعی پیرامون مشکلات کار بزرگترین بزهکاریها را دامن میزند و کار به فراتر از بزه میرسد. مطلقا کار با بحرانهای اجتماعی درگیر است. اگر بتوانیم حتی یک نفر را از طریق رسانهها با مشکلات و تبعات این دست مشکلات آشنا کنیم و آنها را از فرو رفتن در مسائل مشکلآفرین دیگر که به خانواده و اجتماع مربوط میشود بازداریم خدمت بزرگی به خدا و خلق کردهایم.»
باور قاضی این است که بیکاری تبعات فراوانی دارد. شاید محیطهای دادگاه بیش از هر جایی نشاندهنده بحرانهای ناشی از بیکاری باشد. جامعه برای پیشرفت نیاز به ایجاد بسترهای شغلی دارد. شغل بیشتر و بهتر کیفیت زندگی مردم را بالاتر میبرد و از آن طرف شیب معضلات اجتماعی را کم میکند. رابطه مستقیم بین بازار کار و ازدیاد و کاهش فساد اجتماعی و اخلاقی رابطهای همیشگی است. مطالعات اجتماعی نیز بر این ادعا مهر تایید زده است که «طی چند سال اخیر بیکاری بهعنوان یک معضل گریبانگیر اکثر جوانان این کشور شده و علاوه بر بالا رفتن سطح بینشاطی جوانان باعث بزهکاری در میان آنها نیز شده است.»
قاضی مطالعات گستردهای در این حوزه دارد. چنانچه پژوهشگران نیز به این باور رسیدهاند و مطالعات آنها این مسئله را نشان میدهد: «شواهد حاکی از آن است که ارتباط بین تغییرات در نرخ رشد اقتصادی و نرخ بیکاری بهطور قابلملاحظهای در طول زمان و طی چرخه اقتصادی و بسته به کشور یا مناطق تحت مطالعه متفاوت بوده است.» ارتباط مسائل مختلف اجتماعی به همدیگر سبب شده کار قضاوت سختتر باشد. «هزینههای اقتصادی بیکاری در ایران بهعنوان یک چالش بزرگ اقتصادی تا حد زیادی شفاف و آشکار و قابلمحاسبه است اما نتایج غیراقتصادی یا معنوی معمولا مخفی است و بهراحتی نیز قابلمحاسبه نیست. نتایج بررسیها نشان میدهد که بیکاری مهمترین عامل فقر در ایران است. حدود ۶۰ درصد از خودکشیها در ایران به طور مستقیم با مسئله بیکاری در ارتباط است. فقدان فرصت شغلی مناسب برای قشر تحصیلکرده و نخبگان جامعه ایران موجب بروز معضل فرار مغزها شده است و برآورد میشود که سالانه تعداد زیادی از متخصصان و تحصیلکردههای ایران کشور خود را ترک میکنند.»
در میان اظهارات قاضی، که بعد از اذان ظهر خطاب به مراجعان مطرح میشود، درسهای مهمی دارد. قاضی تیموری بهدقت حوادث را دنبال میکند. به نظر میرسد دقت نظر و هوشمندی این قاضی در تشخیص و عدالت توانسته از او چهره و شخصیتی در شان امر خطیر قضاوت بسازد. کار سخت و حساس قضاوت بیشک چهرههایی شاخص چون او را میطلبد، چراکه اجتماع سالم به باور قاضی تیموری نیازمند چشمهای بینا و گوشهای شنواست. مردم برای اینکه در محیطهای بدون استرس زندگی کنند نیازمند توسعه همهجانبه هستند و قضاوت و دادگاه مرحله پایانی همه این اتفاقات است.
ارسال دیدگاه




