گفتوگو با پدر صنایعدستی خوزستان
بزرگترین تجربه زندگی من صبر بود
فاطمه علی اصغر
«وقتی وارد کار صنایعدستی شدم. حتی نمیدانستم تفاوت چرم با پلاستیک چیست. روزی که فروشگاه کوچک هتل بینالمللی را به من دادند، سردرگم بودم و تمام دغدغهام این بود که باید از کجا شروع کنم، اما یک زمان به خودم آمدم و دیدم همه مسئولیت صنایعدستی استان روی شانههای من است. آن زمان بود که ایده تهیه بسته (پکیج) صنایعدستی را دادم. این ایده بعدها با استقبال بسیاری مواجه شد.» اینها را عبدالامیر شنبهای میگوید. مردی که معروف به پدر صنایعدستی خوزستان است. مردی که عمری را برای معرفی صنایعدستی استان گذاشته و امروز یکی از موفقترین چهرههای تولید و فروش محصولات صنایعدستی است. ایده او یعنی تهیه بستهای از صنایعدستی خوزستان، توانست کارگاههای فرسوده تولیدات صنایعدستی را فعال کند.
ایده عبدالامیر
عبدالامیر شنبهای، از هفدهسالگی در جبههها جنگیده، به قول خودش زندهمانده جنگ است. روزگار غریبی را در روزهای آزادسازی خرمشهر گذرانده. ازدواج کرده و سه دختر دارد که هرکدام به قول خودش دستی بر آتش دارند و هنری میدانند. وقتی دوران جنگ تمام شد. او فروشگاهی در هتل بینالمللی شهر اهواز اجاره کرد. ابتدا هیچ ایدهای نداشت. مانده بود بین کتابفروشی، عطرفروشی و نقرهفروشی کدام را انتخاب کند، اما هیچکدام را انتخاب نکرد و تصمیم گرفت در فروشگاهش صنایعدستی راه بیندازد: «حدود سالهای 70 کمتر کسی اصلا میدانست صنایعدستی چیست. مردم با این هنر بیگانه بودند. من اما عزمم را جزم کردم که فروشگاه صنایعدستیام را راهاندازی کنم. آن روزها در استان خوزستان چیزی به نام صنایعدستی معروف و شناختهشده وجود نداشت. بنابراین ما صنایعدستی را از اصفهان و تبریز و شهرهای دیگر وارد میکردیم و در فروشگاه میفروختیم.»
با این حال گردشگرانی که به اهواز میآمدند از او سراغ سوغات اهواز را میگرفتند نه اصفهان و تبریز را. همین مسئله باعث شد او به فکر بیفتد و ایده بسته صنایعدستی استان را در چندین اداره مطرح کند: «گردشگران از من میپرسیدند صنایعدستی استان چیست و من پاسخی نداشتم. به نظرم رسید بستهای از صنایعدستی استان درست کنم، شامل جاجیم و کپوربافی و بافت اهرامی. این بسته بالاخره بعد از مدتها دوندگی مورد توجه قرار گرفت و ایده من به مرحله اجرا رسید.»
اولین نمایشگاه بینالمللی صنایعدستی
«برای اینکه ایدهام اجرایی شود نیاز به کارگاههای فعال و هنرمندانی بود که این بافتها را انجام دهند، اما متاسفانه آن زمان کارگاههای صنایعدستی در مناطق پرت بود. تعدادی از مسئولان این کارگاهها را گرد هم جمع کردم و از آنها پرسیدم که میتوانند آن را اجرایی کنند یا نه؟ همه از این ایده استقبال کردند و در مدت کمی تعداد زیادی از این بستهها آماده شد و گردشگران هم بهخوبی از آنها استقبال کردند.»
عبدالامیر به آن روزها نقب میزند که در بیم و امید کارهایش را شروع کرد اما موفقیت به او نزدیک بود: «هر شهری در استان خوزستان با توجه به شرایط جوی و آب و هواییاش صنایعدستی خود را میسازد. من معتقدم که صنایعدستی محصول جغرافیای هر خطه است و این خیلی بیمعنی است که من در خوزستان قهوه ترک بفروشم یا کالاهای دیگری که مربوط به جغرافیای ما نیست.» دیگر همه صنایعدستی را با عبدالامیر میشناختند: «روزی یکی از مدیران استانی که میخواست اولین نمایشگاه بینالمللی گردشگری را راهاندازی کند از ما پرسید که چه باید کرد. چون هیچ جایی در استان وجود ندارد که بتوان این ایده را در آن اجرا کرد.»
عبدالامیر به او فروشگاه مرکزی اهواز را پیشنهاد داد که بر اثر بیتوجهی تبدیل به متروکه شده بود: «از آنها خواستم ده روز به من فرصت دهند تا فروشگاه مرکزی را آماده کنم و نمایشگاه صنایعدستی در آنجا برپا شود.» مدیر از این طرح استقبال کرد و به این ترتیب ظرف ده روز فروشگاه مرکزی آماده شد و این نمایشگاه دستاوردهای درخشانی برای صنایعدستی استان به بار آورد.
بهادادن به جوانان و زنان
او طی سالهای گذشته طرحهای متعددی را اجرا کرده است. در حال حاضر بیش از 50 کارگاه سفارشهای صنایعدستی فروشگاههای او را در استان تولید میکنند. چندین طرح برای فعال کردن جوانان تحت پوشش بهزیستی هم اجرا کرده است: «طرحهای متعددی برای تولید صنایعدستی توسط جوانان تحت پوشش بهزیستی و زنان زندانی اجرا کردیم که موفقیتآمیز بودند.» او از کارگاههای اردوگاه گتوند هم میگوید: «نباید از یاد برد که برادران و خواهران نجیب افغان، که در اردوگاه گتوند شوشتر زندگی میکنند، تولید صنایعدستی ما رابر عهده دارند. در این اردوگاه دو هزار افغان زندگی میکنند که از میان آنها چند صنعتگر پیدا کردهایم که برای بخشیاز ما صنایعدستی تولید میکنند.» تلاش او برای تولید صنایعدستی در استان زبانزد خاص و عام است، با این حال دلخوریهای بسیاری از مسئولان و همصنفهای خود دارد که حالا در استان زیاد شدهاند. او طی 25 سال فعالیتش در این زمینه توانسته تعداد بسیاری از کارگاههای روبهنابودی صنایعدستی را زنده نگه دارد، به طوری که تعدادشان روزبهروز بیشتر میشود: «من در زمینه کاریام بیشتر از سرمایه، تولید کار کردم و اعتبار.» عبدالامیر میگوید که بیشتر زندگیاش را صرف توسعه صنایعدستی استان خوزستان کرده و از این مسئله بسیار خوشحال است. او بهار سال نو را هم میزبان بسیاری از گردشگران ایرانی و خارجی بوده اما چالشهای راضی نگه داشتن گردشگران به قوت خود باقی است: «گردشگران خارجی به عشق دیدن چغازنبیل به ایران میآیند ولی چون آنجا هتل مناسبی ندارد، معمولا در اهواز ساکن میشوند، مهمترین دغدغه ما این است که برای این نوع گردشگران چه چیزهایی جذاب است و باید تهیه شوند، چون بیشتر خرید صنایعدستی را آنها در اصفهان انجام میدهند. اینها چالشهای اصلی کار ماست و اینکه چه راهکاری باید برای آن در نظر گرفت. کسی که بتواند ایده نابی برای برطرف کردن این چالشها داشته باشد میتواند در این بازار موفق باشد.» بنابراین به قول او، اگر جوانی بخواهد وارد این حیطه شود، راه دشواری در مقابلش دارد اما این راه با صبر حل میشود: «به نظر من صبر کلید همه موفقیتها و خوبیهاست. این حاصل تجربه 25 سال کار کردن در زمینه صنایعدستی استان خوزستان است.»
ارسال دیدگاه




