یادداشت یک
نقش نیروی کار در پساتحریم
مراد راهداری - استاد دانشگاه پیامنور
مطالعات اخیر نشانگر این است که منابع انسانی در مقایسه با پول، منابع طبیعی و فناوری از اهمیت بسیاری برخوردار است. در کشورهای پیشرفته امروزه در حدود 70 درصد از تولید بر دوش منابع انسانی است. در کشور ما و در دوران پساتحریم، نیروهای انسانی که از نظر دانش فنی متوسط و بالا هستند بیشتر ایفای نقش خواهند کرد. در اقتصادی که راهبرد خود را در سال 95 بر مبنای اقتصاد مقاومتی بنیان نهاده است، منابع انسانی که به کار تحقیق و مطالعه مشغول هستند میتوانند عنصری باشند که بیشترین تاثیر را دارند. علت این امر وابسته بودن اقتصاد مقاومتی به مردم و علوم دانشبنیان است. امروزه متاسفانه اقتصاد ما به عواملی مانند ارزش ارزهای خارجی وابسته است و تغییر نرخ ارزی مانند دلار بر اقتصاد ما تاثیرگذار است. به همین دلیل سال 95 را از این جهت میتواند به خوداتکایی نزدیکتر کند. امروزه نوع نگاه به جامعه کارگری از نوع نگاه گذشته فاصله گرفته است و میتوان این قشر را بهعنوان قشری با توانمندیهای بالای علمی ارزیابی کرد. علت این تغییر را میتوان در این دانست که بیشتر کارگران دارای مدارک علمی دانشگاهی هستند. در صورتی که این تغییرات باعث شود کیفیت کار بالاتر رود میتوان انتظار داشت که بخش تولید در کشور متحول شود. تحریمها به ما نشان داد که باید خوداتکایی را سرلوحه برنامههای خود قرار دهیم. به دلیل وابسته بودن اقتصاد کشور به کشورهای دیگر، بعد از تحریم اقتصاد کشور با مشکلات عدیدهای روبهرو شد. در این میان هدف اقتصاد مقاومتی تنها جلوگیری از اسراف نیست بلکه تولید علم نقش بهسزا و برجستهای دارد و درحقیقت تولید علم جای مصرف علم را میگیرد.
براساس آماری که در حوزه صنعت داریم، حدود 55 درصد بنگاههای تولیدی تعطیل و بقیه واحدها نیز با ظرفیت کمتری مشغول به کارند. در چنین شرایطی باید به جای هزینه برای ایجاد ظرفیتهای جدید، ظرفیت واحدهای متوقفشده را، که به دلایلی مانند تحریم و ورود کالاهای مشابه و ارزانقیمتتر خارجی از چرخه تولید خارجشدهاند، دوباره به چرخه تولید بازگردانیم. بخش قابلتوجهی از این واحدها بهراحتی قابلاحیا هستند و نیروهایی که در این حوزهها مشغول به کار بودهاند بیش از هر زمان دیگری مکلف به تلاش بیشتر برای راهاندازی مجدد این واحدهای خارجشده از چرخه تولید هستند. با توجه به آماری که در کشور به صورت رسمی و غیررسمی منتشر شده است، بیکاری در کشور باعث ایجاد بزهکاری، اعتیاد و از هم پاشیده شدن خانوادهها میشود. در چنین شرایطی باید مبارزه با بیکاری در میان اولویتهای کشور قرار بگیرد.
با توجه به پایین آمدن درآمدهای دولت و بدهکار بودن به بخشهای داخلی تولید، باید سراغ روشهایی مانند بیع متقابل رفت. این روشها میتوانند با ایجاد نوعی شوک اشتغال را در کشور دوباره به حالت اولیه خود برگردانند و دولت بدون استفاده از درآمدهای حاصل از نفت بتواند به اقتصاد کشور کمک کند.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




