ولی افتاد مشکلها
باورش برای خودش هم سخت است، اما او حالا یک معتاد است که باید روزی دو بار تریاک بخورد. مرضیه ۴۳ ساله است. از خردادماه سال ۹۹ تا حالا او هم جزو معتادان تریاکی حساب میشود: «باورم نمیشود چطور خودم را توی چاه انداختم. من اهل این جور کارها نبودم. فقط خیلی از کرونا میترسیدم. یک روز در یک مهمانی خانوادگی پسرداییام گفت تریاک خیلی خوب است و هر کس تریاک بکشد یا بخورد به هیچوجه کرونا نمیگیرد. من هم کمخونی دارم و میگفتند کرونا برای من خیلی خطرناک است. پسرداییام آن شب به همه کسانی که در مهمانی بودند تریاک داد. من هم مصرف کردم. بدنم داغ شده بود. حس میکردم حالم خیلی خوب است. اما نمیدانستم قرار است چه بلایی سرم بیاید.» همسر مرضیه، کارگر است با حقوق ماهیانه ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان که حدود ۲ میلیون آن خرج کرایه خانه و قبض آب و برق و گاز و شارژ ساختمان میشود: «همسرم مرد زحمتکشی است اما واقعاً خرج خرید تریاک خیلی سنگین است. در ماه اول مصرف من زیاد نبود. راستاش با خجالت و شرمندگی از شوهرم پول میگرفتم، اما کمکم زیاد شد. هنوز هم شرمنده همسرم هستم اما دیگر کار از کار گذشته بود.» مرضیه یک دختر ۲۰ ساله دارد که تازه ازدواج کرده و یک پسر ۱۵ ساله: «هر روز به خودم میگویم خدایا این چه خبطی بود که من کردم. این چه کار اشتباهی بود که انجام دادم و خودم را بدبخت کردم. اصلاً من کجا و اعتیاد به موادمخدر کجا؟ همیشه وقتی در فیلم و سریال یک فرد معتاد میدیدم خیلی ناراحت میشدم و میگفتم انسانها چه بلایی سر خودشان میآورند. هیچوقت فکر نمیکردم خودم دچار این زهرماری بشوم. آبرویم رفت. در این یک سال اصلاً با فامیل رفتوآمد نداشتهام. به چشمان فرزندانم هم نمیتوانم نگاه کنم. من یک پسر ۱۵ ساله دارم و باید الگوی فرزندم باشم، اما حالا باید روزی دوبار به اتاق بروم و تریاک مصرف کنم. دخترم هم تازه ازدواج کرده است. یکبار به من گفت مادر تو من را جلوی شوهرم شرمنده کردی و مجبورم سرم پایین باشد. میگفت یکبار به شوهرم گفتم سیگار نکش اما او به من گفت تو اول به مادرت بگو تریاک نکشد، بعد من سیگارم را ترک میکنم. خیلی حالم بد است. حس میکنم مادر خیلی بدی هستم. نمیدانم چطور اسیر شدم.» مرضیه برای ترک اعتیاد به چند مرکز مراجعه کرده اما به دلیل بیماری کرونا خیلی سخت بیمار جدید قبول میکنند و او حالا مجبور است در یک مرکز خصوصی با هزینه زیاد اعتیادش را ترک کند: «به شوهرم گفتم من یک ریال هم از تو نمیگیرم. گفتم این اشتباه را پای خودم بنویسید. من به اندازه کافی پول تو را هدر دادهام و نادانی کردهام. خودم عقل نداشتم و مثل آدمهای جاهل و از ترس کرونا توی چاه تریاک افتادم. یک زمین کوچک از مادرم به من ارث رسیده بود، آن را به برادرم فروختم و پولش را گرفتهام تا خودم را درمان کنم. خدا خودش شاهد است که چقدر شرمندهام و چقدر از وضعیتی که دارم ناراحتم. نمیخواهم برای پسر و دخترم مایه شرمندگی باشم. میخواهم همان مادر مهربان و سالم آنها باشم. کرونا هم نمیگیرم، مراقبت میکنم. اگرهم مریض شدم، خدا بزرگ است. همه که قرار نیست با کرونا بمیرند. فعلاً باید از این سم سیاه مهلک رها شوم. فکر نکنم هیچ فرد معتادی مثل من پشیمان باشد. هر روز خودم را نفرین میکنم، اما چه فایدهای دارد. باید زودتر رها شوم. اصلاً من کجا و اعتیاد کجا. خدا از سر تقصیرات پسرداییام نگذرد که من را در این بدبختی انداخت. البته تقصیر خودم هم هست. خودم مقصرم.»
من معتاد نیستم
حدود هفت ماه است که به قول خانماش هر روز پای بساط تریاک مینشیند، اما هنوز اعتیادش را قبول ندارد. همسرش میگوید اگر چند ساعت مواد به او نرسد، بدندرد میگیرد و حالت تهوع دارد و حالش خیلی بد میشود. اینها همه نشانه این است که او به مصرف تریاک اعتیاد پیدا کرده، اما خودش میگوید من برای پیشگیری مصرف میکنم و معتاد نیستم. م- ج ۵۵ ساله است. او بازنشسته است اما در یک شرکت راننده سرویس است. همسرش میگوید: «یک شب که از سر کار برگشت، گفت یکی از همکارانش کرونا گرفته اما همان روزهای اول تریاک مصرف کرده و خیلی زود بهبود پیدا کرده است. گفت همه همکارانم تریاک مصرف میکنند و میگویند جلوی کرونا را میگیرد. همان شب به او گفتم همه این حرفها چرت است، اما او باور کرده بود که تریاک کرونا را درمان میکند.» خانم «ج» کمکم متوجه رفتار مشکوک همسرش میشود: «شوهر من سیگار هم نمیکشید، نمیدانم چطور به این مواد معتاد شد. از آن شب به بعد رفتارش تغییر کرد. مثلاً یک لیوان چایی برمیداشت و با خودش به بالکن میبرد و وقتی دقت میکردم، میدیدم یک چیزی از جیباش درمیآورد و مثل کاغذ شکلات باز میکند و در دهانش میگذارد و بعد روی آن چای میخورد. بعد از چند روز خیلی خوابآلود بود و مدام جلوی تلویزیون چرت میزد. بعد هم که اشتهایش کم شد. شوهر من خیلی خوشاشتها بود و غذا خیلی دوست داشت، اما حالا وقتی سفره را پهن میکنم بدون اشتیاق غذا میخورد و خیلی زود سیر میشود. راستش من هم نمیخواستم باور کنم، اما کمکم نشانههایی دیدم که مطمئن شدم همسر من که ۵۵ سال حتی یک سیگار هم نکشیده بود حالا به خاطر ترس از کرونا و جلوگیری از این بیماری معتاد شده است. حالا که به صورت همسرم نگاه میکنم متوجه میشوم که تریاک مصرف میکند. رنگ صورتاش سیاه شده و زیر چشمهایش ورم کرده و لبهایش هم تیره شده است. مدام چرت میزند. غذا کم میخورد. بعضی اوقات حالت تهوع پیدا میکند و تب و لرز دارد. بدناش درد میگیرد و مدام با تلفن حرف میزند و بعد ناگهان از خانه بیرون میرود و وقتی برمیگردد حالش خوب است. روزهای اول نمیخواستم باور کنم که همسرم معتاد شده، اما حالا دیگر مجبورم قبول کنم؛ چون همه شواهد نشان میدهد که او معتاد شده است.» البته آقای «م- ج» اصلاً اعتیادش را قبول ندارد و میگوید خودش را تقویت میکند و او معتاد نیست. همسرش میگوید: «خودش که اصلاً قبول ندارد به تریاک معتاد شده است. میگوید مثل آب هویج و ویتامین «ث» است. میگوید من دارم خودم را تقویت میکنم و هر وقت این بیماری تمام شد خیلی راحت مصرفم را قطع میکنم. بارها به او گفتهام اگر یک ساعت به تو مواد نرسد حالت تهوع میگیری؛ این چه تقویتی است؟ اما حرفم را قبول ندارد و میخندد و میگوید حالا میبینی چطور ترکاش میکنم. میگوید تا کرونا هست مصرف میکنم. به او میگویم این همه آدم کرونا گرفتند و حالشان خوب شد، اما میترسد. شوهر خواهرش بیماری قلبی داشت و با کرونا فوت کرد. یکی از دوستانش، پسر عمویش و یکی از همسایهها به خاطر کرونا فوت کردند. او هم میترسد، به من میگوید از اعتیاد نترس، چون من معتاد نیستم و خیلی راحت تریاک را کنار میگذارم، فعلاً مهم این است که از کرونا نمیرم.» اما همسرش خیلی نگران است و مطمئن نیست او میتواند تریاک را کنار بگذارد یا نه: «الان و بعد از این چند ماه وابستگی شوهرم به تریاک خیلی زیاد شده است. شاید خیال خودش راحت باشد، اما مگر این کارها ساده است. خیلی نگرانم. از کرونا اصلاً نمیترسم. خدا بزرگ است درمان میشویم. اما این درد خانمانسوز است. اگر کسی اسیر آن شود دیگر مشخص نیست کی رها میشود.»