رمزارز یا پول دیجیتال به بازار داغی میان مردم دنیا بدل شده که هرکسی با اندکی گفتوشنود قصد خرید و فروش در فضای گسترده بازار دیجیتالی با انواع رمزارز را دارد. اما نکته حائز اهمیت اینجاست که باید برای ورود به این بازار که مانند بازارهای مالی دیگر ریسکهایی هم به همراه دارد، به قدر کافی مطلع و آگاه بود.
بیتکوین؛ سرآغاز!
همه چیز از سال ۲۰۰۸ و انتشار مقالهای که نوعی پول الکترونیک به نام بیتکوین در آن معرفی شده بود، آغاز شد. هویت ناشناسی به نام «ساتوشی ناکاموتو» آغازگر این فرایند بود که حالا به تیتر اول رسانهها و بازارهای مالی دنیا تبدیل شده است. بیتکوین یکی از مشهورترین رمزارزها در جهان است که عدهای آن را «ناجی» برخی اقتصادها میدانند و گروهی دیگر از آن به عنوان «ابزاری مخرب» یاد میکنند؛ چراکه ارزهای دیجیتال به دلیل امنیت بالا در جابهجایی، ناشناس بودن تراکنشها و اینکه کسی مالک آنها نیست و نظارت دولتها و واسطهها را حذف کرده، محبوب شدهاند. این پادشاه ارزهای دیجیتال نخستین پولی است که به صورت کامل در بستر اینترنت تولید میشود که هیچ بانکی پشت آن نیست و کاملاً غیرمتمرکز است و باعث میشود فقط توسط مردم کنترل شده و تورمی نداشته باشد. بازار ارزهای دیجیتال نوسانات زیادی دارد و اگرچه سالها پیش با افت شدیدی مواجه شد، اما در سالهای اخیر با جهش قیمت بسیار بالایی روبهرو بود که بسیاری افراد توانستند سودهای کلانی به دست بیاورند. به هر حال کارشناسان معتقدند بازار «کریپتوکارنسی» سه روند صعودی، نزولی و رنج دارد و بر اساس استراتژی نوسانگیری، در روند نزولی باید تماشاگر بازار بود و در روند صعودی باید اقدام به خرید و فروش کرد. طی روزهای اخیر، ارزش بازار رمزارزها ۲۰۰ میلیارد دلار بیش از ژانویه سال ۲۰۱۸ میلادی اعلام شد که آن زمان اکثر رمزارزها حراج فروش داشتند که از نظر میزان فروش یک رقم تاریخی به حساب میآمد. بهرغم برخی نوسانها، بزرگترین رمزارز (بیتکوین) تنها در ابتدای سال ۲۰۲۱ میلادی به میزان ۳۰ درصد رشد داشت که در سال گذشته این رمزارز نزدیک به چهار برابر افزایش یافته بود.
مزیت رمزارزها
تمامی این تحولات برای بسیاری به مثابه پایان معاملات با ارزهای رایج است و برخی معتقدند که رشد فزاینده رمزارزها بدان معنا است که در این ارزها جایگزین دیگر واحدهای پولی خواهند شد. اما چنین تحلیلی تا چه اندازه درست است؟
به گفته طرفداران این ارزها، رمزارزها دو مزیت نسبت به ارزهای موجود دارند؛ اولین مورد این است که عرضه آن محدود است و باعث میشود یک مقام مرکزی نتواند آن را به مقدار کمارزش آن صادر کند. این بدان معناست که در برابر بحرانهای تورم، مانند بحرانی که در دولت وایمار آلمان، زیمبابوه یا ونزوئلا مشاهده شده، بسیار آسیبپذیر است، اما عرضه محدود همچنین میتواند یک نقطه ضعف باشد، زیرا کنترل تورم را غیرممکن میکند؛ پدیدهای که میتواند به عواقب اقتصادی بسیار شدید نیز منجر شود.
دومین مزیت ادعایی رمزارز این است که کلیه معاملات، دائمی و غیرقابل تغییر هستند. وقتی پول در یک حساب بانکی نگهداری میشود، آن بانک میتواند از نظر تئوری وجه را از کاربر خود خلع ید کرده و ادعا کند که هرگز وجود نداشته است. با رمزارز، چنین اقدامی غیرممکن است؛ چراکه پایگاه دادهای که معاملات روی آن ثبت میشود توسط هیچ مرجع مرکزی قابل ویرایشی به حساب نمیآید. بنابراین رمزارز اغلب «غیر قابلاعتماد» توصیف میشود؛ چراکه دارنده آن نیازی به اعتماد به یک مؤسسه مالی برای خلع ید نیست.
آینده از آن کیست؟
گزارشی در سایت «فوتوریسم» به بررسی این نکته میپردازد که آیا ارزهای رمزپایه در مقطعی از آینده از ارزهای فیات پیشی میگیرند یا خیر. یک نکته مهم این است که ارزهای رمزپایه به دلیل وضعیت غیرمتمرکز و غیرقانونی بودن، نمیتوانند به راحتی همانند ارزهای فیات دستکاری شوند. فراتر از آن، ارزهای رمزپایه بهتر از ارزهای فیات میتوانند از مفهوم درآمد پایه جهانی حمایت کنند. در واقع، برخی از برنامهها قبلاً استفاده از ارزهای رمزپایه را به عنوان وسیلهای برای توزیع درآمد پایه جهانی تجربه کردهاند. به علاوه، ارزهای رمزنگاری شده میتوانند در معاملات روزمره از شر واسطهها خلاص شوند. این موضوع میتواند هزینههای مشاغل را کاهش دهد و به مصرفکنندگان کمک کند.
البته، چالشها و نگرانیهای بزرگی نیز در رابطه با این سناریو وجود دارد. اگر ارزهای رمزنگاری شده از نظر میزان استفاده از پول نقد پیشی بگیرند، ارزهای سنتی بدون هیچ گونه وسیله بازگشت، ارزش خود را از دست میدهند. اگر ارزهای رمزپایه کاملاً تسخیر شوند، زیرساختهای جدیدی باید ساخته شود تا بتواند جهان را با آن سازگار کند. انتقال، ناگزیر دشواریهایی خواهد داشت؛ زیرا پول نقد میتواند خیلی سریع ناسازگار شده و باعث شود برخی از افراد داراییهای خود را از دست رفته بیابند. مؤسسات مالی تأسیس شده برای همزیستی با این شرایط جدید مجبور میشوند سیاستهای متفاوتی را پیش بگیرند.
ذکر این نکته مهم است که اگرچه رمزارزهایی مانند بیتکوین با شور اشتیاق اولیه همراه بودند و همین امر سبب شد تا تعداد زیادی از مشاغل پیشنهاد پذیرش ارز رمزپایه را دریافت کنند، اما حالا این لیست به طور پیوسته کاهش یافته و شک و تردید در مورد استفاده از آن به عنوان وسیله مبادلهای دوباره تقویت شده است.
کابوس دولتها
فراتر از تأثیر آینده ارز رمزنگاری شده بر مصرفکنندگان منفرد و نهادهای مالی، خود دولتها نیز میتوانند از این تغییر رادیکال متضرر شوند. کنترل دولت بر ارزهای مرکزی از بسیاری جهات برای تنظیم بازار، کلیدی و مهم است و ارزهای رمزپایه با اختیارات دولتی بسیار کمتری عمل میکنند. دولتها دیگر نمیتوانند تعیین کنند که در پاسخ به فشارهای داخلی و خارجی چه مقدار ارز چاپ شود بلکه تولید سکه یا توکن جدید به عملیات استخراج مستقل وابسته است. صرفنظر از اینکه سرمایهگذاران منفرد در مورد احتمال تغییر از پول نقد استاندارد به ارزهای رمزپایه چه احساسی دارند، احتمالاً نتیجه نهایی از دست همگان خارج بوده و نمیتوان به پاسخی یکدست و قاطع برای احتماًل جایگزینی رمزارزها با ارزهای امروزی دست یافت. البته با گمانهزنیهای فراوان مبنی بر اینکه صنعت ارزهای رمزپایه حبابی است که قرار است منفجر شود، همچنین ممکن است پیشبینیهایی که در زمینه آینده این شکل از ارز صورت میگیرد، از میان رفته و در نهایت محقق نشود. آنچه برای سرمایهگذاران دشوار بوده این است که مانند همه موارد مرتبط با رمزنگاری، تغییرات بسیار سریع اتفاق میافتد و پیشبینی آنها همیشه سخت است.
سنت و مدرنیته
بهرغم فرصتها و کارایی بینظیری که ارزهای رمزپایه و فناوری چشمگیر بلاکچین آنها فراهم میکند، بسیاری از کشورها در مورد جایگزینی و در اختیار گرفتن ارزهای فیات رمزنگاری شده به جای سکهها و اسکناسهای بانکی سنتی، نگران هستند. در نهایت، ارزهای رمزنگاری شده میتوانند پایه خود را در معاملات، پرداختها و معاملات بسیار محکم و سریع تشکیل دهند. از ماه مه سال 2020، سقف بازار رمزنگاری 265 میلیارد و 545 میلیون دلار بود. بیتکوین به تنهایی 6 میلیارد دلار معاملات آنلاین روزانه را تشکیل میدهد. در سراسر جهان، کاربران رمزنگاری بیش از 40 میلیون نفر بودهاند و این روند رو به افزایش دارد. نتیجهای که در نهایت میتوان گرفت این است که سازوکار مبتنی بر رمزارزها گرچه بسیار پیشرو و در حال ترقی است، اما همچنان برای تعیین اینکه چه آیندهای در انتظار جهان تبادلات مالی خواهد بود، بسیار دشوار است. بهویژه اینکه هنوز واکنش نهایی و قاطع بسیاری از دولتها به این موج جدید مشخص نیست. البته دولتها تلاش دارند رمزارزها را نیز به کنترل خود درآورده و نوعی نقدینگی سیال را برای خود شکل دهند، اما برای آنکه اقبال رسمی مؤسسات مالی به چنین تحولی چه بوده، باید بیشتر منتظر ماند؛ چراکه در نهایت سیاستهای کلان اقتصادی یک دولت است که تعیینکننده روند حرکت مؤسسات مالی تلقی میشود. تا به اینجای کار، دولتها تلاش دارند تمرکز خود را بر سرمایهگذاری در این شکل از ارز بگذارند؛ بنابراین تعیین اینکه آیا در آینده شاهد مبادلات مستقیم با چنین ارزهایی خواهیم بود تا حد زیادی دشوار است. اما آنچه از یاد نباید برد این است که حتی اگر رمزارزها بدل به جایگزینی برای دیگر اشکال ارز شوند، بیتردید شاهد تحولات گستردهای در ارزهای رمزپایه خواهیم بود تا بتوان آن را با شرایط نوین همتراز کرد. بنابراین انتظار میتوان داشت که این حوزه نوپا نیز شاهد تحولات و تغییرات گستردهای باشد که گمانهزنی درباره آن با توجه به حجم رویدادهایی که طی ماههای اخیر در سازوکار آن شاهد بودیم، میتواند تا حدی عاری از اعتبار باشد. در نهایت نیز باید اعتراف کرد ارز رمزپایه، آبستن تحولات منفی و مثبت بسیاری در آینده خواهد بود که میتواند یک شبه میلیونها نفر را به عرش برساند که البته این موضوع بر خلاف این رویه صادق است!