تمیزکاران، خودشان هم تمیز هستند!

شرایط سخت نیروهای نظافتی در روزهای اپیدمی ‌کرونا

تمیزکاران، خودشان هم تمیز هستند!

کرونا فقط ضرر است. کم و زیاد هم ندارد. در چند ماه گذشته بسیاری از کسب‌وکارها به دلیل همه‌گیری این بیماری ورشکست و تعطیل شده‌اند. کارگران زیادی از کار تعدیل شده‌اند و هر روز نیز به تعداد بیکاران ناشی از این بیماری اضافه می‌شود. نیروهای نظافتی هم جزو این گروه از بیکاران هستند که این روزها به سختی می‌توانند از پس هزینه‌های زندگی برآیند؛ کارگران شرکت‌های خدماتی که حال آرزوی بسیاری از آنها بازگشت به روزهای عادی است. روزهای عادی که به قول خودشان کرونا نبود و می‌توانستند یک لقمه نان هر چند ناچیز به دست بیاورند. روزهایی که کار بود و با تمیز کردن خانه‌های دیگران و برق انداختن شیشه‌ها و سرامیک‌ها روزی حلال به دست می‌آوردند. روزهایی که کرونا و ترس از این بیماری نبود و هنوز مردم دنبال یک نیرو نظافتی تمیز می‌گشتند که خانه‌شان را برق بیندازد.

اکرم احمدی روزنامه نگار

وقتی همه قرارها کنسل شد

حمید- ع ۳۸ ساله است. به قول خودش به خاطر قد و هیکل ورزید‌‌ه‌ای که دارد خوب می‌تواند در و دیوار خانه‌ها را تمیز کند: «دست‌هایم بزرگ و قوی است. قدم هم بلند است. همه کسانی که خانه‌های‌شان را تمیز کرده‌ام از من راضی هستند. تا قبل از کرونا کلی مشتری ثابت داشتم که از من وقت می‌گرفتند. باورتان نمی‌شود شب عید خیلی سرم شلوغ می‌شد و به مشتریان‌ام وقت می‌دادم. وضعیت‌ام این‌طوری بود، اما کرونا همه چیز را خراب کرد. مشتری‌هایم کم‌کم سراغی از من نگرفتند. فقط چند نفری از آنها به من زنگ می‌زنند و من هر چند روز یک‌بار برای کار به یک خانه یا شرکت خصوصی می‌روم.» به قول حمید، کرونا زنگ‌خور موبایل‌اش را خیلی کم کرده است: «قبلا روزی ۲۰ بار به من زنگ می‌زدند. تخصص من در تمیز کردن شیشه و آینه و در و دیوار است. خانه‌های مردم را با دل و جان تمیز می‌کردم و برق می‌انداختم، اما این کرونای لعنتی نگذاشت کاسبی کنم. نمی‌دانم با این وضعیت شب عید چه می‌شود. شب عید پارسال که بازارمان کساد‌‌‌کساد بود. خدا کند امسال حداقل مردم به ما اعتماد کنند.»

حمید می‌گوید همه پروتکل‌های بهداشتی را رعایت می‌کند و با ماسک و دستکش و شیلد به خانه‌های مردم می‌رود: «من خودم بیشتر از آنها از کرونا می‌ترسم. هر جا می‌روم ماسک می‌زنم. تازه دو تا ماسک می‌زنم. حواسم به ماسک‌ام هم هست. هر چند ساعت یک‌بار ماسک‌ام را عوض می‌کنم. شیلد هم می‌زنم. من باید مراقب خودم باشم تا کرونا نگیرم. وقتی من همه توصیه‌های بهداشتی را رعایت می‌کنم دیگر چه مشکلی هست؟» حمید فعلاً در مترو دستفروشی می‌کند، اما امیدوار است کم‌کم زنگ‌خور موبایل‌اش شروع شود و دوباره ‌با دست‌های قوی‌اش خانه‌های مردم را تمیز کند.
 
 کارگر روزمزد شده‌ام 
هیچکس حال مرا نمی‌فهمد. این روزها هیچ کاری برای ما نیست. این را رضا می‌گوید. رضا ۴۸ ساله است و به همراه همسرش معصومه چند سالی است که در خانه‌های مردم کار می‌کنند. رضا می‌گوید: «با همسرم در خانه‌های مردم کار می‌کردیم تا در آمدمان بیشتر شود. خدا را شکر تا قبل از کرونا اوضاع‌مان بد نبود. اما حالا شاید در هفته یک یا دو نفر به ما زنگ می‌زنند. هفته‌ای ۲۰۰ یا ۳۰۰ تومان با این اوضاع گرانی چه دردی را درمان می‌کند؟ من نمی‌دانم چرا کسی جرأت ندارد کارگر به خانه‌اش ببرد؟ مگر ما رعایت نمی‌کنیم؟ ما مدام از ماسک و وسایل ضدعفونی‌کننده استفاده می‌کنیم. جان ما هم شیرین است. باید سالم باشیم تا بتوانیم نان در‌بیاوریم؛ پس ما بیشتر از بقیه مردم توصیه‌های بهداشتی را رعایت می‌کنیم.» به قول رضا، شرکت‌های خصوصی بیشتر به کارگرهای نظافتی اعتماد می‌کنند اما کار آنها یک ماه یک‌بار است و خیلی چاره درد آنها نیست: «کار در شرکت‌ها و دفترهای خصوصی خیلی خوب است. زود هم تمام می‌شود اما مهم این است که خیلی کار ندارند. در ماه یک‌بار زنگ می‌زنند و کارگر می‌خواهند. این ماهی یک‌بار چه کمکی به من می‌کند؟»
رضا در روزهای اول شیوع بیماری کرونا و در روزهای بیکاری، کارهای ساختمانی انجام می‌داد: «گچکاری بلدم. آن روزهای اول وقتی کار نبود می‌رفتم سر ساختمان و گچکاری می‌کردم. چاره‌ای نداشتم. کار روزمزد بود اما یک لقمه نان در‌می‌آوردم. اما این روزها همان کار روز‌مزدی هم یا نیست یا خیلی کم شده است. نمی‌دانم چه بلایی سر ساختمان‌ها آمده که دیگر کار نیست.»
 
 چرا مردم از ما می‌ترسند؟
مریم - خ ۴۶ ساله است و حدود ۲۰ سال است که در خانه‌های مردم کار و آشپزی می‌کند. مریم دو دختر مجرد و بیکار و یک پسر ۱۲ ساله دارد: «یکی از دخترهایم هم با من کار می‌کرد. اما فعلاً کار او هم کساد شده است. من نمی‌دانم چرا مردم از ما می‌ترسند و دیگر به ما زنگ نمی‌زنند. مگر کرونا فقط برای ماست. آنها خودشان کرونا نمی‌گیرند؟ جان ما هم عزیز است. اگر آنها توصیه‌های بهداشتی را رعایت می‌کنند، ما هم رعایت می‌کنیم. پس دیگر اشکال کار کجاست که به ما زنگ نمی‌زنند؟» مریم در شرکت خدماتی مشخصی کار نمی‌کند و بیشتر مشتریان‌اش آشنا هستند، اما تعداد این آشنا‌ها بعد از شیوع بیماری کرونا خیلی کمتر از قبل شده است. مریم می‌گوید: «قبل از این ماجراها بر سر من دعوا بود. در مهمانی‌ها و دوره‌ها آشپزی می‌کردم. همه کارهای تمیزکاری را هم من انجام می‌دادم. شب عید مجبور بودم در یک روز به چند خانه سر بزنم. یعنی می‌خواهم بگویم که چقدر سرم شلوغ بود. اما همان‌ها که یک روز با خواهش از من وقت می‌خواستند که برای‌شان غذا بپزم و مهمانی‌های‌شان را مدیریت کنم، دیگر به من زنگ هم نمی‌زنند. فکر می‌کنند فقط از طریق من کرونا وارد خانه‌های‌شان می‌شود.» مریم بعد از کسادی کار به چند شرکت نظافتی هم سر زده اما هنوز جوابی نگرفته است: «مدیر یکی از شرکت‌های خدماتی به من گفت همان چند تا مشتری که داری را هم نگهدار. چون این طرف‌ها خبری نیست. البته شماره‌ام را گرفتند و قرار شد اگر کاری بود به من زنگ بزنند اما تا امروز زنگ هم نزده‌اند.» مریم در حال حاضر از یک سالمند پرستاری می‌کند و برایش غذا می‌پزد: «کارم نیمه‌وقت است. دو سه ساعت در روز می‌روم و کارهای یک خانم مسن را انجام می‌دهم. خودش می‌تواند راه برود. من فقط خانه‌اش را تمیز می‌کنم و برایش غذا درست می‌کنم. با اینکه می‌گویند کرونا برای افراد سالمند خطرناک‌تر است اما این خانم که یک دبیر بازنشسته است به من اعتماد دارد. می‌گوید وقتی دست‌هایت را خوب می‌شویی اصلاً نیاز نیست دستکش دست‌ات کنی. باز هم دست‌اش درد نکند. اگر اینجا را هم نداشتم، چطور از پس خرج و مخارج آن هم با این تورم و گرانی بر‌می‌آمدم؟»
 
 ۵۰ درصد نیروها را تعدیل کرده‌ایم
اما فقط نیروهای نظافتی زخم‌خورده کرونا نیستند. اوضاع بیشتر شرکت‌های خدماتی هم بسیار خراب است. مهران - س مدیر یکی از شرکت‌های خدماتی و نظافتی در کرج است. او می‌گوید یک ماه بعد از شیوع ویروس کرونا مجبور شده بیشتر کارگران‌اش را تعدیل کند: «کار سختی بود، اما چاره‌ای نداشتم. شاید باورتان نشود اما ۷۰ تا ۸۰ درصد کار ما به خاطر این بیماری کم شده است. مجبور شدیم با بیشتر کسانی که به صورت پاره‌وقت کار می‌کردیم، خداحافظی کنیم و هیچ نیروی جدیدی هم استخدام نکنیم. این روزها تماس‌ها خیلی کم است. حتی منشی هم نداریم و خودم به تماس‌ها جواب می‌دهم. هر‌از‌گاهی از شرکت و اداره‌ای تماس می‌گیرند یا کسی اسباب‌کشی دارد یا خانه خالی برای تمیز کردن دارد. از خانه‌ها خیلی کم تماس می‌گیرند شاید ۵ تا ۱۰ درصد از تماس‌ها مربوط به نظافت منزل مسکونی است، بقیه تماس‌ها از طرف شرکت‌ها و اداره‌هاست.»
مهران می‌گوید: «سال قبل همه امید ما به شب عید بود. نیروهای جدید داشتیم و فکر می‌کردیم مردم برای خانه‌‌‌تکانی نیرو می‌خواهند. چشم امید کارگرها هم به تلفن بود اما اوضاع خیلی خراب بود. فکر نمی‌کردم شرمنده کارگرها شوم اما نشد. سال‌های پیش نیرو کم می‌آوردیم اما عید گذشته مجبور شدم بر خلاف میل‌ام عذر چند کارگر را بخواهم. پدرم همیشه می‌گفت شب عید کارگر را ناامید نکن،‌ اما من شرمنده شدم. چون چیزی نبود که بخواهم به کارگرم امید بدهم.»
در حال حاضر شرکت مهران ۱۰ نیروی نظافتی دارد. ۱۰ کارگری که چشم امیدشان به همین یک دو ماه آخر سال و شب عید است: «ما امسال با چنگ و دندان شرکت را حفظ کردیم. امیدوارم مردم امسال مثل سال قبل از کرونا و بیماری نترسند؛ چون کارگران بیشتر از خود آنها نگران سلامتی‌شان هستند. خیال‌شان راحت باشد. اگر کسی علائم بیماری داشته باشد اصلاً به خانه‌ای فرستاده نمی‌شود. کارگرها هم همه توصیه‌های بهداشتی را رعایت می‌کنند. دغدغه هم ما این روزها، کار کردن و به دست آوردن پول است؛ البته اگر این کرونای لعنتی بگذارد.»
 

 

ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه