توقفی کوتاه دم در یک فلافلفروشی
لقمهای نان حلال و ارزان
میگوید: «تهران در حال غرق شدن در فلافلفروشیهاست. در هر محله و کوچهای شعبهای از فلافلفروشیهای سلفسرویس پیدا میشود. مغازههای پرزرقوبرق و با نور زیاد که داخل آنها کاسههای بزرگ ترشی، گوجه و کاهو چیده شده است. مغازههایی که این روزها در اکثر نقاط شهر شعبهای برای خود دستوپا کردهاند. مغازههایی که بعدازظهرها پر از مشتری هستند و گاهی حتی جای سوزن انداختن هم نیست. بیبیگل، مامانجون، مامانبزرگ، خالهریزه و... برخی از فلافلفروشیهایی هستند که همه شعارشان «پر کن بخور» است. مردم پشت کاسههای بزرگ ترشی صف میکشند تا ساندویچ فلافل خود را از ترشیهای لیته، کلم، هفتبیجار و... پر کنند. نهایت خرجی هم که هر نفر در این مغازهها میکند با یک نوشابه 3 هزار تومان و در بعضی نقاط 2500 تومان است، هرچند قیمت تمامشده بستگی به نوع سفارش فلافل مشتری دارد، اینکه ساده یا پنیری باشد یا قارچ هم داشته باشد. یکی از این مغازهها کنار در ورودی متروی توحید است. بوی فلافلهایش تا داخل مترو هم میآید. صاحب آن که پسر جوانی است دو نفر دادزن استخدام کرده که مردم را به خریدن و خوردن فلافل دعوت میکنند. قیمتی که ندارد. یکی از مشتریان ثابت مغازه میگوید: «راستش من کارگر هستم و حقوقم اجازه نمیدهد روزی 5-6 هزار تومان برای خرید غذا هزینه کنم. برای همین هفتهای سه یا چهار روز فلافل میخورم. البته خانوادهام را هم هفتهای یکبار برای خوردن فلافل میآورم. همین که میتوانی داخل ساندویچت هرچه میخواهی بگذاری خوب است.» مشتری دیگری همین که حرفهای ما را میشنود دست به شکم برآمدهاش میبرد و میگوید: «یک دورهای ماکارونی زیاد میخوردیم، حالا فلافل. هم خوشمزه و خوشبو است هم سیرکننده. راستش من اگر هر روز هم از اینجا رد شوم نمیتوانم فلافل نخورم. اما اگر قیمتش بالاتر بود شاید ترکش میکردم.»
استقبال از فلافل کار را به جایی رسانده که این روزها در فروشگاههای زنجیرهای بستههای فلافل نیمهسرخشده و یا سرخشده با مارکهای مختلف در حال فروش است. بستههای فلافلی که میشود آنها را با 7 هزار تومان خریداری کرد و داخل ماکروویو گذاشت و بعد از چند دقیقه آمده سرو است.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




