پرزهای نشسته بر جان‌های سخت

درددل‌های کارگر کارخانه قالی‌شویی

پرزهای نشسته بر جان‌های سخت

منیره یحیایی

«مشتری‌ها خیال می‌کنند ما از قصد فرششان را خراب می‌کنیم. ‌کسی نیست بیاید اینجا ببیند چقدر سرمان شلوغ است. حجم کار بالاست!» این را کارگر خسته‌ای می‌گوید که چشم‌هایش ضعیف است و با عینکی که روی شیشه‌هایش پرز فرش نشسته دارد تندتند تخته‌های فرش را جابه‌جا می‌کند. «بعضی‌ها انتظار دارند در تهران به این بزرگی سر فلان ساعت ماشین دم خانه‌شان باشد، سر همان ساعت هم فرش را تحویلشان بدهند. اینجا ماشین‌ها از 6:30 صبح استارت می‌زنند و دوازده شب برمی‌گردند. در این مدت کارگر باید طبقه به طبقه بالا برود. گاهی چهار پنج طبقه را باید برود و اجازه استفاده از آسانسور هم ندارد. کارگر فرش را روی دوشش بالا و پایین می‌برد. هیچ کاری ندارد آدم خودش را جای آن کارگر بگذارد. یک‌تخته فرش را بیاور بالا، ببر پایین. دوازده ساعت در روز دارد این فرش‌ها را جابه‌جا می‌کند. با آدم‌های مختلف که اخلاق‌های متفاوتی دارند برخورد می‌کند. یکی انتظار دارد فرش را که می‌برند، برایش پهن کنند. مبلش را جابه‌جا کنند.» می‌گوید: «مشتری هست که با ما تماس گرفته و گفته که فرش را برای من پهن نکردید، پولتان را نمی‌دهم! یکی دیگر گفته فرش من زیر اثاث اتاق است، آن را جمع نکرده‌ام. حالا این سرویس‌کار باید به سی چهل آدرس برود. هر کدام چهار پنج فرش دارند و بعد در ترافیک سختی بکشد و به اینجا برسد. این مشکلات را کسی نمی‌بیند.»
می‌گویم: «کار خدماتی است. در برابر خدمات، پولش را می‌گیرید!» جواب می‌دهد: «وقتی یک مشتری نمی‌تواند خودش را با من هماهنگ کند من چگونه می‌توانم خودم را با صد تا مشتری هماهنگ کنم؟ وقتی می‌خواهیم کمی با ما راه بیایند و وقتشان را با ما تنظیم کنند، مشتری فکر می‌کند سهل‌انگاری از جانب ماست. به رئیس شکایت می‌کند و حالا بیا و درستش کن.» ستار که چهار سال است در قالی‌شویی کار می‌کند، می‌گوید: «وقتی فرشی تمیز می‌شود احساس راحتی می‌کنیم. حالمان خوب می‌شود. حجم بالای کار حسابی خسته‌مان می‌کند اما به آن عادت کرده‌ایم. معمولا دو ماه آخر سال فرصت خوبی برای پول درآوردن است. ما هم معمولا اضافه‌کار می‌مانیم. دو شیفت، سه شیفت، گاهی اوقات تا صبح!»
می‌پرسم: «حقوقتان چقدر است؟» سرش را زیر می‌اندازد و حرفی نمی‌زند. به ستار می‌گویم: «شب عید انعام هم می‌گیرید؟» به اطراف نگاهی می‌اندازد: «انعام غدغن است. یعنی قانون گذاشته‌اند که کسی حق انعام گرفتن ندارد. اگر انعام بگیریم بعد از اینکه با مشتری تماس بگیرند و متوجه شوند، توبیخمان می‌کنند.»
می‌پرسم: «در سال چقدر از شما شکایت می‌شود؟» می‌گوید: «بستگی دارد. سعی می‌کنیم اکثر موارد را همین‌جا رفع‌ورجوع کنیم. البته بیشتر شکایت‌ها به دلیل تمیز نبودن فرش است. اگر عیبی باشد و دلیل منطقی و معقولانه‌ای وجود داشته باشد، به صورت رایگان فرش را برمی‌گردانیم، و بعد از شست‌وشو دوباره برایشان می‌فرستیم.» ستار از میزان حقوقش شکایت دارد و می‌گوید در ازای کار سنگینی که در قالی‌شویی می‌کند ماهی یک میلیون و 700 هزار تومان درآمدش است. آن هم برای او که باید ماهی 700 هزار تومان برای شهریه مدرسه بچه‌هایش بدهد. می‌گوید: «چند وقت پیش برای ناراحتی تنفسی رفتم دکتر. می‌گوید باید کارم را عوض کنم. پرزهای فرش به ریه‌ام نشسته و ممکن است بعد از مدتی دیگر نتوانم نفس بکشم. نمی‌دانم باید چه کار کنم. از طرفی کار دیگری بلد نیستم و از طرف دیگر هزینه زندگی‌ام را چه کسی باید تامین کند؟»
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه