دسترسی محدود به خدمات سلامت روان

دسترسی محدود به خدمات سلامت روان

امین جلالوند

انتظار می‌رفت با گذشت بیش از پنج سال از اجرای طرح تحول سلامت، برنامه‌ای جدی برای ارتقای سلامت روان جامعه تدوین و عملیاتی شود، اما آمارهای این حوزه همچنان نگران‌کننده است. اگرچه برنامه‌هایی تحت‌عنوان طرح سلامت روان به‌صورت جسته‌وگریخته در برخی شهرهای کشور انجام شد، اما مجموع این برنامه‌های محدود نتوانسته تاثیر جدی در ارتقای سلامت روان جامعه داشته باشد.
آمارهای رسمی نیز حاکی از این است که به‌طور میانگین از هر چهار ایرانی، یک نفر به خدمات مشاوره و روان‌شناسی نیاز دارد، اما دسترسی به این خدمات برای بسیاری از شهروندان به‌خصوص در شهرهای کوچک و مناطق محروم به سختی میسر می‌شود.
 بسیاری از اختلالات روانی می‌تواند در صورت درمان‌نشدن به بستری شدن بیمار نیز منجر شود که همین اتفاق موجب افزایش کلی هزینه‌های درمان در کشور خواهد شد، در حالی که اگر پیشگیری و جدی‌گرفتن سلامت روان از همان ابتدا در اولویت قرار بگیرد، در آن صورت بسیاری از هزینه‌های نظام سلامت کنترل خواهد شد. در صورتی که این وضع ادامه داشته باشد و همچنان بیشتر اعتبارات نظام سلامت صرف درمان بیماری‌های جسمی شود، در آن صورت باید منتظر تشدید آمارهای نگران‌کننده از وضعیت سلامت روان جامعه باشیم. افزایش بار بیماری‌های روانی در جامعه به افزایش بار بیماری‌های جسمی نیز منجر می‌شود و هزینه‌های هنگفتی را به مردم، نظام سلامت و بیمه‌های درمانی تحمیل خواهد کرد.
 
نگاهی به آمارهای ناامیدکننده در حوزه سلامت روان
وقتی به آمارهای رسمی در حوزه سلامت روان نگاه می‌کنیم، تغییر محسوسی با چند سال قبل احساس نمی‌شود. اگرچه طی سال‌های اخیر با افزایش تعداد دانش‌آموختگان رشته‌های مشاوره و روان‌شناسی روبه‌رو بودیم، اما بسیاری از این افراد نتوانسته‌اند در مراکز حساس و موردنیاز مثل مدارس، روستاها و شهرهای کوچک جذب شوند.
براساس آمارهای رسمی، هم‌اکنون حدود 30هزار روان‌شناس در نوبت دریافت پروانه قرار دارند و حدود شش هزار نفر هم دارای پروانه فعالیت هستند، اما اغلب نیروهای فعال در این حوزه در کلان‌شهرها متمرکز شده‌اند و سیستم توزیع روان‌شناس و مشاور در کشور نیز مثل سیستم توزیع پزشکان، از عدالت لازم برخوردار نیست.
دکتر محمد حاتمی، رئیس سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره نیز تاکید می‌کند: «طبق استاندارد جهانی به‌ازای هر
50 خانوار باید شاهد فعالیت یک روان‌شناس باشیم. یعنی با وجود 22میلیون خانوار در ایران به حدود 400هزار روان‌شناس نیاز داریم که این موضوع محقق نشده است. همچنین براساس استانداردهای جهانی، هر مدرسه به دو نیروی روان‌شناس و مشاور نیاز دارد که در این حوزه نیز نتوانسته‌ایم به این آمارها نزدیک شویم.» حاتمی یادآور می‌شود: «در حالی که در کشور ما حدود 120هزار مدرسه وجود دارد؛ با احتساب این آمارها باید 240هزار نفر روان‌شناس هم در حوزه کودکان و نوجوانان مشغول فعالیت باشند، اما در این زمینه هم نتوانسته‌ایم استانداردهای جهانی را رعایت کنیم.» براساس آمارهای موجود هم‌اکنون حدود هزار مرکز خدمات روان‌شناسی و مشاوره در کشور وجود دارد که از سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره مجوز گرفته‌ و حدود 2800مرکز نیز مجوزشان را از سازمان بهزیستی دریافت کرده‌اند. حدود 400مرکز خدمات روان‌شناسی و مشاوره هم مجوز وزارت ورزش و جوانان را دارند.  وجود مراکز متعدد اعطای مجوز به مراکز خدمات روان‌شناسی و مشاوره، یکی از عمده مشکلات و چالش‌های این حوزه است. همین موازی‌کاری و نبود هماهنگی بین سازمان‌های متولی، موجب شده استانداردهای متفاوتی برای دریافت پروانه مراکز خدمات روان‌شناسی و مشاوره وجود داشته باشد. در حوزه تخت‌های روان‌شناسی نیز با کمبود جدی مواجه هستیم. براساس آمارهای وزارت بهداشت، هم‌اکنون حدود 10هزارو300تخت روان‌پزشکی داریم که با این احتساب با کمبود 16هزار تخت در این بخش روبه‌رو هستیم. البته دکتر هاشم میانداری، روان‌شناس، از زاویه دیگری به این موضوع نگاه می‌کند و می‌گوید: «اگر از همان دوران کودکی به سلامت روان افراد بها داده شود و پیشگیری در اولویت قرار بگیرد، نیاز بسیار کمتری به تخت‌های روان‌پزشکی و صرف هزینه‌های سنگین وجود خواهد داشت.» او خاطرنشان می‌کند: «باید در نظر داشت هم‌اکنون بسیاری از افرادی که تحت‌عنوان مشاور در مدارس فعالیت می‌کنند، افرادی هستند که رشته مشاوره و روان‌شناسی را در دانشگاه‌ها نخوانده‌اند، اما به‌‌عنوان مشاور در مدارس به‌کار گرفته می‌شوند. واضح است که خدمات ارائه‌شده از سوی این افراد، خدمات استاندارد و علمی نیست و به همین دلیل باید سطح نظارت‌ها در این حوزه افزایش پیدا کند.»
 
برنامه‌های وزارت بهداشت برای ارتقای سلامت روان
باید در نظر داشت که بسیاری از دانش‌آموختگان رشته مشاوره و روان‌شناسی در مشاغل دیگری فعالیت می‌کنند. یعنی در حالی که در روستاها، شهرهای کوچک و مدارس به نیروهای مشاور و روان‌شناس، نیاز جدی وجود دارد، اما تولیت نظام سلامت نتوانسته این نیروها را جذب کند.
در این بین، وزارت بهداشت اعلام کرده، در آینده برنامه‌های جدی برای ارتقای سلامت روان جامعه دارد. چندی قبل، سعید نمکی، وزیر بهداشت، ضمن تایید نامطلوب‌بودن وضعیت سلامت روان جامعه تاکید کرد: «این روزها گرفتار چهره‌های غمناک هستیم. در این بین فشار اقتصادی تنها عامل گرفتاری‌ها و افسردگی‌های مردم نیست، چراکه هر دو قشر فقیر و مرفه جامعه غمگین هستند و برای رفع زمینه‌های ایجاد این دلتنگی‌ها و افسردگی‌ها باید به بهداشت روان مردم پرداخت. به همین منظور پس از اجرای بسیج ملی کنترل فشارخون، در مرحله بعد به دیابت و بهداشت روان می‌پردازیم تا آمار افسردگی کاهش یابد.»
همچنین علی اسدی، معاون دفتر سلامت روان وزارت بهداشت، با اشاره به برنامه‌های وزارت بهداشت برای ارتقای سلامت روان جامعه، یادآوری می‌کند: «طی ۳۰سال گذشته برای اولین بار حدود دو هزار کارشناس سلامت روان را جذب سیستم کشور کردیم که این افراد بحث آموزش‌های سلامت روان را انجام می‌دهند.» او تاکید می‌کند: «در حال حاضر نزدیک به سه هزار مرکز سلامت در شهرها وجود دارد که هر مرکز جمعیتی حدود ۵۰هزار نفر را تحت‌پوشش خود قرار می‌دهد که البته قطعا این تعداد کافی نیست و به‌تدریج در حال گسترش است.»
جدای از این موارد، نیاز داریم سطح سواد سلامت روان در جامعه هم افزایش پیدا کند. مثلا بسیاری از افرادی که مبتلا به افسردگی هستند، از وجود چنین اختلالی در درون خودشان ناآگاه هستند و در نتیجه نیازی به مراجعه به مراکز روان‌درمانی نمی‌بینند. ارتقای سطح سواد سلامت روان جامعه برای اینکه افراد با میل و اراده خودشان به مراکز روان‌درمانی مراجعه کنند، نیاز ضروری است که می‌تواند شیب تند ابتلا به اختلالات روانی در جامعه را کنترل کند.
ارسال دیدگاه