عصر تاریکی که در آن، تنها ثروتمندان بازنشسته میشوند!
اگر چند دهه قبل زندگی میکردید، مسیر زندگیتان تا حد زیادی روشن و قابلپیشبینی بود. بعد از گذراندن سالهای جوانیتان در یک شغل رسمی و دائم، دوره بازنشستگی شما فرا میرسید. احتمالا این امکان را داشتید که بدون نیاز به اشتغال مجدد، در اوقاتفراغت خود و با بهرهبردن از حقوق و مزایای (هرچند اندک) بازنشستگی خود، به کارهایی بپردازید که در تمامی سالهای جوانیتان آرزوی انجامشان را داشتید. امروزه اما برای بسیاری از افراد، تصور چنین آیندهای امکانپذیر نیست، مگر آنکه خودشان ثروتمند باشند. برآوردها نشان میدهد، در آینده، احتمالاً تنها 42درصد از نیروی کار فعلی جهان، از مزایای بازنشستگی برخوردار خواهند بود. در عصر نئولیبرال حاضر، سوال اصلی این نیست که «در چه سنی بازنشسته خواهیم شد؟»، بلکه سوال اصلی و دقیق این است که «آیا اساساً قرار است که بازنشسته شویم یا خیر؟» بهنظر میرسد، با توجه به افزایش امید به زندگی، سالمندشدن جوامع و ماهیت سیاستگذاریهای رفاهی فعلی در اکثر دولتها، میتوان گفت که در آیندهای نهچندان دور، برخورداری از مزایای بازنشستگی، نه بهعنوان حقی برای تمامی افراد جامعه، بلکه همچون امتیازی ویژه برای ثروتمندان در نظر گرفته خواهد شد. برای نمونه، در بریتانیا تعداد افراد بالای 70سالهای که هنوز بهصورت «پارهوقت» یا «تماموقت» کار میکنند، طی دهه گذشته دو برابر شده است. در حال حاضر، از هر 12نفری که بالای 70سال دارند، یک نفر کماکان مشغول به کار است. یک دهه قبل از آن، از هر 22نفر یک نفر مشغول به کار بوده است. آمارهای سازمان ملل متحد (UN) نشان میدهد، نزدیک به نیمی از جمعیت جهان (48درصد) از مزایای بازنشستگی برخوردار نیستند. کمبودن میزان مزایای بازنشستگی باعث میشود که حتی آن دسته از نیروهای کار که از این مزایا برخوردار هستند نیز مجبور به اشتغال مجدد باشند. مزایای بازنشستگی برای 52درصد از افرادی که آن را دریافت میکنند، کافی نیست. با توجه به سطوح مختلف توسعهیافتگی، برخورداری از مزایای بازنشستگی در مناطق مختلف جغرافیایی بسیار نابرابر است. بهطور مثال، در آمریکای شمالی و اروپا، بالای 90درصد از افراد از مزایای بازنشستگی برخوردار هستند. این میزان در آمریکای لاتین 56درصد، در آسیا و اقیانوسیه 47درصد، در آفریقای شمالی 37درصد، در خاورمیانه 30درصد و در بعضی از مناطق آفریقا 17درصد است. دلیل اصلی این نابرابری در این است که در کشورهای کمدرآمد، تنها کارگران بخش رسمی اقتصاد و افراد خوداشتغال امکان برخورداری از برنامههای رفاهی بازنشستگی را دارند، در حالیکه در کشورهای پیشرفته، انواع مختلفی از برنامهها و طرحهای بازنشستگی ارائه میشوند که افراد، حتی بدون داشتن قراردادهای رسمی و دائم، امکان برخورداری از آنها را دارند. امروزه در سراسر جهان سهم افراد بالای 65سالهای که مجبور به اشتغال مجدد حتی در مشاغلی با دستمزدهای بسیار کم هستند، در حال افزایش است. بسیاری از شرکتهای تجاری و اقتصاددانان بازار آزاد، مدافع این روند هستند و آن را بهعنوان حق انتخاب افراد برای «کارکردن» و «مفید بودن» تا آخرین سالهای زندگیشان معرفی میکنند. اما واقعیت این است که افراد سالمندی که مجبور به کارکردن بهصورت «پارهوقت» یا «تماموقت» هستند، کارگران ارزانقیمتی خواهند بود که امکان مطالبه حقوق و مزایای تامیناجتماعی را نیز نخواهند داشت و این امر، به سود شرکتهای تجاری تمام میشود. براساس پیشبینیها، جمعیت سالمندان تا پایان سال2050 به دو برابر تعداد آنها در سال2015 (یعنی 1/2میلیارد نفر) خواهد رسید. تا پایان سال2030، تعداد افراد در گروههای سنی بالای 60سال، بیشتر از تعداد آنها در گروههای سنی زیر 9سال خواهد بود. چنین آمارهایی بهخوبی نشان
میدهد که دوره جدیدی از تاریخ بشری در پیش روست و برنامهریزی و سیاستگذاری رفاهی برای آن بسیار عاجل و ضروری است.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




