نان‌آوران سالمند

نان‌آوران سالمند

زهرا طاهری

به‌تازگی کتابی با عنوان «خانوارهای سالمند چگونه هزینه می‌کنند؟» از سوی «موسسه راهبردهای بازنشستگی صبا» منتشر شده است. این کتاب نتیجه تحلیل و بررسی اطلاعات و داده‌های مرکز آمار ایران در مورد 18هزار خانوار شهری و 19هزار خانوار روستایی دارای سرپرست سالمند است و گزارش‌هایی را در مورد وضعیت اقتصادی و اجتماعی آن‌ها، به‌ویژه در مورد سبد مصرفی خانوارهای دارای سرپرست سالمند، در اختیار خواننده قرار می‌دهد. روز سه‌شنبه، 26شهریور ماه، «موسسه راهبردهای بازنشستگی صبا» نشستی را به‌منظور ارائه یافته‌های کلیدی این پژوهش در محل «صندوق بازنشستگی کشور» برگزار کرد. در این نشست، سمانه گلاب (از نویسندگان کتاب) به ارائه گزارشی در مورد میزان هزینه‌ خانوارهای دارای سرپرست سالمند، با تأکید بر دو بخش «مسکن» و «بهداشت و درمان»، پرداخت که در ادامه، به ارائه‌ گزارشی از مهم‌ترین یافته‌های آن خواهیم پرداخت. در این پژوهش، به‌منظور بررسی سبد مصرفی و هزینه‌های «خانوارهای دارای سرپرست سالمند»، با استفاده از داده‌های «بودجه‌ خانوار» که توسط «مرکز آمار ایران» جمع‌آوری شده است، در ابتدا تصویری کلی از اطلاعات زمینه‌ای مربوط به خانوارهای دارای سرپرست سالمند، مانند جنسیت سرپرست خانوار، بُعد خانوار، وضعیت تاهل، سواد و اشتغال آن‌ها ارائه شده است.
سهم زنان سالمند در سرپرستی خانوار، به‌طور معناداری بیشتر از خانوارهایی با سرپرست غیرسالمند است. در میان خانوارهای شهری، سهم خانوارهای دارای سرپرست زن سالمند، سه‌برابر بیشتر از خانوارهای غیرسالمند است. یافته‌ قابل‌تامل در این پژوهش، این است که تقریبا یک‌سومِ خانوارهای با سرپرست سالمند که به حقوق بازنشستگی دسترسی ندارند، زن‌سرپرست هستند. بالاتربودن نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان، نداشتن فرصت‌های برابر با مردان، اشتغال در بخش‌های غیررسمی اقتصاد و عدم امکان چانه‌زنی زنان بر سر حقوق و مزایای خود، دلایلی هستند که باعث شده 33درصد از زنان سالمندِ سرپرستِ خانوارهای شهری، از حقوق بازنشستگی بی‌بهره بمانند. طبق آخرین سرشماری «مرکز آمار ایران»، متوسط «بُعد خانوار» 3/3 نفر است. این بدان معناست که در هر خانوار ایرانی، به‌طور متوسط حدود سه نفر زندگی می‌کنند. بیشتر از 50درصد از خانوارهای شهری و حدود 60درصد از خانوارهای روستایی دارای سرپرست سالمند، دارای بعد خانوار کمتر و برابر دو نفر هستند. در مجموع، می‌توان گفت که خانوارهای دارای سرپرست سالمند، کوچک‌مقیاس‌تر هستند و این موضوع، با توجه به تأثیر تعداد نفرات در کنترل هزینه‌های خانوار، اهمیت پیدا می‌کند. با توجه به کم‌شدن دامنه ارتباطات اجتماعی افراد سالمند، کارکردهای حمایتی نهاد خانواده در دوران سالمندی اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند و به همین دلیل، توجه به «وضعیت تاهل» در میان سالمندان ضروری است. طبق یافته‌های این پژوهش، حدود 15درصد از سرپرستان خانوارهای شهری و 16درصد از سرپرستان خانوارهای روستایی، بدون همسر هستند. در میان سالمندان، این نسبت به‌طرز قابل‌ملاحظه‌ای افزایش می‌یابد؛ به ترتیب، 28 و 29درصد از سرپرستان خانوارهای شهری و روستایی که حقوق بازنشستگی دریافت می‌کنند، بدون همسر هستند. در میان سرپرستان خانوار بدون حقوق بازنشستگی، 41درصد در مناطق شهری و 38درصد در مناطق روستایی، بدون همسر هستند. همچنین با توجه به تأثیر سطح سواد سرپرست خانوار در دستیابی به مشاغل پردرآمد، توجه به شاخصِ «سواد» نیز ضروری است. اختلاف میان وضعیت سواد در میان سرپرستان خانوارهای شهری و روستایی، بسیار معنادار است. حدود یک‌سوم از سرپرستان خانوار دارای حقوق بازنشستگی در شهرها، بی‌سواد هستند. در روستاها، این نسبت به بالاتر از نصف (یعنی 58درصد) می‌رسد. برای سالمندان بدون حقوق بازنشستگی، میزان بی‌سوادی در سرپرستان خانوارهای شهری 67 درصد و در خانوارهای روستایی به 82درصد می‌‌رسد. اگر سرپرست خانوار در دوره‌ سالمندی خود نیز برای رفع مشکلات اقتصادی خانواده، چاره‌ای جز اشتغال نداشته باشد، بدان معناست که یا تحت حمایت نظام‌های بازنشستگی کشور نیست یا اینکه مزایای بازنشستگی ارائه‌شده، مکفی و پاسخ‌گوی نیازهای او و خانواده‌اش نیست. این به‌معنای ناکامی نظام تامین‌اجتماعی در کشور است و لزوم بازنگری در سیاست‌گذاری‌های اجتماعی را یادآوری می‌کند. از بین سالمندان دارای حقوق بازنشستگی در شهرها، تنها هفت درصد هنوز مشغول به کار هستند و برای روستائیان، این میزان به 20درصد می‌رسد. از میان خانوارهای دارای سرپرست سالمندی که حقوق بازنشستگی دریافت می‌کنند، درصد قابل‌توجهی در دهک‌های میانی درآمدی قرار دارند.  از میان سرپرستان سالمندی که حقوق بازنشستگی دریافت نمی‌کنند، 27درصد در مناطق شهری و 37درصد در روستاها مشغول به کار هستند. 54درصد از سرپرستان سالمندی که فاقد حقوق بازنشستگی هستند و در شهرها زندگی می‌کنند، دارای درآمد هستند. این درآمد، احتمالا از محل اجاره‌ املاک، سود سهام یا سپرده، کمک فرزندان یا کمک نهادهای دولتی تامین می‌شود. همچنین بیش از 50درصد از خانوارهایی که دارای سرپرستان سالمندی هستند که حقوق بازنشستگی دریافت نمی‌کنند، در دهک‌های اول و دوم درآمدی قرار دارند.
«مرکز آمار ایران» در گزارشی اعلام کرده، 30درصد از هزینه‌ خانوارهای شهری، به بخش مسکن اختصاص می‌یابد. به همین دلیل، «مالکیت مسکن» می‌تواند در کاهش هزینه‌های خانوارهای سالمند نقش مهمی ایفا کند. آمارها در این مورد به نسبت امیدوارکننده است؛ 87درصد از خانوارهای دارای سرپرست سالمندی که حقوق بازنشستگی دریافت می‌کنند، مالک مسکن هستند. در مناطق شهری، مالکیت مسکن برای سرپرستان خانوار بدون حقوق بازنشستگی، به 82درصد می‌رسد. همچنین 92درصد از سالمندان سرپرست خانواده در مناطق روستایی، دارای مالکیت مسکن هستند. به‌نظر می‌رسد، با افزایش سن، مشکل مالکیت مسکن کمتر می‌شود و سالمندان، دست‌کم در این بخش، نسبت به غیرسالمندان مشکلات کمتری دارند. با افزایش سن، هزینه‌های مربوط به بخش بهداشت و درمان نیز افزایش پیدا می‌کند. برای نمونه، در خانوارهایی با سرپرست سالمندِ دارای حقوق بازنشستگی، سهم مخارج بهداشت و درمان،  دوبرابر بیشتر از خانوارهای بدون سرپرست سالمند است. این سهم، در میان خانوارهایی که دارای حقوق بازنشستگی هستند، 2/1 تا 3/1 برابر خانوارهایی است که فاقد حقوق بازنشستگی هستند. همچنین سه دهک بالای درآمدی جامعه، حدود 5/1 تا 2 برابر سه دهک پایین درآمدی، برای مخارج بهداشت و درمان هزینه می‌کنند. این امر، با توجه به اینکه مخارج خانواده در دهک‌های پایین درآمدی بیشتر صرف مخارج مربوط به خوراک می‌شود، قابل‌توجه است. در بخشی از این نشست عنوان شد که تنها 25درصد از سالمندان ایران تحت‌حمایت کامل یکی از صندوق‌های بازنشستگی کشور قرار دارند و این امر، با توجه به وضعیت فعلی بازار کار و روند «پیرشدن» جامعه، نگران‌کننده است. به همین دلیل است که توجه به یافته‌های این پژوهش و انجام پژوهش‌های تکمیلی، اهمیت مضاعفی می‌یابد.
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه