دورنمای جذاب

دورنمای جذاب

بهادر امیرحسینی؛ وکیل دادگستری

وکالت در ابتدای کار، جذاب و گیراست. خوب یا بد حادثه توام با نگاه جنسیتی، شغل مردانه‌ای ترسیم شده. مردی کیف به‌دست، با پالتو و بارانی، ادکلن گرم و شیرین و ایضا کراوات و خودنویس خو‌ش‌دست ایتالیایی بر دست بر کاغذی ورای 80 گرم‌های معمول و مرسوم، لایحه نوشته و از موکل دفاع می‌کند. 
استاندارد زندگی در بالاترین سطح ممکن، موقعیت اجتماعی بالا و پول فراوان در جیب! این کارخانه رویابافی است که وکالت را دارای چنین پس‌زمینه شیک و مجللی کرده و اغلب رسانه ملی نیز با چنین نگاهی به وکلا طعنه می‌زند. رشد کمی دانشگاه و مراکز علوم عالی (به‌جای رشد کیفی) و جذب گسترده دانشجو حقوق، توقعات جامعه را نیز بالا برد و به کانون وکلای دادگستری به چشم یک بستر و بنگاه شغل‌یابی نگریسته شد. فارغ‌التحصیل حقوق با هزار امید و آرزو و با تصور شغلی بدون تنش با درآمد افسانه‌ای وارد عرصه می‌شود، اما شروع ماجرا جور دیگری است. ولی پس‌زمینه صدرالذکر به‌قدری قوی است که تا پتک واقعیت به‌صورت ما برخورد نکند، آن را درک نخواهیم کرد. حُسن وکالت و زیبایی آن، درک سختی، معایب، فشار و نحوه مواجهه با بزنگاه و فرازوفرودهای حقوقی و قضایی است و پس از گذشت زمان به گرد تجربه آغشته می‌شود و احساس خوبی در وجودش آشکار.
استرس و فشار موجود در هر پرونده، فردیت وکیل را صیقل داده و تلاقی فن و تجربه به گستره آن می‌افزاید. چالش اول در این شغل، هضم واقعیت است. واقعیت فشار، استرس و مواجهه با چند نفر در محکمه و پس از هضم این ماجراست که می‌توان به درآمد بهتر و افزودن اعتبار فکر کرد.
این شغل، شغل میان‌سالی و کهن‌سالی است و آن برهه زمانی، اوج کارایی و بازدهی بهتر در ختم و فصل مشکلات موکل است. برعکس ورزشکاران که نان جوانی خود را می‌خورند، وکیل نان تجربه و گذر زمان را نوش می‌کند.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه