زنی با 150 کروکدیل
فاطمه علی اصغر
یک لحظه پلکهایتان را روی هم بگذارید. چه تصویری جلوی چشمتان میآید؟ این مسیر زندگی شماست. حالا فکر کنید این تصویر یک کروکدیل باشد. مژگان یک کارمند بود، همسرش هم کارمند بود. پدر و مادرهایشان هم کارمند بودند، اما آنها یک روز چشمهایشان را بستند و کروکدیل مسیر زندگیشان شد. البته به همین سادگی هم نبود. مژگان جانورشناس بود، از بچگی جانورها را دوست داشت. او و همسرش فکر کردند که دیگر نمیخواهند کارمند باشند. آنها به تولید فکر کردند. اما تولید چه چیزی؟ ساعتها و روزها و شبها دنبال ایدهای نو بودند. کاری که دوستش داشته باشند. کاری که از صفر تا صدش را خودشان انجام دهند. یک روز این تصمیم نهایی شد و آنها کفش آهنی به پا کردند و وارد میدان شدند. از آنجایی که هیچ کس قبل از آنها مزرعه کروکدیل در ایران نداشت، گرفتن مجوزها و کارهای اداری آن دو سال طول کشید، اما حالا آنها دستاوردهای بزرگی دارند. مژگان تنها زن در خاورمیانه است که مزرعه تولید و تکثیر کروکدیل دارد و یک مجموعه گردشگری در قشم. برای 20 نفر به صورت مستقیم تولید شغل کردهاند و به صورت غیرمستقیم در شمارش نمیآید. مژگان خیلی زود چهرهای خاص در میان زنها و مردها شد، چون نترسید. او عاشق کروکدیلها بود و کاری که کرد، تا امروز بیسابقه بوده است. او زنی است که کروکدیلها هم دوستش دارند و حالا نزدیک به 150 کروکدیل دارد. سالیانه 50 هزار نفر از مزرعه گردشگری او در ساحل جنوبی قشم بازدید میکنند. مژگان چگونه به اینجا رسید؟
زنی که از کروکدیلها نمیترسد
زنی که از کروکدیلها نمیترسد، دهه شصتی است. علاقه او به حیوانات به دوران کودکیاش برمیگردد. او اول عاشق الاغها بود، خودش تعریف میکند که یکی از لذتهای کودکیاش بازی با الاغها بوده است اما در آینده مسیرش با کروکدیلها گره خورد. موفقیت «مژگان روستایی» در این بود که علاقه خود به حیوانات را جدی گرفت. او پس از اینکه تصمیم گرفت به جای کارمندی، کاری تولیدی راه بیندازد، بررسی و مطالعه در زمینه مورد علاقهاش را شروع کرد. سرانجام ایده تولید و تکثیر کروکدیل توانست در سرفصل برنامههای او جای بگیرد. بعد از آن کفشهای آهنیاش را به پا کرد و پیگیری را سر گرفت: «از سال ۱۳۸۶ دنبال کار ایجاد مزرعه کروکدیل رفتم. متاسفانه پیش از ما کسی در این زمینه اقدام نکرده بود. به همین دلیل نخستین مرحله کارهای سخت اداری بود، بسیاری از آییننامهها هنوز در این زمینه تصویب نشده بود. نزدیک دو سال طول کشید تا اینکه بالاخره توانستم مجوزهای لازم اولین محموله کروکدیل را تحویل بگیرم و پرورش این حیوان را از سال ۱۳۸۹ به صورت رسمی با 8 سر کروکدیل آغاز کنم.» مژگان در این مدت سعی میکند اطلاعات خود در مورد پرورش کروکدیل را بیشتر کند و به همین دلیل دورهای آموزشی را در مالزی به همراه همسرش «بهروز سالاروند» میگذراند. گام بعدی برای او برنامهریزی بلندمدت است: «برنامه 10 سالهای برای مزرعه کروکدیل خودم ریختم که الان در سال پنجم آن هستیم و خوشبختانه توانستیم تا امروز طبق برنامهریزی جلو برویم.» تمام پرسنل او بیمه هستند: «تمام تلاشم بر این است که پرسنلم تامین باشند و آنها را در همان ابتدای کار بیمه میکنم و از آنها حمایت میکنم.» با این همه چشمانداز مژگان این است که مزرعهاش روزبهروز گسترده شود: «به امید آن روز هستم که هزار کروکدیل داشته باشم. در آن صورت میتوانم اشتغالزایی بالایی هم داشته باشم و به هدف کار تولیدی که فکر میکردم نزدیک شوم.»
کروکدیلها عاقلاند
نگاه مژگان به کروکدیلها، آن چیزی نیست که معمولا در برنامههای مستند دیدهایم، حیوانی درندهخو و وحشی: «کروکدیلها موجودات صبور و فوقالعاده بادرایت و عاقلی هستند. بیدلیل به چیزی حمله نمیکنند. تمام حرکاتشان از روی فکر است. اگر روش برخورد با آنها را بدانیم، دیگر هیچ ترسی ندارند.»
عمر کروکدیلها هفتاد هشتاد سال است و درنهایت میتوان از پوست آنها برای تولید چرم استفاده کرد اما از آنجایی که هنوز در ایران شرایط برای تولید این چرم مهیا نیست، کروکدیلهای مزرعه مژگان به صورت زنده به نمایشگاهها، باغوحشها و مراکز حیاتوحش فروخته میشوند. در حالی که برنامه نهایی آنها رسیدن به قابلیتهای دیگری در استفاده از این موجود عجیب و قوی است: «در خارج از ایران شرایط استفاده از کروکدیل متفاوت است. آنها دارای صنعت چرم هستند که البته ما هم میتوانیم به آن برسیم اما متاسفانه مزرعه تولید کروکدیل در ایران را تنها ما داریم، نه قبل از ما کسی وارد این حوزه شده و نه اینکه بعد از ما توانسته است مزرعه راه بیندازد. مهم این است که بتوانیم روزی اقدام به صادرات کروکدیلها کنیم.» این روزها افراد زیادی هستند که تمایل به نگهداری از موجودات عجیبوغریب در خانهشان دارند اما مژگان میگوید که کروکدیلهایش را به این افراد نمیفروشد، چون نگهداری از کروکدیلها دشوار است و مدت زمان زیادی نمیگذرد که کروکدیل در خانه این افراد از بین میرود. از طرف دیگر کروکدیل، کروکدیل است و هر لحظه ممکن است در صورت رعایت نکردن شرایط مناسب به افراد حمله کند.» شاید برای همین است که کروکدیلهای قاچاق با نصف قیمت در تهران خریدوفروش میشوند، ولی آنها از نژاد کروکدیلهای مزرعه مژگان یعنی آب شور استرالیایی نیستند. کروکدیلهای 50 سانتی ششماهه او 30 میلیون قیمت دارند.
دخترم جریان زندگی ما را تغییر داد
«ناامید نشدن» مهمترین قدم در آغاز کار او و همسرش بود: «خوبی کار من این بود که همسرم همراهم بود. هرگاه ناامید میشدم او به من امید میداد و برعکس. یک جمله معروفی هست که پشت سر هر مرد موفق یک زن است. در مورد ما برعکس بود. اگر همراهی همسرم نبود من هیچگاه موفق نمیشدم.» با اینکه طی این سالها شرایط اقتصادی بسیار سخت بود و ثبات نداشت اما آنها دست در دست هم دل به کار دادند. همه چیز را از صفر شروع کردند: «شاید باورتان نشود حتی در منطقه آزاد، با درصد بالایی نسبت به سرزمین اصلی وام میدهند، ما از هیچ تسهیلاتی استفاده نکردیم و از این مسئله هم باکی نداشتیم.» پس دلیل موفقیت آنها در این شرایط سخت و پیچیده چیست؟ «ما برای ساعتبهساعت زندگیمان برنامهریزی میکنیم. با اینکه خیلی وقتها تحت شرایط قرار میگیرد اما برنامهریزی درنهایت به کمک ما میآید. این را هم باید بپذیریم که ریسکپذیری مهمترین رکن یک کارآفرین به شمار میرود. ما زندگی در تهران را رها کردیم و به منطقهای با امکانات کمتر آمدیم.» اینگونه است که مژگان در سال 92 و 93 کارآفرین برتر استان میشود و سال گذشته هم عنوان کارآفرین برتر کشور را از آن خود میکند. توصیه او به کسانی که میخواهند وارد کارآفرینی و کارهای تولیدی شوند این است که به آن کار علاقه داشته باشند چون سختیهای آغاز کار آنقدر زیاد است که اگر علاقه نباشد، وسط کار میبرند. از طرفی نباید یکدفعه و بدون آگاهیهای لازم کاری را شروع کرد. باید حتما آموزش دید و مهمتر از همه کفش آهنی پوشید تا بتوان مجوزهای لازم را گرفت.اما آنچه نباید فراموش کرد، کار است و کار و کار: «من و همسرم مدام در حال کار کردن هستیم. شاید باورتان نشود، کمتر از 5 ساعت میخوابیم. دختر چهارسالهای دارم که پرستار دارد. اگر وقت استراحت پیدا کنم تمام وقتم را با او میگذرانم و این تنها زمانی است که من و همسرم برای خودمان و فرزندمان گذاشتهایم. تازه این را هم باید بگویم که آنیسا کل جریان زندگی ما را تغییر داد. تا پیش از به دنیا آمدن او، ما همین وقت را هم برای خودمان نمیگذاشتیم.»
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




