باید روی تولید محتوای حرفه‌ای سرمایه‌گذاری کرد

رضا خجسته‌رحیمی:

باید روی تولید محتوای حرفه‌ای سرمایه‌گذاری کرد

رضا خجسته‌رحیمی؛ سردبیر ماهنامه «اندیشه پویا»

وضع مطبوعات امروز ما مصداق شعر معروف اخوان ثالث است که می‌گوید نعش آن، روی دستمان مانده است. صحبت‌کردن درباره اینکه چرا مطبوعات در کشور ما این‌چنین گرفتار و پرمعضل شده‌، نیازمند آسیب‌شناسی جدی است. معضلات مطبوعات ما در درجه اول ماحصل نگاه کمّی متولیان امر از جمله وزارت ارشاد به این حوزه و غلبه آن بر رویکرد کیفی است. به‌ویژه در سال‌های اخیر که تولی‌گری عرصه مطبوعات به بدترین شکل ممکن اجرا شده است. نگاه کمّی به مطبوعات در سال‌های اخیر در ابتدا مبتنی بر آزادسازی اعطای مجوز برای انتشار بود که امروز هم در گزارش عملکردها از آن به‌مثابه یکی از برگ‌های زرین افتخار یاد می‌شود. در این ایده مثل تمام خصوصی‌سازی‌ها و آزادسازی‌ها دقیقا در زیر این شعارهای فریبا، اتفاقات غریبی در عرصه مطبوعات کشور ما رخ داد و منجر به شکل‌گیری مناسبات عجیب رانتی در توزیع یارانه شد. دقیق‌تر اینکه وضع امروز مطبوعات ما نتیجه نگاه کمّی متولیان امر است که نقشی معکوس در تولید محتواهای کیفی و تولیدات حرفه‌ای روزنامه‌نگاری داشته و از قضا در بدنه مطبوعات کشور نیز حامیان سرسختی دارد. به عبارت دیگر قانون‌گذاران در وزارت ارشاد برای افراد صاحب‌نفوذ، قانون وضع کرده‌اند که مثال بارز آن، طرح خرید نشریات برگشتی و اهدایی است. طرحی که نتیجه‌اش اعطای 30درصد کل یارانه به یک موسسه با چهل نشریه بود. بدتر آنکه مقولاتی از این دست، کوچک‌ترین واکنش‌ و بازتابی در میان روزنامه‌نگاران نداشت و این به نظرم آخرین میخی بود که به تابوت مطبوعات زده شد. گویی اصلا نه خانی آمده و نه خانی رفته. این اتفاق نشان می‌دهد، مدیران مطبوعات ما بیش از آنکه نگاه به مخاطبان خود را اولویت قرار دهند، تمام هم‌وغم خود را به یارانه‌های بخور و نمیر وزارت ارشاد دوخته‌اند. این آسیب جدی است و اگر از احیای مطبوعات سخن می‌گوییم در درجه اول باید ببینیم آیا می‌توانیم تن بی‌جانمان را از نگاه یارانه‌محور و کمّی متولی مستقل کنیم. مسئله دیگر این است که برعکس تصور رایج از دوران بهار مطبوعات، در این برهه‌ها روزنامه‌های ما سیاست‌زده شدند و در مرحله بعد هم مرگ مطبوعات را رقم زدند. در دوران بعد از اصلاحات بود که مطبوعات به‌وسیله‌ای برای فعالیت‌ها و پروژه‌های سیاسی بدل شد. از این گذشته در دوران کنونی دیگر خبری از سنت روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و آموزش‌دیده در محیط‌های آکادمیک نیست. خلاصه اینکه با نگاه کمّی نهادهای متولی‌ و سیاست‌گذاری‌های نادرست و اوضاع نابسامان اقتصاد مطبوعات، دشوار است روزنامه‌ها و نشریات را سرپا نگه داشت یا احیا کرد.متاسفانه ما در شرایطی ناچار به رقابت با فضای مجازی شده‌ایم که مدت‌ها پیش مرجعیت اجتماعی مطبوعات را از بین برده‌ایم. این در حالی است که اگر مرجعیت روزنامه‌ها پابرچا بود، حالا می‌شد با راهکارهای بهتری برای رقابت با فضای مجازی نسخه‌پیچی کرد. از سوی دیگر، دخالت متولی‌گرایانه دولت اثرات خود را برجای گذاشته و نتیجه‌اش این شده که به‌جای سرمایه‌گذاری اصولی روی تولید محتوای روزنامه‌ها، اولویت را به مسائل کمّی داده‌ایم و باقی گویی علی‌السویه شده است. اگر ما می‌خواهیم به احیای مطبوعاتمان فکر کنیم، باید به فهمی درباره آسیب‌های متولیان و لزوم سرمایه‌گذاری روی محتوا دست یابیم و در مسیر اجرای ایده‌هایمان نیز از نسل‌های گذشته روزنامه‌نگاری و کسانی که از این وادی به حاشیه رفته‌اند، استفاده کنیم. این وظیفه سردبیران و مدیران روزنامه‌هاست که مغناطیس و فضایی ایجاد کنند که بزرگان و قدیمی‌های این عرصه به صحنه بیایند و محتوای مناسب ایجاد کنند. اگر تولید محتوای مطبوعات ارتقا نیابد، اساسا صحبت‌کردن از رقابت با فضای مجازی بی‌فایده است.  
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه