نگاه
کارآفرینی، میانبر اشتغال و توسعه پایدار
دکتر حسین مزینی - عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی
بیکاری یکی از بزرگترین معضلاتی است که توازن و تعادل جامعه را برهم میریزد و در عرصههای اجتماعی، اقتصادی، روانی و سیاسی بحرانهای متعددی را به وجود میآورد. این چالش همچنین پیامدهایی را در پی دارد. مواردی چون ناامنی، فقر، ناهنجاریهای روانی، بزهکاری، مهاجرت، قاچاق مواد مخدر و طلاق و... از شایعترین عوارض بیکاری شناخته شدهاند. اطلاعات برگرفته از مرکز آمار نشان میدهد که نرخ بیکاری در سالهای اخیر به وضعیت نگرانکنندهای رسیده که یکی از ریشههای اصلی آن نرخ مشارکت اقتصادی و ناتوانی در ارائه اشتغال است. در حالی که نرخ بیکاری در سال 1394 حدود 11 درصد اعلام شده، نرخ مشارکت اقتصادی به 2/38 درصد رسیده است. عمده بار بیکاری هم بر دوش جوانان 15 تا 24ساله است که با 26 درصد بیشترین سهم بیکاری را از آن خود کردهاند. وضعیت زمانی نگرانکنندهتر میشود که نرخ بیکاری در میان فارغالتحصیلان بهخصوص دانشآموختگان رشتههای فنی را مورد توجه قرار دهیم که اصولا زمینه کاری بهتری برای آنها در بازار کار باید فراهم باشد. طبیعتا در ریشهیابی مشکل ابتدا باید به نظام دانشگاهی عرضهکننده نیروی کار توجه کرد و در مرحله بعد هم به عملکرد دولتها و ناتوانی آنها در ایجاد فضای کسبوکار عنایت داشت. یعنی حجم عظیم پمپاژ فارغالتحصیلان از 175 هزار نفر در سال 1357 به 4 میلیون و 280 هزار دانشجو در سال 1394 رسیده که بخش اعظم آنها نیز به تحصیلات تکمیلی گرایش دارند و همین مسئله فضای کسبوکار را نیز تحتالشعاع قرار داده است. اشکالی که در این روند وجود دارد، ناتوانی ما در پیوند تولیدات علمی با فضای تجارت و محیط کسبوکار است. هرچند نوع نظام آموزشی ما و ارزشهای حاکم بر آن در تحلیل وضعیت کنونی مهم است اما مشکل اینجاست که دانشگاههای ما کارآفرین تولید نمیکنند بلکه صرفا دانشجویان علمی تربیت میکنند و به جامعه تحویل میدهند. نظام آموزشی در دانشگاهها باید مبتنی بر کارآفرینی و تربیت کارآفرین برای تولید ثروت باشد. این فرایند علاوه بر نوع نظام آموزشی و اهمیت تربیت نیروی کار متخصص به برخی سازوکارهای هدایتگر هم احتیاج دارد. یکی از اقداماتی که بسیاری از کشورها در راستای تقویت برنامههای تحقیق و توسعه انجام دادهاند، ایجاد و توسعه مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری است. این مراکز نهتنها شکافهای موجود بین دانشگاهها و سایر بخشها مانند صنعت، کشاورزی،و بهداشت را رفع میکنند، بلکه روند انتقال فناوری و دانش را نیز تسهیل میسازند. درواقع این مراکز رابطهایی هستند که ارتباط میان مراکز علمی و بازار کار را ایجاد میکنند و همگی فارغ از عنوانی که به آنها اطلاق میشود، ماهیتا یک کار را انجام میدهند. این پارکها صرف نظر از ملاحظات علمی و توسعهای نقش زیادی هم در ایجاد اشتغال داشتهاند. در شرایط موجود با توجه به چندین دهه تجربه جهانی در زمینه مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری، ادبیات بسیار مفصل و غنی جمعآوری شده که میتواند برای ایران بسیار مفید و موثر واقع شود. نکته دوم این است که عملکرد کشورها در زمینه مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری حکایت از آن دارد که میتوان این نهادها را تجربهای موفق در زمینه نهادسازی جهت توسعه علمی و اقتصادی تلقی کرد. امروزه ظرفیت نهفته در مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری در زمینه متغیرهای کلان اقتصادی چون توسعه فضای کسبوکار، فرایند خروج از رکود، خلق ارزشافزوده، توسعه صادرات و بهویژه مقوله اشتغال و نهادینه شدن اقتصاد دانشبنیان شناخته شده است. با این حال میتوان راهکارها و راهبردهایی برای رشد و توسعه مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری به منظور بهبود اشتغال فارغالتحصیلان و مبارزه با بیکاری در کشور پیشنهاد داد که بر متغیرهای اقتصادی و همچنین وضعیت نیروی کار کشور ما موثر باشند. در میان راهکارهای پیشنهادی، ساختارسازی جهت انجام مطالعات امکانسنجی اقتصادی طرحها، توسعه و نهادینه کردن بورس ایده بهعنوان شرط لازم جهت شکلگیری اقتصاد دانشبنیان، طراحی سازوکار عملیاتی بهرهگیری از ظرفیتهای بینالمللی و حرکت به سمت اقتصادی کردن فعالیت پارکها و افزایش استقلال آنها و سرانجام تعیین جایگاه پارکها و مراکز رشد بهعنوان جزئی از برنامه توسعه ملی و منطقهای کشور و از همه مهمتر حرکت به سمت دانشگاه کارآفرین قابلذکر است.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




