توقع از زندگی در دوران بازنشستگی

یادداشت

توقع از زندگی در دوران بازنشستگی

ولي بختياري؛ محقق در امور توانمندسازي پيشکسوتان

با گفت‌وگویی که با تعدادی از عزیزان پیشکسوت در خصوص زندگی و توقعات آن‌ها از زندگی در دوران بازنشستگی داشتم، پاسخ‌های عجیب‌وغریبی دریافت کردم. اکثر آن‌ها معتقد بودند، در دوران بازنشستگی دیگر چیزی از زندگی نمی‌خواهند و همین که بدانند فرزندان آن‌ها، سروسامان گرفته‌اند و دیگر نیازی به آن‌ها ندارند، برایشان کافی است.حتی یکی از پیشکسوتان گفت، همه فرزندانم سروسامان گرفتند و فقط من و همسرم هستیم با یک حقوق بازنشستگی که آن‌هم برای هر دو ما کافی است.آیا به‌راستی، این حقوق برای گذران زندگی دو نفر کفایت می‌کند؟
این سوالی است که همگان به‌خوبی با پاسخ آن آشنا بوده و می‌دانند که جواب، منفی است، اما چرا ما در دوران بازنشستگی، سطح توقع خودمان از زندگی را تا این حد، پایین می‌آوریم.
شاید فکر می‌کنیم، دیگر توانایی افزایش درآمدمان را نداریم و به‌ناچار باید خود را با شرایط موجود وفق داده و با همان سطح درآمد هماهنگ کنیم و باز هم همان ضرب‌المثل اشتباه که می‌گوید «پایت را به اندازه گلیمت دراز کن» و به اندازه جیبت خرج کن و زندگی‌ات را به اندازه درآمدت برنامه‌ریزی کن، تداعی می‌شود. کاملا واضح است در این دوران که روز‌به‌روز، قدرت خرید ما کاهش می‌یابد، نیاز است که مدام برنامه‌ریزی‌مان را مجددا اصلاح کنیم.اما در اینجا یک سوال پیش می‌آید: تا چه زمان باید براساس درآمد اندک برای زندگی‌مان برنامه‌ریزی کنیم؟
تعدادی از افراد بازنشسته سطح آن را به درآمد و حقوق خود، منوط می‌کنند و تعدادی نیز می‌گویند تا زمانی که نفس داریم.چرا همیشه باید خودمان را با شرایط موجود تطبیق دهیم و نتوانیم شرایط دلخواهمان را بسازیم؟
در حال حاضر با توجه به شرایط اقتصادی قیمت خیلی از اقلام افزایش یافته و این موضوع معیشت قشر خاصی را تحت‌تاثیر خود قرار داده است، اما افرادی عقیده دارند، به‌جای اینکه از این شرایط غصه بخورند، به فکر این هستند که در این شرایط چه کار باید انجام داد.
شاید تعدادی از عزیزان این‌گونه پاسخ دهند که خُب ما حقوق خود را از صندوق‌ها و دولت دریافت می‌کنیم و برای افزایش درآمد کاری از دستمان برنمی‌آید.بله، شاید پاسخ شما درست باشد، اما پاسخ قانع‌کننده‌ای نیست، چراکه همگان می‌دانند که صندوق‌ها و دولت اگر قصد افزایش حقوق هم داشته باشند، این فرایند زودبازده نخواهد بود و تا آن زمان باید منتظر بمانیم، بنابراین باید خود قدمی برای تغییر در زندگی برداریم.بنا بر تئوری «انتخاب» که پروفسور «گلاسر»، بنیان‌گذار آن، می‌گوید، وضعیت فعلی ما، نتیجه انتخاب‌های گذشته ما بوده، لکن اگر می‌خواهیم وضعیت ما تغییر یابد، باید الان انتخاب‌های متفاوتی داشته باشیم تا بتوانیم شاهد وضعیت جدیدی در زندگی خود باشیم. حال انتخاب با ماست که چه وضعیتی را برای زندگی آینده خود می‌خواهیم؛ خلق زندگی جدید، یا انتظار آینده نامعلوم؟
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه