تغییر فاز اقتصادی برنامه بلندمدت میخواهد
مرتضی عزتی؛ کارشناس اقتصادی
در مورد سیلاب بهار98 و بازسازی مناطق آسیبدیده از سیل، نکاتی وجود دارد که باید به آن توجه کرد. برآوردهایی که از خسارات ایجادشده توسط سیل انجام شده، نشان میدهد وقوع سیل به بخش زیادی از زیرساختهای شغلی و تولیدی در مناطق سیلزده آسیب زده است که جبران آن بهراحتی امکانپذیر نیست. بیشترین آسیب به زیرساختهای کشاورزی واردشده و صنعت در مرتبه بعدی قرار دارد. در برخی استانها زمینهای کشاورزی خسارت شدید خورده و در برخی دیگر زمینهای کشاورزی کاملا از بین رفته است و حداقل تا چند سالی امکان احیای مجدد آن وجود ندارد. دولتها معمولا در چنین شرایطی با تزریق تسهیلات بانکی یا مبالغ بلاعوض که البته بخش محدودی از نیاز این مناطق را پوشش میدهد، سعی در ترمیم ویرانیها یا حداقل تسکین درد مردم این مناطق دارند که طبیعتا در بلندمدت سیاستگذاریها و قوانین جدیدی را میطلبد. تجربه اعطای تسهیلات بانکی یا پرداخت بستههای حمایتی در مناطق زلزلهزده کرمانشاه نشان داد، دولت با این سیاستها نمیتواند به بهبود شرایط این مناطق یا بازسازی کامل واحدهای مسکونی و احیای بخشهای تولیدی و فرصتهای شغلی بپردازد، بنابراین ضرورت دارد دولت با درس گرفتن از تجربه سابق، در خصوص مناطق سیلزده، راه گذشته را طی نکند. از سوی دیگر، باید توجه کرد کسانی که در مناطق سیلزده سکونت دارند، دچار آسیبهای جدی اقتصادی، اجتماعی و حتی روانی ناشی از سیل شدهاند که امکان تحمیل تغییرات جدید به این مناطق را از آنها سلب میکند. شاید این تصور وجود داشته باشد که با تغییر بافت و بستر شغلی کسبوکارها در مناطق سیلزده که اینک با تخریب واحدهای صنفی سنتی؛ بستر آن فراهم شده است، میتوان هم به بهبود تکنولوژی در این مناطق و هم به اقتصاد کشور بهطور کلی کمک کرد.
به بیان دیگر این باور در برخی مسئولان و صاحبنظران وجود دارد که اکنون که مشاغل سنتی خواهناخواه بهدلیل سیل از میان رفته، سرمایههای بازسازی را صرف جایگزینی مشاغل نوین و دانشمحور با مشاغل سنتی و قدیمی کنیم، اما نباید از این امر غفلت کرد که تغییر فاز اقتصادی یک منطقه یا تغییر مدل کسبوکارهای یک محدوده جغرافیایی به فوریت امکانپذیر نیست و زمان زیادی نیاز خواهد داشت. ما مدلهایی از ایجاد دهکدههای فناوری در دنیا سراغ داریم که موفق عمل کردهاند و سرعت شکلگیری آنها نیز به نسبت بالا بوده، اما اگر به سوابق این کشورها بنگریم متوجه میشویم اقتصاد این کشورها از اقتصاد سنتی متکی به تولیدات ارزشافزوده پایین از مدتها قبل به اقتصاد دانشمحور و متکی به محصولات فناورانه و دانشبنیان تغییر جهت داده بوده است. بسیار خوشبینانه است اگر تصور کنیم این اتفاق در مناطق سیلزده ایران که از محرومترین مناطق کشور هستند، نیز بهسرعت خواهد افتاد. از طرفی حضور مشاغل جدید در مناطق سیلزده بهراحتی میسر نیست. به این معنی که سرمایه اجتماعی و انسانی لازم برای انجام این کار با وجود تفاوتهای قومیتی، شغلی و جغرافیایی در استانهای درگیر سیل، فراهم نیست. اگر بخواهیم واقعبینانه به امکان و احتمال حضور استارتآپها و شرکتهای دانشمحور در مناطق سیلزده در شرایط موجود کشور بنگریم میتوان نقش این شرکتها را در شتاب بخشیدن به فعالیتهای دولت و دیگر ارگانهای ذیربط در اقدامات بازسازی و حمایتی که بهصورت سنتی هنگام وقوع این سوانح انجام میشود، خلاصه کرد. البته بخش خصوصی توان و تمایل حمایت از شکلگیری هستههای استارتآپی در مناطق سیلزده را دارد. کمکهای گسترده بخش خصوصی و مردم به مناطق سیلزده نشان داد، این بخش هم بهلحاظ انسانی و هم بهلحاظ سرمایهای آمادگی همکاری با استارتآپها برای کمک به مناطق سیلزده را دارد، اما برخلاف کمکهای حمایتی که اعزام آنها بهصورت خودجوش به مناطق سیلزده گرهگشای بسیاری از مشکلات بود، ترغیب و حمایت از استارتآپها به حضور در مناطق سیلزده یا دیگر مناطق آسیبدیده از حوادث طبیعی نیازمند بسترسازی و جهتدهی توسط دولت است. دولت میتواند در ازای بخشش سهم مالیاتی صاحبان کسبوکارهای دانشبنیان یا اعطای مشوقهای تسهیلاتی به آنها، بخش خصوصی را به مناطق سیلزده هدایت کند. حتی مبلغی که از شرکتهای بزرگ بهعنوان مالیات اخذ میشود را میتوان نادیده گرفت و به این ترتیب درآمد مالیاتی را بهصورتی هدفمند صرف توسعه فعالیتهای دانشمحور در این مناطق کرد. اگر این شرکتها از استارتآپها و فعالیتهای دانشبنیان در مناطق آسیبدیده از سوانح طبیعی حمایت کنند یا فعالیتهای نوآورانه خود را به این مناطق منتقل کنند، میتوان به بازگشت شرایط عادی به محیط کسب و کار این مناطق امیدوارتر شد. طبیعی است انجام این اقدامات عزم جدی دولت و اصلاح رویکردها را میطلبد، ولی در حال حاضر مسئولان بیشتر بر همان اقدامات و راهکارهای قدیمی برای بازسازی تمرکز دارند.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




