َ دورزدن قانون تحت عنوان طلاق صوری یا ازدواج مصلحتی، تا چه اندازه میتواند مانع حمایت از افرادی باشد که واقعا محق دریافت چنین حمایتهایی هستند؟ با توجه به اینکه این عمل از نظر اخلاقی و شرعی نیز مذموم است، زیرا این منابع متعلق به دولت نیست که بتوان بهنوعی بهرهمندی از آنها به هر شکلی را مثلا تبعیض مثبت برای زنان دانست. حتی خود دولت هم به کارگران بدهکار است و درواقع، این مستمریها از جیب کارگرانی پرداخت میشود که حقبیمه پرداخت میکنند و این گونه پرداختیها بخشی از منابع آنها را میبلعد.
شما بحث کارگران را عنوان کردید، اما در طلاقهای صوری و ازدواجهای مصلحتی که به هر دلیلی انجام شوند، قطعا مدیون شدن به بیتالمال مطرح میشود و این دین همیشه بر گردن آنهاست، چراکه بعد از فوت والدین یا همسر، پولی را دریافت میکنند که درواقع متعلق به آنها نیست. یک مرد 80ساله اگر همسری 70ساله داشته باشد پس از فوت او، اغلب 10 یا 20 سال دیگر مستمری او به همسرش تعلق میگیرد یا دختری که ازدواج نکرده طبق قانون بلامانع است و میتواند مستمری والدین خود را دریافت کند، اما وقتی که فرد بهعنوان یک نیروی جوان، طلاق میگیرد و بهصورت صیغه 99ساله مجددا با همسر خود ازدواج میکند یا اینکه دختر جوانی به عقد فرد مسنی در میآید، از نظر شرعی این اشکال را دارد که پولی که تامیناجتماعی باید بهطور مثال، تا 10سال پرداخت کند به اجبار باید تا 50 یا 70سال دیگر هم پرداخت کند آن هم برای کاری که انجام نشده است. چون کاری در قبال این پول انجام نشده چنین دریافتی از ریشه حرام تلقی میشود. درواقع، زن جوانی که شوهر دارد و در حالی که همسرش در قید حیات است و از درآمدهای زندگی او استفاده میکند، تحتپوشش والدین خود هم قرار میگیرد قطعا کار او از نظر شرعی اشکال دارد و خود را مدیون بیتالمال میکند.
به نظر شما اینگونه رفتارها از سوی بخشی از زنان جامعه ریشه در چه مسائلی دارد؟
ریشه این اتفاق در این است که اولا زنهای جامعه ما امنیت مالی و اقتصادی ندارند و از طرفی، حتی زنان خانهدار اگر مطلقه شوند هیچگونه حمایت اجتماعی از آنها صورت نمیگیرد، بنابراین دولت باید برای این افراد، یعنی قشر عظیمی از زنان جامعه که یا ازدواج نکردهاند یا درآمدهای پایینی دارند، برنامهریزی مناسبی انجام دهد. بنده بارها در سالهای گذشته، زمانی که مدیرکل بهزیستی بودم به این نکته اشاره کردم که زنان خانهدار باید بیمه شوند و بتوانند غیر از بحث بیمه همسر، از مزایای بیمه بازنشستگی و... استفاده کنند، زیرا ممکن است که اصلا طلاق اتفاق بیفتد و این مزایا برای زوجه قطع شود یا زوج مجددا ازدواج کند. اگر دولت برای زنانی که خانهدار هستند؛ چه آنهایی که همسر دارند و چه آنهایی که جدا شدهاند، برنامهریزی مناسبی انجام دهد دیگر شاهد این اتفاق نخواهیم بود که زنی از ترس آینده خود، دست به چنین کاری بزند.
طلاقهای صوری و ازدواج زنان جوان با افراد مسن به این منظور، تا چه اندازه میتواند آسیبهای اجتماعی را افزایش دهد و چقدر در بالارفتن آمار طلاق تاثیرگذار است؟
به هر حال، ازدواج بین افراد جوان و افراد مسن چه زن باشند و چه مرد، بهدلیل اختلاف دیدگاه نسبت به مسائل روز، تواناییها و تقاضاهای ازدواج، مسائل خانوادگی، زناشویی، رفاهی، وجود فاصله نسلی، قدرت جنسی متفاوت و نکاتی از این دست، باعث میشود از روز اول این رابطه یک رابطه تصنعی متکی بر مسائل مالی باشد، بنابراین احتمال بروز خیانت در چنین ازدواجهایی به میزان بسیار زیادی وجود دارد و امکان کشیدهشدن به روابط خارج از محیط خانوادگی بسیار بالاست. همچنین احساس تحقیری که در مرد نسبت به تواناییهایش بهوجود میآید ممکن است به احساس بدبینی منجر شود و مردی که میتواند سالمندی خود را با آرامش سپری کند به استرس، اضطراب، افسردگیهای متعدد و احساس تحقیر نفس، دچار شود که این موارد حتی میتواند در کاهش عمر فرد نیز موثر باشد، بنابراین صرفنظر از مسائل شرعی، اقتصادی و آسیبهایی که به ریشه اقتصاد و بیتالمال وارد میشود، در این طلاقها و ازدواجهای صوری، بهنوعی ازهمگسیختگی خانوادگی نیز مستتر است و چون این ازهمگسیختگی از ابتدا وجود دارد اگر فرزندی هم در این میان به دنیا بیاید فاجعههای بزرگتری اتفاق خواهد افتاد و باید منتظر آسیبهای اجتماعی مثل خانوادههای نابسامان، خروج زن یا مرد از دایره تعهدپذیری خانواده، ایجاد اضطراب، مشکلات جنسی و امثال آنها باشیم. باید مراقب بود، زیرا این پدیده، هم میتواند میزان طلاق را تا حد زیادی افزایش دهد و هم ممکن است به خیانت، فحشا و امثال آن منجر شود.
اینگونه رفتارها چه تاثیری بر تضعیف بنیان خانوادهها دارد؟
در واقع این دسته از افراد با این کار امنیت اجتماعی را کاهش میدهند. امنیت اجتماعی و سلامت روحی و روانی جامعه چه متعلق به زنان باشد و چه متعلق به مردان، به هر حال، یکی از بنیانها و شاخصهای سلامت اجتماعی است. در جوامعی که خانوادهها بهصورت منسجم هستند، یکی از شاخصهای سلامت اجتماعی بحث ارتباط محکم خانوادهها، آمار پایین طلاق، خانوادههای شاد و... است. قطعا چنین خانوادهای، یک خانواده بالنده نخواهد بود، بلکه یک خانواده حداکثر معمولی است که ارتباط بین اعضای آن به خوردوخوراک، روابط جنسی و مانند آن محدود میشود وگرنه چگونه میتوان انتظار داشت که یک مرد سالخورده و یک زن جوان بتوانند نسبت به مسائل اجتماعی دیدگاه یکسانی داشته باشند، بنابراین نوعی طلاق عاطفی اتفاق میافتد و رشد و بلوغ و بالندگی در این خانوادهها رخ نمیدهد که این خود یک آسیب بزرگ است. فرزندی هم که در این خانوادهها بهدنیا میآید یا حاصل ازدواجهای قبلی زوجین است، با مشکلات متعددی روبهرو خواهد بود.
چه راهکاری برای کاهش این پدیده و پیامدهای آن میتوان ارائه داد، همچنین برای اینکه این گروه از زنان بیشتر به تواناییهای خود متکی شوند و نقش اجتماعیشان را ایفا کنند و به حداقلهایی مانند مستمری گرفتن قانع نشوند؟
بهترین راهکار برای این پدیده یا پدیدههایی مشابه آن، ایجاد برابری جنسیتی است و وادارکردن نهادها به اینکه درصدی از استخدامها را برای زنان کنار بگذارند. همچنین وادارکردن دولت به اینکه حتما بودجهای برای بیمه زنان خانهدار و دخترانی که به تجرد قطعی رسیدهاند، کنار بگذارد. تامیناجتماعی نیز در تسهیلات و امتیازاتی برای زنان مجرد قائل شود، دولت هم طلب این سازمان را پرداخت کند و با همکاری یکدیگر، برای زنان خانهدار مقداری امنیت اجتماعی ایجاد کنند. البته در کنار آن، بخشی از پرداختها هم باید توسط همسر یا خود زنان یا دختران مجرد با درصد کمتری انجام شود. بهطور مثال، دولت کارفرما باشد و این افراد بهعنوان کارگر با پرداخت درصدی، بیمه تامیناجتماعی شوند و زمان کمتری هم برای آنها در نظر گرفته شود تا بهطور مثال، بعد از 20سال بتوانند از مزایای بیمه تامیناجتماعی استفاده کنند. انجیاوها، نهادها و بنگاههای تولیدی نیز میتوانند در این زمینه فعال شوند و بهنوعی از این جریان حمایت کنند. ما در کشور، دهها خیر مدرسهساز، بیمارستانساز و خانهساز برای زلزلهزدگان و... داریم، چرا خیرینی نداریم که به زنان بیوه، زنان خانهدار، دختران مجرد و... تحتپوشش تامیناجتماعی کمک کنند.
بنابراین سخن آخر اینکه امید میرود بحث اشتغال برای زنان جدی گرفته شود و با بحث افزایش مشارکت اجتماعی و استفاده از انجیاوها و آموزش بهعنوان کلید طلایی، بتوان تسهیلات و امکاناتی را برای زنان و دختران جامعه فراهم کرد که این مشکل در جامعه حل شود و مسائل مالی و اقتصادی جلو بالندگی و رشد زنان و دختران ما را نگیرد.