ارز تک‌نرخی وتولید داخلی

یادداشت

ارز تک‌نرخی وتولید داخلی

محمدحسین فلاح - عضو هیئت‌مدیره انجمن مدیران صنایع

دولت یازدهم و مسئولان آن، سیاست تک‌نرخی کردن ارز را به‌عنوان سیاستی محوری در اقتصاد کشور از پیش اعلان کرده و مبانی و الزامات آن را شرح داده‌اند. دکتر اکبر کمیجانی، قائم‌مقام رئیس‌کل بانک مرکزی، خبری داده که باید آن را در ادامه زمینه‌سازی دولت و بانک مرکزی برای اجرای این سیاست تفسیر و ارزیابی کرد. بر همین اساس از قبل مشخص بود که قرار است امسال (1395) ارز تک‌نرخی شود. شاید بپرسید آیا دولت فکر همه جای کار را کرده؟ باید گفت وقتی دولت با چنین اراده‌ای وارد میدان شده و عزم خود را برای تک‌نرخی ارز جزم کرده، حتما فکر همه جایش را کرده است. در این راستا یکی از ملزومات، ذخایر ارزی موجود در خزانه بانک مرکزی است. گفته می‌شود بانک مرکزی به‌عنوان سیاست‌گذار پولی کشور باید خزانه‌ای مملو از دلار و ارز داشته باشد. این درست است. اما تنها ملزومِ این اقدام نیست. زیرا از سوی دیگر باید به منابع ارزی فراوانی که نزد مردم وجود دارد نیز نگاه کرد. تنها راه به میدان آوردن این منابع، تک‌نرخی کردن ارز است. مردم دیگر مانند گذشته اعتقادی به سفته‌بازی و کسب سود از بازار ارز ندارند، زیرا این بازار دیگر مانند گذشته سودآور نیست.
اعتقاد دارم راهی که دولت در تک‌نرخی ارز در پیش گرفته راه درستی است و هیچ راه دیگری جز این وجود ندارد. افراد زیادی هستند که ساز ناکوک می‌زنند و با این اقدام مخالف هستند. دسته‌ای از این مخالفان، برخی واردکنندگان هستند. جز مقطعی خاص در دولت اصلاحات، سی سال است که ارز تک‌نرخی نشده و حالا دوباره می‌خواهد با قیمتی واحد در بازار عرضه شود. گروهی از واردکنندگان همواره می‌گفته و می‌گویند که وقتی ارز تک‌نرخی شود، باید منتظر افزایش سطح قیمت کالاها بود. این شاه‌بیت کلام آن‌هاست. می‌گویند تورم نتیجه قطعی تک‌نرخی شدن ارز است. این باور کاملا صحیح است که وقتی ارز تک‌نرخی می‌شود، صادرات تقویت و واردات کاهش می‌یابد. به این ترتیب تقاضا در بازار افزایش و عرضه کاهش می‌یابد؛ این یعنی تورم. اما وقتی در اقتصاد ما رکود به طور کامل حاکم است و بازار داخلی کشش ندارد، باید دنبال کشش در بازارهای خارجی گشت. باید با افزایش صادرات، تولید داخل را رونق داد. اینکه گفته می‌شود نباید بیش از این ارزش پول ملی را کاهش داد تا صادرات افزایش یابد، اشتباه است. ما سال‌هاست به شکل صوری ارزش پول ملی خود را بالا نگه داشته‌ایم. این مسئله تا به حال نتایج واضح و مشخصی دربرداشته است. در تمام این سال‌ها قاچاق و واردات افزایش یافته است. آیا این مطلوب و منظور نظر ماست؟ بیکاری وحشتناک کشور محصول همین نگاه و تدبیر است. در صورتی که نرخ ارز واقعی و تک‌نرخی شود بیکاری هم در کشور بهبود پیدا می‌کند، زیرا صادرات افزایش می‌یابد. ملزوم افزایش صادرات، افزایش تولید است. تولید، نیروی کار می‌خواهد و به این ترتیب بیکاری کم می‌شود.
علاوه بر این باید دید مردم گرانی را بیشتر تحمل می‌کنند یا قدرت خرید ضعیف را. به باور من مردم در صورت داشتن قدرت خرید بالاتر، حاضرند تورم را تحمل کنند. اگر پول از طریق کار و ایجاد اشتغال به مردم تزریق شود، قطعا گرانی مقطعی را تحمل خواهند کرد. اما کسانی که به دلیل تبعات مربوط به گرانی کالاها، معتقد به تک‌نرخی شدن ارز نیستند، حتما می‌دانند که در حال حاضر هم بیکاری وجود دارد و هم قدرت خرید ضعیف است. در تمام طول سال‌های اخیر، مابه‌التفاوت پایین بودن نرخ تمام‌شده کالا و نرخ واقعی آن را شبکه توزیع بلعیده است.
به نظر من دولت از پس تک‌نرخی کردن ارز برمی‌آید. توان دولت تدبیر و امید کمتر از دولت اصلاحات نیست که زمانی توانست ارز را تک‌نرخی کند. اعتماد مردم به دولت‌ها می‌تواند پشتیبان تصمیم‌گیران و مجریان باشد. مردم به دولت یازدهم اعتماد خوبی دارند و دولت باید از این فرصت نهایت بهره را ببرد. اگر این اتفاق نیفتد، اعتماد مردم نیز از دست خواهد رفت.
 
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه