صندوق‌های بازنشستگی، قربانی پوپولیسم  شدند

گفتار یک

صندوق‌های بازنشستگی، قربانی پوپولیسم شدند

حجت‌الله میرزایی - معاون برنامه‌ریزی اقتصادی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی

صندوق‌های بازنشستگی ازجمله نهادهای مالی دنیای امروز هستند که از سایر نهادهای مشابه مانند بانک‌ها و بیمه‌های تجاری پیچیدگی به‌مراتب بیشتری دارند. نهادهایی چندکسب‌وکاره که از فعالیت بیمه‌گری تا خدمات درمانی، از مدیریت ذخایر در بازارهای مالی تا بنگاهداری و ارائه خدمات بازنشستگی به سالمندان و بازنشستگان را عهده‌دار شده‌اند و همین مسئله آن‌ها را به موسساتی پیچیده تبدیل کرده که نیازمند تخصص و الزاماتی در سه سطح مدیریتی، تکنیکال و حکمرانی هستند. آنچه امروز به‌عنوان چالش صندوق‌ها از آن نام می‌بریم با همین سه سطح تحلیل قابل‌بررسی است. گرچه مسئله مدیریتی همواره موضوعی مهم و مورد تمرکز کارشناسان بوده، اما مهم‌ترین عامل در رسیدن صندوق‌ها به وضعیت فعلی، مسئله حکمرانی است. به این اعتبار که صندوق‌ها نهادهایی بین‌نسلی هستند که از گذشته تا آینده، ذی‌نفعان متعددی دارند و همین مسئله ضرورت اصلاح نظام حکمرانی را در آن‌ها به‌شدت بالا می‌برد. علت دیگر نیز دارایی قابل‌توجه این صندوق‌هاست که نقش تعیین‌کننده‌ای در اقتصاد دارد. ارزش دارایی در ۳۰۰ صندوق بازنشستگی برتر جهان ‌بین ۱۰۰ تا ۱۸۰ درصد نسبت به تولید ناخالص داخلی آن‌هاست. در اقتصاد ایران با اینکه صندوق‌ها نحیف هستند، ارزش دارایی آن‌ها کم نیست و به حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد ارزش تولید ناخالص داخلی کشور می‌رسد. از حیث تعداد بنگاه‌ها نیز در 4 صندوق وابسته به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نزدیک به 370 بنگاه با مالکیت بیش از 34 درصد وجود دارد. این بدان معناست که این تصمیمات و نحوه اداره این صندوق‌ها در اقتصاد مهم و تاثیرگذار است و ضرورت حکمرانی خوب را صدچندان می‌کند. تجربه نشان می‌دهد آنچه امروز بر سر صندوق‌ها آمده، عمدتا ناشی از فقدان حکمرانی خوب در صندوق‌هاست. دولت‌ها متاسفانه در گذشته و در غیاب حکمرانی خوب که منجر به شفافیت، مشارکت و پاسخگویی می‌شود، بار بزرگی از تبعات برخی تصمیمات نابخردانه را بر دوش صندوق‌ها گذاشته‌اند و این نهادها و ذی‌نفعان عمدتا از آن‌ها آسیب دیده‌اند و هزینه این تصمیمات را پرداخته و می‌پردازند. در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 88 حدود 2 هزار میلیارد تومان بار مالی تحت عنوان «قانون همسان‌سازی» بر دوش سازمان تامین‌اجتماعی گذاشته شد که ادامه آن در سال‌های گذشته به 8 هزار میلیارد تومان رسیده است. هر چهار صندوق پیش از انتخابات ۸۸ و ۹۲ با‌ بار مالی بسیار بزرگ ناشی از تصمیمات پوپولیستی تحمیل‌شده از طرف دولت مواجه شدند و این غیر از دست‌کم 50 هزار نفری است که برای بالا بردن ارقام اشتغال به نیروهای انسانی بنگاه‌های این صندوق‌ها اضافه شده است. و این غیر از مدیرانی سیاسی است که به صندوق‌ها تحمیل شده‌اند و همچنان می‌شوند و پذیرفتن و نپذیرفتن آن‌ها، هرکدام هزینه‌های زیادی بر صندوق‌ها بار می‌کند. این‌ها بخشی از حکمرانی نامطلوبی است که هزینه‌ها را به صندوق‌ها و به همه ذی‌نفعان 55 میلیونی آن‌ها در یک دوره طولانی تحمیل کرده و وضعیتی را ایجاد کرده که هم مدیران صندوق‌ها، هم دولت و هم مشترکان آن‌ها روزهای سخت و توام با زیانی را سپری می‌کنند. هیچ سیاست اصلاحات مدیریتی و هیچ معجزه‌ای نمی‌تواند صندوق‌ها را از زیر بار مالی سنگین تحمیلی نجات دهد. این عملکرد ناامیدکننده و حکمرانی نامطلوب به کسری شدید هزینه‌های مصارف صندوق‌ها و حتی خودِ دولت منجر شده است. مطابق پیش‌بینی‌ها در سال آینده دولت نیازمند 50 هزار میلیارد تومان برای تامین کسری صندوق‌هاست که رقمی بزرگ‌تر از منابع یارانه‌هاست. همین‌قدر کافی است که بدانیم رقم پرداختی یارانه‌ها میان 23 میلیون خانوار توزیع می‌شود اما 40 هزار میلیارد کسری صندوق‌های بازنشستگی میان 6 میلیون خانوار. ارقامی که با ادامه روند فعلی سالانه افزایشی 15 درصدی به خود می‌گیرد که اساسا یا پرداخت آن غیرممکن است و یا پیامدهایی برای دولت ایجاد می‌کند. دولت نیز در چنین شرایطی نه می‌تواند آن را بپردازد و نه می‌تواند نپردازد. حتی اعلام کردن و یا نکردن بحران در صندوق‌ها نیز آثار و پیامدهایی در پی دارد که البته خود محصول فرآیندهای نامناسب تصمیم‌گیری درگذشته است. این دشواری مسئله پیچیده امروز صندوق‌هاست و تا مسئله حکمرانی خوب حل نشود، روزبه‌روز تهدیدهای حاصل از این بحران بیشتر و بیشتر خواهد شد.

ارسال دیدگاه