ساختمان نیمهکاره-176
تفاوت بچههای دیروز و بچههای امروز
مسعود مشایخی
دوستمان حسن دیروز پسرش را به ساختمان آورده بود. علی شش سال دارد. بچهای لاغر و نحیف با موهای خرمایی که روی پیشانیاش ریخته بود. کمحرف و خجالتی بود. از همان لحظه اول که وارد ساختمان شد، گوشی پدرش را برداشت و گوشهای نشست و مشغول بازی با آن شد. تا ظهر کارش همین بود. نه جنبوجوشی و نه سروصدایی. در همین موقع پدرش هرقدر اصرار کرد نتوانست او را از بازی با گوشی منصرف کند. قصد ندارم نسل خودمان را با نسل جدید مقایسه کنم و از شکاف عمیق بیننسلی صحبت کنم، چراکه بهگفته بزرگی، اگر دو نسل یک جامعه مثل هم فکر و عمل کنند آن جامعه یک جامعه خنثی و غیرپویاست. وقتی اصرار و توپ و تشرهای حسن را دیدم که روی پسر شش سالهاش اثر نکرد، ناخودآگاه یاد دوران کودکی خودم افتادم. خیلی خوب بهخاطر دارم تقریبا همسنوسال پسر حسن بودم که پدرم از سر کار آمده بود و داشت ناهار میخورد. وقتی پدر در خانه بود نباید هیچ حرکت و صدای اضافی از ما سر میزد و از او حساب میبردیم. داشتم میگفتم، پدرم از سرکار آمده و مشغول خوردن ناهار بود. داشتم با اسباببازیام بازی میکردم، نمیدانم چه اتفاقی افتاد که از دستم رها شد و به پدرم خورد. نگاه غضبآلودش را که دیدم دنبال سوراخ موش میگشتم تا خودم را مخفی کنم. بنده خدا پدرم هیچوقت ما را تنبیه نمیکرد. اما جذبه و اقتداری که داشت، ما تمام سعی خودمان را میکردیم کمتر مرتکب اشتباهی شویم. دوران ما حرمتها و احترام بزرگترها حفظ میشد و همه چیز سر جایش بود. اما بچههای امروزی مثل آن روزهای ما، احترام بزرگترها را نگه نمیدارند و آنها را تکریم نمیکنند. همه چیزشان مجازی شده. حرفزدنشان، غذا خوردن و گشتوگذارشان همه مجازی و غیرواقعی شده است. شاید ما اگر در این دوره به دنیا آمده بودیم یا اصلا در همان دوران، چنین امکاناتی داشتیم، مثل اینها رفتار میکردیم. اما ما با اینکه دوران بیامکانات و سختی داشتیم، اما دلهایمان بههم نزدیک بود و از بودن در کنار هم و بازیکردن با همدیگر لذت بسیار میبردیم. در این زمینه کارشناس و اهل فن نیستم که بگویم کدام شیوه تربیتی درست و کدام غلط است، اما فقط یک چیز را خوب میدانم و آن هم اینکه احترام گذاشتن به پدر و مادر و بزرگترها همیشه باید سرلوحه اخلاق همه نسلها باشد و شاید کم کاری و تسامح در این زمینه از خود ماست. از ماست که بر ماست.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




