مهمان ناخوانده فرانسوی اولین جرقه را زد!

گفت‌وگو با محمدعلی ناصریان و ملیکا عالمی، کارآفرینان حوزه گردشگری

مهمان ناخوانده فرانسوی اولین جرقه را زد!

یک اتفاق ساده، راه محمدعلی ناصریان و ملیکا عالمی را به سوی روستایی قدیمی در دامغان کج کرد. ماجرا از یک روز بهاری آغاز شد. یک گردشگر فرانسوی، مهمان یکی از دوستان آن‌ها شده بود و مایه دردسر. دوست آن‌ها در آن زمان که توریست آمده بود، درگیر کار دیگری بود، بنابراین مسافر فرانسوی را به آن‌ها سپرد تا شهرهایی از ایران را به او نشان دهند. آن‌ها راهی دامغان و خانه پدرشان شدند. مسافر شیفته خانه قدیمی روستای پدری آن‌ها شد. همین نخستین جرقه را در ذهن آن‌ها زد که این خانه را تبدیل به خانه بوم‌گردی کنند و از این پس، پذیرای مهمان‌های بیشتری شوند. از آن روز دیگر خانه هیچ‌‌وقت خالی نماند. تعدادی از روستایی‌ها بازگشتند و نور به روستا برگشت.

فاطمه علی‌اصغر

وقتی پرستو لانه کرد
«روز اولی که راهی خانه پدری همسرم شدیم. خانه نیمه‌ویرانه بود. فکر نمی‌کردیم که این خانه دوباره سر پا شود، ولی دست به کار شدیم و آغاز کردیم. دو سال پیش کار را شروع کردیم و کم‌کم به مرمت خانه پرداختیم. جالب اینجا بود، با اینکه خانه هنوز سر پا نشده بود خیلی‌ها به ما مراجعه می‌کردند که اینجا اقامت کنند.» ملیکا عالمی، مدیریت بوم‌گردی خانه پدری «ناصرلشکر» را به‌عهده دارد و حالا از محصولات روستائیان برای پذیرایی از مهمانان استفاده می‌کنند. در حال حاضر پنج نفر هم به‌صورت مستقیم اینجا دارای شغل هستند. اما تاثیرگذاری مهم راه‌اندازی این خانه بوم‌گردی در روستای عباس‌آباد این بود که روستائیان مهاجرت معکوس داشتند. حالا روستایی که در تاریکی فرو رفته بود دوباره پُر از نور شده است. از آنجایی که دامغان با فقدان شدید هتل و اقامتگاه گردشگری هم رو‌به‌روست، این خانه توانست این خلأ را به‌خوبی پُر کند. در حال حاضر تنها دو خانه بوم‌گردی در دامغان وجود دارد و همین به رونق خانه بوم‌گردی «ناصرلشکر» کمک کرده است. ملیکا عالمی تعریف می‌کند: «ما برای ساماندهی خانه پدری قید زندگی در تهران را زدیم و ساکن دامغان شدیم. اول فکر می‌کردیم شاید زندگی در شهرستان سخت باشد، اما برعکس خیلی لذت‌بخش شد. هوای روستا هم خیلی دلپذیر بود و چون خودم هم به خانه‌های تاریخی علاقه داشتم اینجا برایم جایی دوست‌داشتنی برای زندگی شد. به‌طوری که نه تنها خانه خودمان را ساماندهی کردیم، بلکه به فکر مرمت بنای مجاورش که زمانی مدرسه روستا بوده، افتادیم.»این روزها خانه «ناصر لشکر» حال‌وهوای قاجاری گرفته. حوض‌ خانه پُر از آب است و وسایل قدیمی خانواده‌های روستا در اینجا نگهداری می‌شوند. کوزه‌های بزرگ ذخیره آذوقه، ترازوی قدیمی، ظرف‌های قدیمی سفالین و چراغ‌های بادی. با آمدن آن‌‌ها، پرستوها هم به اینجا آمدند و لانه کردند. باغچه حالا پُر از صدای گنجشک‌ها و پرستوها شده است.
 
روایت دوباره قصه‌‌های خانه پدری
از آن روزی که خانه بوم‌گردی راه افتاده، آقای ناصریان نمی‌گذارد آتش این خانه خاموش شود. او راوی قصه‌های قدیمی خانه و روستا برای مسافران است. خانه «ناصرلشکر» عمری بیش از یک قرن دارد. عباس‌خان ناصریان، پدربزرگش از فعالان نظامی دوره قاجار بود و متولد 1239 و  در همین روستای عباس‌آباد دامغان به دنیا آمده بود. آقای ناصریان برایمان تعریف می‌کند که عباس‌خان ناصریان زمان مظفرالدین‌شاه شورش و حمله ایل «باصوری» را با درایت تمام سرکوب و از آن پس لقب «ناصرلشکر» را دریافت کرد. بعد از آن است که او ساکن این خانه می‌شود. خانه «ناصرلشکر» دالان، بادگیر، برج نظامی، حوض قدیمی، ایوان، سرداب و انبار دارد. او می‌گوید که اینجا می‌شود زندگی دوره قاجار را تجربه کرد: «تمام تلاش ما این بود که بتوانیم زندگی دوره قاجار را دوباره زنده کنیم و شرایطی را فراهم کنیم که مسافران بتوانند با حال‌وهوای زندگی روستایی آشنا شوند.»
خانم عالمی بر این باور است: «برای اینکه زندگی آن دوره دوباره زنده شود ما سعی کردیم حتی دیوارها را به همان شکل حفظ یا مطبخ را دوباره احیا کنیم و از وسایل آن دوره یا حداقل شبیه به آن را در دکور خانه به کار ببریم. من خیلی دقت داشتم که ما با به‌کارگیری رنگ یا المان جدیدی، هویت خانه را به‌هم نزنیم. هرچند با این روش، مرمت‌کردن بسیار سخت است به‌خصوص اینکه هرکسی ایده‌ای دارد و دستورالعمل مشخصی برای احیای خانه‌های بوم‌گردی‌ها وجود ندارد.»
 
با دست‌های خالی
محمدعلی ناصریان و ملیکا عالمی احیای خانه بوم‌گردی را بدون هیچ حمایتی شروع کردند:«پول بسیار کمی برای مرمت داشتیم و مجبور بودیم که هربار یک گوشه  خانه را درست کنیم. سازمان میراث‌فرهنگی با اینکه در ابتدا وعده داده بود که بروید و کارتان را شروع کنید ما از شما حمایت می‌کنیم، اما ما را تنها گذاشتند. فقط تنها کاری که کردند دادن مجوز بود.»
آن‌ها با همین مجوز و بدون سرمایه کلان توانستند خانه بوم‌گردی‌شان را سرپا کنند: «تبلیغات ما بیشتر دهان‌به‌دهان بود و حالا داریم روی اطلاع‌رسانی شبکه‌های اجتماعی و سایت کار می‌کنیم.» ملیکا عالمی می‌گوید: «در خانه‌های بوم‌گردی کیفیت ارائه خدمات در تبلیغات بسیار موثر است. با اینکه خیلی مسئولان می‌توانند به هتل بروند، ولی بارها شده که خواستند به همراه خانواده‌شان در بوم‌گردی ما ساکن شوند هرچند که آمدن مسئولان هم کمکی به ما نکرده تا شبکه مخابرات روستا به‌خوبی کار کند، ولی با این همه ما توانستیم از پس مشکلات برآییم.» «راه‌اندازی خانه‌ بوم‌گردی دردسرهای خودش را دارد. به‌عنوان مثال، چون خانه ما نسبتا تعداد اتاق‌های کمتری دارد، ما اصلا پذیرش توریست ایرانی‌ و خارجی‌ را هم‌زمان نمی‌توانیم داشته باشیم. ایرانی‌ها شب‌ها خیلی دیر می‌خوابند و معمولا دور آتش جمع می‌شوند و سروصدای زیادی دارند در حالی که توریست‌های خارجی برعکس هستند؛ صبح‌ها زود بیدار می‌شوند و شب‌ها زود می‌خوابند، بنابراین تجربه ما نشان داده وقتی توریست ایرانی داریم. توریست خارجی را نپذیریم و برعکس.» خانم عالمی ایده‌های بسیاری هم دارد:«یکی از ایده‌هایی که با ساکن شدن در این خانه قدیمی به ذهنم رسید، احیای صنایع‌دستی اینجا بود. نمدمالی و پارچه‌بافی از هنرهای سنتی قدیمی دامغان است. با این حال ما نتوانستیم هنوز قدیمی‌ها را راضی به احیای این هنر کنیم. ایده راه‌اندازی کارگاه‌های نمدمالی در ذهن من است و امیدوارم بتوانم آن را اینجا احیا کنم و از قبل آن هم، تعداد افراد بیشتری از روستا صاحب کار شوند.»
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه