یادداشت
سرمایه انسانی زنان را پشتوانه رونق تولید کنیم
سپیده کاوه؛ پژوهشگر اقتصادی
با نامگذاری سال1398 بهعنوان سال رونق تولید، این سوال به ذهن علاقهمندان ارتقای جایگاه زنان در عرصههای مختلف اقتصادی متبادر میشود که نقش زنان در ایجاد رونق در تولید چه میتواند باشد؟ پاسخ به این پرسش باید در بستر کنونی اقتصاد و وضعیت کنونی تولید در کشور صورت گیرد. رکود ناشی از عوامل ساختاری درونی اقتصاد و فشارهای بیرونی، بهرهوری پایین فعالیتهای اقتصادی، کمبود تقاضا برای نیروی کار و عدم کفایت لازم در اشتغالزایی سبب بالا بودن نرخ بیکاری برای زنان و مردان بهصورت توامان شده است و در این بین زنان در بازار کار با آسیبهای جدیتری دستوپنجه نرم میکنند. با مطالعه سیر زمانی درصد شاغلان در بخش صنعت در جمعیت شهری، روند صعودی ملایمی در دهه منتهی به سال95 طبق آمارها وجود دارد، ولی نگاهی به آمار اشتغال زنان در حوزههای مختلف کاری نشان میدهد که میزان اشتغال زنان در حوزه صنعت دارای روند نزولی بوده است. به عبارتی دیگر، زنان اندک جای خود در صنعت را نیز به مردان دادهاند و این سبب هدررفت سرمایه انسانی تجمیع شده در آنان بهواسطه تحصیل در رشتههای فنی-مهندسی شده است. اگر در دهههای اخیر میزان افزایش فارغالتحصیلان زن در رشتههای فنی- مهندسی با افزایش میزان اشتغال آنها در صنعت همزمان بود، موزانه سرمایه انسانی و نیروی کار از دست نمیرفت. با توجه به این استدلال، تلاش برای افزایش سهم زنان در صنعت و تولید سبب افزایش کارآمدی اقتصاد و استفاده بهتر از منابع میشود. نگاهی به جمعیت غیرفعال از نظر اقتصادی مطابق با آخرین گزارش مرکز آمار سال95، نشان میدهد که از کل جمعیت 10سال و بالاتر، 61درصد، مردان 36درصد و زنان 85درصد جمعیت به لحاظ اقتصادی، غیر فعال هستند. این آمارهای عدم مشارکت در فعالیتهای اقتصادی در ایران نسبت به متوسط جهانی و اعداد معمول کشورهای مشابه بالا هستند . برای یافتن زاویه دید دیگری به این مسئله، لازم است نسبت جنسیتی جمعیت که برابر با نسبت تعداد مردان به زنان ضربدر 100 است را موردبررسی قرار دهیم. طبق آخرین آمار این نسبت در ایران 103 است، یعنی بهازای هر 100زن، 103مرد وجود دارد. حال اگر شاخصی تحتعنوان نسبت جنسیتی شاغلان صنعتگر و شاغل مربوطه تعریف شود، این شاخص طبق آخرین آمار از حاصل تقسیم جمعیت مردان صنعتگر و کارکنان مربوطه 271/588/3 به عدد مشابه زنان 804/791 ضربدر 100 بهدست میآید و برابر با 453 است. یعنی بهازای هر 100نفر زن، 453 نفر مرد وجود دارد و باید توجه داشت در این آمار متصدیان ماشینآلات و دستگاههای مونتاژ و کارگران و... وجود ندارند و با لحاظ آنها نسبت جنسیتی به 854 میرسد. اعداد فوق بسیار نامتوازن و نامعقول بوده و بیانگر میزان اشتغال پایین زنان در بخش تولید است و باید توجه داشت که این آمار اشارهای نمیکند به زنانی که در صف اشتغال هستند. حال اینکه چه تمهیداتی برای متوازنسازی این اعداد در حد معقول جهانی باید صورت گیرد، سیاستگذاریهای کلان اقتصاد کشور را منعکس میکند. زنان، نیمی از جمعیت کشور را تشکیل میدهند. نقش زنان در اقتصاد نه فقط توسط نظام اقتصادی، بلکه توسط عوامل فرهنگی و اجتماعی نیز تحتتاثیر قرار میگیرد. از این رو برای افزایش سهم زنان در اقتصاد بهخصوص صنعت و تولید باید به ارزشهای اجتماعی، شرایط خانوادگی و سیاستهای اشتغال همزمان توجه کرد. در این نوشتار تاکید بر سیاستهای اشتغال و نگاه اقتصادی به موضوع است. در شرایطی که افزایش جمعیت جوان زنان تحصیلکرده در رشتههای مرتبط با صنعت وجود دارد، پاسخ اقتصادی به این سوال ایجاد اولویت در استخدام زنان و سهولت در اشتغال آنان خواهد بود. اساسا زمانی که بحث تخصیص منابع و بهینگی مطرح و هدف بالابردن کارایی سیستم است باید موانع خارجی که از بیرون از سیستم از تخصیص بهینه جلوگیری میکنند از سیستم حذف شوند یا راهکارهایی برای کم کردن نیروی این موانع اندیشیده شود.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




